سخنران: حجه الاسلام و المسلمین فقیهی اصفهانی

از اساتید حوزه علمیه قم و عضو مدرسه فقهی

حضرت بقیه الله - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء


آیت الله بهجت


رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای از نظر آیت الله بهجت

حجم کلیپ : 3،4 مگابایت

فرمت : 3gp

دانلود کلیپ تصویری موبایل

+ زندگی نامه آیت الله بهجت

در ادامه ...






دانلود مستقیم

دانلود غیرمستقیم






زندگی نامه آیت الله بهجت



ولادت


حضرت‌ آيت‌الله محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 هـ ق، در شهر مذهبي فومن واقع در استان گيلان، چشم به جهان گشود. شانزده‌ ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش به سراي باقي شتافت و از اوان کودکي طعم تلخ يتيمي را چشيد.

درباره نامگذاري حضرت آيت الله بهجت، خاطره‌اي شيريني که از نزديکان ايشان نقل شده است که ذکر آن در اين مجال سودمند است: پدر آيت الله بهجت در سن حدود هفده سالگي بر اثر بيماري وبا در بستر بيماري مي‌افتد به گونه‌اي که اميد زنده ماندن او از بين مي‌رود. در آن حال ناگهان صدايي شنيد که گفت:«با ايشان کاري نداشته باشيد؛ زيرا ايشان پدر محمد تقي است.»

تا اين که با آن حالت خوابش مي‌برد و مادرش که در بالين او نشسته بود گمان مي‌کند وي از دنيا رفته؛ اما بعد از مدتي پدر آقاي بهجت از خواب بيدار مي‌شود و حالش رو به بهبودي مي‌رود و کاملاً شفا مي‌يابد.

چند سال پس از اين ماجرا تصميم به ازدواج مي‌گيرد و سخني را که در حال بيماري به او گفته شده بود کاملاً از ياد مي‌برد. بعد از ازدواج نام اولين فرزند خود را به نام پدرش مهدي مي‌گذارد، فرزند دومي دختر بوده، وقتي فرزند سوم را خدا به او عطا مي‌کند، اسمش را«محمد حسين» مي‌گذارد، و هنگامي که خداوند چهارمين فرزند را به او عنايت مي‌کند به ياد آن سخن که در دوران بيماري اش شنيده بود مي‌افتد، و وي را«محمد تقي» نام مي‌نهد؛ ولي وي در کودکي در حوض آب مي‌افتد و از دنيا مي‌رود، تا اين که سرانجام پنجمين فرزند را دوباره« محمد تقي» نام مي‌گذارد، و بدين سان نام آيت الله بهجت مشخص مي‌شود.

کربلايي محمود بهجت، پدر آيت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم مي‌پرداخت و اسناد مهم و قباله‌ها به گواهي ايشان مي‌رسيد. وي اهل ادب و از ذوق سرشاري برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثي اهل بيت(ع) به ويژه حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) شعر مي‌سرود، مرثيه‌هاي جانگدازي که اکنون پس از نيم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.

آري آيت الله بهجت در کودکي در تربيت پدري چنين که دلسوخته اهل بيت(ع) به ويژه سيد الشهدا(ع) رشد يافته بود، و نيز با شرکت در مجالس حسيني و بهره مندي از انوار آن محافل پرورش يافت. از همان کودکي از بازي‌هاي کودکانه پرهيز مي‌کرد و آثار نبوغ و انوار ايمان در چهره اش نمايان بود، و عشق فراواني به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.



تحصيلات

آیت الله بهجت


تحصيلات ابتدايى حوزه را در مکتب‌خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 هـ ق، هنگامى که تقريباً چهارده سال از عمر شريفش مى‌‏گذشت، براى تکميل دروس حوزوى عازم(عراق) شد. حدود چهار سال در کربلاي معلى اقامت گزيد و افزون بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان همچون مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى(غير از آيت‌الله خويى معروف) بهره برد.

آن زمان چهارده سال از عمر شريفش مي‌گذشت که به عراق مشرّف شد و در کربلاي معلّي اقامت‌ گزيد. بنا به گفته يکي از شاگردان نزديک ايشان، معظّم له خود به مناسبتي فرمودند:«بيش از يک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم.»

آري، دست تربيت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شايسته را از اوان کودکي و نوجواني زير نظر جهان بين خود گرفته و فيوضاتش را شامل حال آنان کرده است و پيوسته مي‌پايد، تا در بزرگي مشعل راهبري راهپويان طريق الي الله را به دستشان بسپارد.

بدين سان، آيت الله بهجت حدود چهار سال در کربلاي معلّي مي‌ماند و از فيوضات سيد الشهدا(ع) استفاده مي‌کند و به تهذيب نفس مي‌پردازد و در آن مدت، بخش معظمي از کتاب‌هاي فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن ديار مطهّر فرا مي‌گيرد.

در سال 1352 هـ ق براى ادامه تحصيل به«نجف اشرف» رهسپار شد و سطح عالى علوم حوزه را در محضر آيات عظام همچون حاج شيخ مرتضى طالقانى(ره) به پايان رساند و پس از درک محضر آيات عظام آقا ضياي عراقى و ميرزاى نايينى(ره)، وارد حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى شد.

افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد کاظم شيرازى(ره)، صاحب حاشيه بر مکاسب و در حوزه علوم عقلى، کتاب«الاشارات و التنبيهات» و «اسفار» را نزد آيت الله سيد حسين بادکوبه‏اى(ره) فرا گرفت و در زمان شاگردي به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تأليف کتاب«سفينه‏البحار» محدث کبير، حاج شيخ عباس قمى(ره) را ياري کرد.

با اين همه، همّت او تنها مصروف علوم ديني نبوده؛ بلکه عشق به کمالات والاي انساني هماره جان ناآرام او را در جست و جوي مردان الهي و اولياي برجسته مي‌کشاند.

يکي از شاگردان آيت الله بهجت مي‌گويد: در سال‌هاي متمادي که در درس ايشان شرکت مي‌جويم، هرگز نشنيده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبي فرموده باشد. از جمله سخناني که از زبان مبارکش درباره خود فرمود، اين است که در ضمن سخني به مناسبت تجليل از مقام معنوي استاد خود، حضرت آيت الله ناييني(ره) فرمود:«من در ايام نوجاني در نماز جماعت ايشان شرکت مي‌نمودم، و از حالات ايشان چيزهايي را درک مي‌کردم.»

در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش(فومن) از کودکى محضر عالم بزرگوا«سعيدى» و درکربلا از برخى علماى ديگر بهره برد تا اين که در نجف اشرف در سن حدود هجده سالگي با آيت حق، سيد علي آقاي قاضى(ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت. از آن پس در سلک شاگردان اخلاقى ـ عرفانى ايشان درآمد.



هجرت


در سال 1364 هـ ق موافق با 1324 هـ ش با قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال از عشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال راهي سرزمين خويش شد و در زادگاهش تشکيل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود، هنگام عبور از قم، در زمانى که هنوز چندين ماه از مهاجرت حضرت آيت الله بروجردى(ره) به قم نگذشته بود، موقتاً مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يکى پس از ديگرى مى‏شنود، از اين رو در شهر مقدس قم رحل اقامت مى‏افکند.

حضرت آيت الله بهجت پس از ورود به قم، خدمت آيات عظام کوه کمره‏اى حضور يافت و در بين شاگردان درخشيد همچنين در درس حضرت آيت الله بروجردي همچون ديگر شاگردان برجسته اش حضرات آيات امام خميني(ره)، گلپايگاني(ره) و... حاضر شد.

آيت الله مصباح در اين باره مي‌گويد:«آيت الله بهجت از همان زماني که مرحوم آيت الله بروجردي(ره) در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته و از مُستَشکِلين معروف و مبرّز درس ايشان بودند. معمولاً استاداني که درس خارج مي‌گويند، در ميان شاگردانشان يکي دو سه نفر هستند که ضمن اين که بيش از همه مطالب را ضبط مي‌کنند، احياناً اشکالاتي به نظرشان مي‌رسد که مطرح و پيگيري مي‌کنند تا مسائل کاملاً حل شود، اينان از ديگران دقيق ترند، و اشکالاتشان علمي تر و نياز به غور و بررسي بيشتري دارد، و ايشان در آن زمان چنين موقعيتي را در درس مرحوم آيت الله بروجردي داشتند.»



استادان برجسته فقه و اصول


آيت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح و درک محضر استادان بزرگي چون آيات عظام آقا سيد ابوالحسن اصفهاني(ره)، آقا ضياي عراقي(ره) و ميرزاي ناييني(ره)، به حوزه گران قدر و پر محتواي آيتِ حقّ حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني(ره) معروف به کمپاني، وارد شد و در محضر آن علامه کبير به تکميل نظريات فقهي و اصولي خويش پرداخت. به ياري استعداد درخشان و تأييدات الهي از تفکرات عميق و ظريف و دقيق مرحوم علامه کمپاني، که داراي فکري جوّال و متحرک و همراه با تيزبيني بوده، بهره‌ها برد.

آيت الله محمد تقي مصباح درباره استفاده آيت الله بهجت از استادان خود مي‌گويد:«در فقه بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد کاظم شيرازي که شاگردان مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي و از استادان بسيار برجسته نجف اشرف بود، استفاده کرده و در اصول از مرحوم آقاي ناييني و سپس بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد حسين کمپاني اصفهاني فايده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهاني بيشتر بود و هم استفاده‌هاي جنبي ديگر.»



سير و سلوک و عرفان



حضرت آيت الله بهجت، در کنار تحصيل و پيش از دوران بلوغ، به تهذيب نفس و استکمال معنوي همّت گمارده و در کربلا در تفحّص استاد و مربي اخلاقي برآمده که به وجود آقاي قاضي که در نجف بوده، پي برده بود. پس از مشرف شدن به نجف اشرف نيز از استاد برجسته خويش آيت الله شيخ محمد حسين اصفهاني کمپاني استفاده‌هاي اخلاقي کرده است.

آيت الله مصباح در اين باره مي‌گويد:«پيدا بود که از نظر رفتار هم خيلي تحت تأثير مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني بودند؛ چون گاهي مطالبي را از ايشان با اعجابي خاص نقل مي‌کردند، و بعد نمونه هايش را ما در رفتار خود ايشان مي‌ديديم. پيدا بود که اين استاد در شکل گرفتن شخصيت معنوي ايشان تأثير بسزايي داشته است.»

همچنين در درس‌هاي اخلاقي آقا سيد عبدالغفار در نجف اشرف شرکت جسته و از آن استفاده مي‌کرد، تا اين که در سلک شاگردان حضرت آيت الله سيد علي قاضي(ره) در آمده و در صدد کسب معرفت از ايشان بر مي‌آيد و در سن هجده سالگي به محضر پرفيض عارف کامل حضرت آيت الله سيد علي آقاي قاضي بار مي‌يابد و مورد ملاطفت و عنايات ويژه آن استاد معظّم قرار مي‌گيرد. در عنفوان جواني چنان مراحل عرفان را سپري مي‌کند که غبطه ديگران را بر مي‌انگيزد.

آيت الله مصباح مي‌گويد:«ايشان از مرحوم حاج ميرزا علي آقاي قاضي در جهت اخلاقي و معنوي بهره برده و سال‌ها شاگردي ايشان را کرده بودند. آيت الله قاضي از کساني بودند که مُمَحَّضِ در تربيت افراد از جهات معنوي و عرفاني بودند، مرحوم علامه طباطبايي و مرحوم آيت الله آقا شيخ محمد تقي آملي و مرحوم آقا شيخ علي محمد بروجردي و عده زيادي از بزرگان و حتي مراجع در جنبه‌هاي اخلاقي و عرفاني از وجود آقاي قاضي بهره برده بودند. آيت الله بهجت از اشخاص ديگري نيز گه گاه نکاتي نقل مي‌کردند مثل مرحوم آيت الله آقا شيخ مرتضي طالقاني و ديگران...

خود آقاي بهجت نقل مي‌کردند: شخصي در آن زمان درصدد برآمده بود که ببيند چه کساني سحر ماه مبارک رمضان در حرم حضرت امير(ع) در قنوت نماز وترشان دعاي ابو حمزه ثمالي مي‌خوانند، آن طور که خاطرم هست، اگر اشتباه نکنم کساني را که مقيد بودند اين عمل را هر شب در حرم حضرت امير(ع) انجام بدهند، شمرده بود و بيش از هفتاد نفر شده بودند.

به هر حال، بزرگاني که تقيد به جهات عبادي و معنوي داشتند، در آن عصرها زياد بودند. متأسفانه در عصر ما کمتر اين نمونه‌ها را مشاهده مي‌کنيم. البته علم غيب نداريم، شايد آن کساني که پيشتر در حرم‌ها اين عبادت‌ها را انجام مي‌دادند، حالا در خانه‌هاي شان انجام مي‌دهند؛ ولي مي‌شود اطمينان پيدا کرد که تقيد به اعمال عبادي و معنوي سير نزولي داشته و اين بسيار جاي تأسف است.»

يکي ديگر از شاگردان حضرت آيت الله بهجت، حجت الاسلام و المسلمين آقاي تهراني، جريان يادشده را به صورت ذيل از حضرت آيت الله بهجت نقل مي‌کند:«شخصي در آن زمان شنيده بود که در گذشته هفتاد نفر در حرم حضرت امير(ع) در قنوت نماز وترشان دعاي ابو حمزه ثمالي را مي‌خواندند، آن شخص تصميم گرفته بود، ببيند در زمان خودش چند نفر اين کار را انجام مي‌دهند، رفته بود و شمارش کرده و ديده بود تعداد افراد نسبت به زمان سابق تقليل پيدا کرده و مجموعاً پنجاه نفر(آن طور که بنده به ياد دارم) در حرم(اعّم از نزديک ضريح مطهّر، و رواق‌هاي اطراف) دعاي ابوحمزه را در دعاي نماز وتر خود قرائت مي‌کنند.»



فلسفه


حضرت آيت الله بهجت، اشارات ابن سينا و اسفار ملاصدرا را نزد مرحوم آيت الله سيد حسن بادکوبه‌اي فرا گرفته است.



تدريس


آيت الله بهجت در همان ايام که در درس آيات عظام اصفهاني، کمپاني و شيرازي حضور مي‌يافت، ضمن تهذيب نفس و تعلم، به تعليم هم مي‌پرداخت و سطوح عاليه را در نجف اشرف تدريس مي‌کرد.

پس از هجرت به قم نيز پيوسته اين روال را ادامه مي‌دادند. درباره تدريس خارج فقه ايشان نيز در مجموع مي‌توا ن گفت که ايشان بيش از چهل سال است که به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و به سبب شهرت گريزي غالباً در منزل تدريس کرده است و فضلاي گران قدري ساليان دراز از محضر پر فيض ايشان بهره برده‌اند.

محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجره‌هاي مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اکنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشکيل مى شود و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.



شيوه تدريس

آیت الله بهجت


آيت الله مصباح در مورد روش تدريس ايشان مي‌گويد:«ايشان در بيان مطالب سعي مي‌کردند، ابتدا مسأله را از روي کتاب شيخ انصاري(ره) مطرح کنند و بعد هر کجا مطلب قابل توجهي از ديگران به خصوص از صاحب جواهر(ره) در طهارت و از مرحوم حاج آقا رضا همداني و ديگران مطالب برجسته‌اي داشتند آن را نقل مي‌کردند و بعد هر جا خود ايشان نظر خاصي داشتند آن را بيان مي‌کردند. اين شيوه از يک سو سبب اين مي‌شد که انسان از نظر استادان بزرگ در يک موضوع آگاه بشود و در عين حال صرفه جويي در وقت مي‌شد. استادان ديگر هم براي تدريس شيوه‌هاي جالبي داشتند که شايد براي مبتدي مفيدتر بود که هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح مي‌کردند؛ ولي خوب اين باعث مي‌شد که وقت بيشتري گرفته بشود و احياناً مطالبي تکرار بشود.


در ضمن تدريس، در ميان نکته‌هايي که از خود ايشان ما استفاده مي‌کرديم و طبعاً بعضي از اين نکته‌ها چيزهايي بود که ايشان از استادانشان شفاهاً دريافت کرده بودند، به مطالب بسيار ارزنده و عميق و داراي دقت‌هاي کم نظيري بر مي‌خورديم.»


آيت الله مسعودي که خود سال‌ها از درس حضرت آيت الله بهجت بهره برده‌اند درباره ويژگي تدريس ايشان مي‌گويد:«سبک درس ايشان سبک خاصي است. معمولاً آقايان مراجع و بزرگان در درس خارج يک مسأله‌اي را مطرح مي‌کنند و اقوال ديگران را يکي يکي ذکر مي‌کنند، سپس يکي را نقد مي‌کنند و ديگري را تأييد، و سرانجام يکي از آن نظرات را مي‌پذيرند، يا نظريه ديگري را انتخاب مي‌کنند؛ ولي ايشان بر خلاف همه، نقل اقوال نمي‌کنند؛ بلکه ابتدا مسأله را مطرح مي‌کنند و بعد روند استدلالش را بيان مي‌کنند. اگر شاگرد آراي علما را ديده و مطالعه کرده باشد، مي‌فهمد که دليلي را که استاد ذکر مي‌کند چه کسي گفته است، و اشکال يا تأييدي را که مي‌کند، مي‌فهمد به سخن چه کسي اشکال يا قول چه کسي را تأييد مي‌کند. لذا هر کس بخواهد در درس ايشان شرکت کند بايد مباني و نظرات آقايان ديگر را ديده باشد.»

آيت الله محمد حسين احمدي فقيه يزدي درباره شيوه درس ايشان مي‌گويد:«نوعاً ايشان چند مسأله اصلي يا فرعي را که عنوان مي‌فرمودند بعد از توجه به ظرافت‌هاي حديث و روايت و يا آيه شريفه‌اي که دلالت بر موضوع بحث داشت، مقايسه‌اي بين موضوع بحث و ساير بحث‌هاي مشابه مي‌کردند و دقت عقلي و فکري خاصي در تعادل آن دو انجام مي‌دادند، آن گاه نتيجه مي‌گرفتند که انصافاً نتيجه علمي و جديد بود. و حقيقتاً مطلبي را که ذکر مي‌کردند ناشي از اوج و عظمت ديد و فکرشان بود که از ائمه(ع) و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحيح نيز هم اين گونه بحث و تجزيه و تحليل کردن است.»



موعظه در درس


حجت السلام و المسلمين قدس، امام جمعه کلاچاي که خود سال‌ها در درس ايشان حضور داشته است مي‌گويد:«روال حضرت آيت الله بهجت اين بود که پيش از شروعِ درس، حدود ده دقيقه موعظه مي‌کرد؛ ولي نه با عنوان موعظه؛ بلکه با عنوان حکايت حال بزرگان گذشته. و معلوم بود که منظور اصلي آيت الله مصباح يزدي که سال‌ها در درس خارج فقه ايشان شرکت مي‌کردند(15سال)، افزون بر استفاده علمي، استفاده از روحيه ملکوتي آقا بوده است.»

آيت الله مصباح در اين باره مي‌گويد:«حضرت آيت الله بهجت گاهي داستاني را يا حديثي را نقل مي‌کردند که براي ما تعجب آور بود، ايشان چه اصراري دارند که بر مطالب معلوم و روشن تکيه مي‌کنند، از جمله مطلبي که ايشان در تذکّرات پيش از درس اصرار مي‌کردند؛ امامت اميرالمؤمنين(ع) بود، ما تعجب مي‌کرديم که ما مگر در آن حضرت شک داريم که ايشان اين قدر اصرار دارند که دلائل امامت حضرت علي(ع) را براي ما بيان کنند. يک خورده ته دلمان گله مند بوديم که چرا به جاي اين مطالب يک چيز‌هايي که بيشتر حاجت ما است(در امور اخلاقي و معنوي) مطالبي را نمي‌گويند. اما بعد از اين که به پنجاه ـ شصت سالگي رسيديم، در بسياري از مباحث ديديم که آن نکته‌هايي که ايشان چهل سال پيشتر در درسشان درباره امامت علي(ع) مي‌فرمودند به دردمان مي‌خورد. گويا ايشان آن روز را مي‌ديد که يک مسائلي بنا است در آينده مورد غفلت و تشکيک قرار بگيرد.

شايد اگر توجه‌هاي ايشان نبود، ما انگيزه‌اي نداشتيم درباره اين مسائل مطالعه‌اي داشته باشيم، حتي از نکته‌هايي که ايشان چهل سال پيش بيان مي‌کردند، امروز بنده در نوشته هايم در مورد مسائل اعتقادي يا جاهاي ديگر استفاده کرده‌ام.»




جايگاه علمي


گواهي استادان و هم دوره اي‌ها و نيز شاگردان برجسته که بخشي از آن در ذيل مي‌آيد، نمايانگر دقت نظر و نبوغ برجستگي علمي ايشان است:


روزي ايشان در درس کفايه يکي از شاگردانِ مرحوم آخوند خراساني به چگونگي تقرير مطالب آخوند خراساني از سوي استاد اعتراض مي‌کند؛ ولي با توجه به اين که از همه طلاب شرکت کننده در درس کم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدي پيش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شديد شاگردان ديگر قرار مي‌گيرد، ولي در آن هنگام ناگهان استاد وارد و متوجه اعتراض شاگردان به ايشان مي‌شود. سپس خطاب به آنان مي‌فرمايد:«با آقاي بهجت کاري نداشته باشيد.» همه ساکت مي‌شوند آن گاه استاد ادامه مي‌دهد:«ديشب که تقريرات درس مرحوم آخوند را مطالعه مي‌کردم متوجه شدم که حقّ با ايشان است.» و پس از اين سخن، از جديت و نبوغ آيت الله بهجت تمجيد مي‌کند.


يکي از دانشمندان نجف مي‌گويد:«ايشان در درس، به مرحوم آيت الله کمپاني امان نمي‌داد، و پيوسته بحث‌ها را مورد نقد قرار مي‌داد.»

مرحوم آيت الله حاج شيخ مرتضي حائري نيز مي‌گويد:«ايشان با اظهار نظرهاي دقيق و اشکالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزي مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ايرادها براي ما هم مفيد بود؛ ولي آقاي بهجت براي گريز از شهرت ديگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه مي‌دادند معلوم مي‌شد اگر بالاتر از ديگران نباشند، بي شک کمتر از آنان نيستند.»



مرحوم علامه محمد تقي جعفري مي‌گويد:«آن هنگام که در خدمت آقا شيخ کاظم شيرازي مکاسب مي‌خوانديم، آيت الله بهجت نيز که اينک در قم اقامت دارند، در درس ايشان شرکت مي‌کردند، خوب يادم هست که وقتي ايشان اشکال مي‌کردند، آقا شيخ کاظم با تمام قوا متوجه مي‌شد، يعني خيلي دقيق و عميق به اشکالات آقاي بهجت توجه مي‌کرد، و همان موقع ايشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود.»

آيت الله سيد محمد حسين طهراني در کتاب«انوارالملکوت» مي‌نويسد:«آيت الله حاج شيخ عباس قوچاني، وصيّ سيد علي آقاي قاضي مي‌فرمودند: آيت الله العظمي حاج شيخ محمد تقي بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني حاضر مي‌شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سيّد باز مي‌گشتند، بعضي از طلابي که در درس براي آنها اشکالاتي باقي مانده بود به حجره ايشان مي‌رفتند و اشکالشان را رفع مي‌کردند و چه بسا ايشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ايشان مي‌پرسيدند و ايشان هم مانند بيداري جواب مي‌دادند، جواب کافي و شافي، و چون از خواب بر مي‌خاستند و از قضايا و پرسش‌هاي در حال خواب با ايشان سخن به ميان مي‌آمد، ابداً اطلاع نداشتند و مي‌گفتند: هيچ به نظرم نمي‌رسد و از آنچه مي‌گوييد در خاطرم چيزي نيست.»

آيت الله مشکيني(ره) مي‌گويد:«ايشان از جهت علمي(هم در فقه و هم در اصول) در يک مرتبه خيلي بالايي در ميان فقهاي شيعه قرار دارند.»

حجت السلام و المسلمين امجد مي‌گويد:«ايشان در علميت در افق اعلي است. فقيهي است بسيار بزرگ، و معتقدم که بايد مجتهدين پاي درسشان باشند تا نکته بگيرند و بفهمند، و حق اين است که درس خارج را بايد امثال آيت الله بهجت بگويند نه آنهايي که به نقل اقوال بسنده مي‌کنند.»




تشويق بزرگان به شرکت در درس ايشان


آيت الله مصباح مي‌گويد:«اولين چيزي که ما را جذب کرد؛ آن جاذبه معنوي و روحاني ايشان بود. ولي تدريجاً متوجه شديم که ايشان از لحاظ مقامات علمي و فقاهت هم در درجه بسيار عالي قرار دارد. اين بود که سعي کرديم خدمت ايشان درسي داشته باشيم تا وسيله‌اي باشد هم از معلومات ايشان بهره‌اي ببريم، و هم بهانه‌اي باشد که هر روز خدمت ايشان برسيم و از کمالات روحي و معنوي آقا بهره مند شويم. کتاب طهارت را در خدمت ايشان شروع کرديم، ابتدا در يکي از حجرات مدرسه فيضيه چند نفر از دوستان شرکت مي‌کردند، و بعد از گذشت يک سال، يکي دو سالي هم در حجره‌اي در مدرسه خان(مدرسه مرحوم آيت الله بروجردي) خدمت ايشان درس داشتيم. بعدها که ضعف مزاج ايشان بيشتر شد، از آن به بعد در منزل، خدمتشان مي‌رفتيم که يک دوره طهارت را خدمت ايشان خوانديم و بعد يک دوره هم مکاسب و خيارات را که تقريباً حدود پانزده سال ادامه پيدا کرد. ما در درس ايشان استفاده‌هايي مي‌برديم که در بسياري از درس‌ها کمتر يافت مي‌شد.»

شهيد بزرگوار استاد مطهري(ره) نيز به درس ايشان عنايت خاصّي داشتند. آيت الله محمد حسين احمدي يزدي در اين باره مي‌گويد:«آيت الله شهيد مطهري درباره درس آيت الله بهجت به ما خيلي سفارش مي‌کرد و مي‌فرمود: حتماً در درس ايشان شرکت کنيد مخصوصاً در اصول، چون آقاي بهجت درس آقا شيخ محمد حسين اصفهاني را ديده حتماً در درس ايشان شرکت کنيد.»

استاد خسرو شاهي مي‌گويد:«بنده در درس فقه خارج خيارات حضرت آيت الله شيخ مرتضي حائري شرکت مي‌کردم. ايشان اواخر عمر مريض بودند و درسشان تعطيل شد. يک روز وقتي که آيت الله حايري از حرم بيرون مي‌آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض کردم: ان شاء الله درس را شروع مي‌فرماييد؟ فرمودند: نه. بعد فرمودند:«شما که جوان هستيد من يک ضابطه‌اي را در اختيار شما قرار بدهم، و آن اين که درس کساني شرکت بکنيد که فقط نقل اقوال نکنند؛ بلکه اقوال را بررسي کرده و نکاتي را در درس بيان کنند که در فعليت رساندن ملکه اجتهاد خيلي سودمند باشد. چون درسي براي شما مفيد است که اين ملکه اجتهاد را از قوه به فعليت برساند، و تنها به نقل اقوال کفايت نکند.»


من همان جا به ايشان عرض کردم: جناب عالي کسي را با اسم براي ما معرفي بفرماييد. فرمودند:«من از اسم بردن معذورم.» عرض کردم: من در درس آيت الله العظمي بهجت شرکت مي‌کنم. ايشان اظهار رضايت نمود و تبسم کردند و فرمودند:«درس ايشان از نظر دقت و محتوا همين قاعده و ضابطه‌اي را که به شما گفتم دارد، خوب است که در درس ايشان شرکت مي‌کنيد. درس ايشان از هر جهت سازنده است، هم از جهت علمي هم از جهت اخلاقي، اين درس را ادامه بدهيد.»




مرجعيت


با اين که ايشان فقيهي شناخته شده‌اند و بيش از سي سال است که اشتغال به تدريس خارج فقه و اصول دارند؛ ولي هماره از پذيرش مرجعيت سرباز زده‌اند.


آيت الله مصباح درباره علت پذيرش مرجعيت از سوي ايشان و نيز پيرامون عدم تغيير وضعيت آيت الله بهجت بعد از مرجعيت مي‌گويد:«بعد از مرجعيت، منزل آيت الله بهجت هيچ تغييري نکرده است، ملاقات و پذيرايي از بازديدکنندگان در منزل امکان ندارد؛ لذا در اعياد و ايام سوگواري، در مسجد فاطميه از ملاقات کنندگان پذيرايي مي‌شود. اصولاً قبول مرجعيت ايشان به نظر من يکي از کرامات ايشان است، يعني شرايط زندگي ايشان آن هم در سن هشتاد سالگي به هيچ وجه ايجاب نمي‌کرد که زير بار چنين مسؤوليتي برود و کساني که با ايشان آشنايي داشتند هيچ وقت حدس نمي‌زدند که امکان داشته باشد آقا يک وقتي حاضر بشوند پرچم مرجعيت را به دوش بکشند و مسؤوليتش را قبول بکنند. بدون شک جز احساس يک وظيفه متعين چيزي باعث نشد که ايشان اين مسؤوليت را بپذيرند. بايد گفت که رفتار ايشان در اين زمان با اين وارستگي و پارسايي، حجت را بر ديگران تمام مي‌کند که مي‌شود در عين مرجعيت با سادگي زندگي کرد، بدون اين که تغييري در لباس، خوراک، مسکن، خانه و شرايط زندگي پيش بيايد.»


تا اين که بعد از رحلت مرحوم آقاي سيد احمد خوانساري(ره) جلد اول و دوم کتاب«ذخيره العباد» (جامع المسائل کنوني) را به قلم خود تصحيح و در اختيار خواص گذاشتند، و پيش از رحلت مرجع عالي قدر، حضرت آيت الله اراکي(ره) اجازه نشر رساله عمليه خويش را دادند، سرانجام وقتي جامعه مدرسين با انتشار اطلاعيه‌اي هفت نفر از آن جمله حضرت آيت الله بهجت را به عنوان مرجع تقليد معرفي کرد و عده‌اي از علماي ديگر از جمله آيت الله مشکيني و آيت الله جوادي آملي و... مرجعيت ايشان را اعلام کردند، به دنبال درخواست‌هاي مصرانه و مکرر راضي شدند تا رساله عمليه ايشان در تيراژ وسيع به چاپ برسد، با اين حال از نوشتن نام خويش بر روي جلد کتاب دريغ ورزيدند.

در همين ارتباط يکي از نزديکان ايشان مي‌گويد: ايشان پيش از درگذشت حضرت آيت الله اراکي، چون مطلع شدند جامعه مدرسين نظر به معرفي ايشان را دارند، پيغام دادند که راضي نيستم اسمي از بنده برده شود.

پس از رحلت آيت الله اراکي و پيام جامعه مدرسين و اطلاع از انتشار اسمشان فرمودند:«فتاواي بنده را در اختيار کسي قرار ندهيد. از ايشان توضيح خواسته شد فرمودند: صبر کنيد، همه رساله خود را نشر دهند، بعدها اگر کسي ماند و از ديگران تقليد نکرد و فقط خواست از ما تقليد کند آن وقت فتاوا را منتشر کنيد.» چندين ماه پس از اين رخداد رساله ايشان از سوي بعضي از اهل لبنان به چاپ رسيد.




آثار مکتوب


حضرت آيت الله بهجت داراي تأليفات متعددي در فقه و اصول هستند که خود براي چاپ اکثر آنها اقدام نکرده‌اند و گاه به کساني که مي‌خواهند آنها را حتي با غير وجوه شرعيه چاپ کنند، اجازه نمي‌دهند و مي‌فرمايند: هنوز بسياري از کتاب‌هاي علماي بزرگ سال‌ها است که به گونه خطي مانده است، آنها را چاپ کنيد نوبت اينها دير نشده است.

برخي از آثار اين عالم عارف عبارتند از يک دوره کامل اصول، حاشيه بر مکاسب شيخ انصارى (ره) و تکميل آن تا پايان مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت، دوره کامل کتاب صلاه، دوره کامل کتاب زکات، دوره کامل کتاب خمس و حج، حاشيه بر کتاب ذخيره العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى، چندين مجلد تقريباً يک دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسک شيخ انصارى (ره) و...

فهرست عمده تأليفات ايشان که برخي نيز با اصرار و پشتکاري برخي از شاگردانشان به چاپ رسيده، عبارتند از:




آثار منتشر شده

1. رساله توضيح المسائل(فارسي و عربي)،

2. مناسک حجّ،
دو کتاب ياد شده از سوي برخي از فضلا بر اساس فتاواي ايشان تأليف و پس از تأييد آقا به چاپ رسيده است.

3. وسيله النجاه،
اين کتاب دربردارنده نظرات فقهي ايشان در بيشتر ابواب فقه است که در متن وسيله النجاه حضرت آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) گنجانده شده و نهايتاً جلد نخست آن با تأييد ايشان به چاپ رسيده است.


4. جامع المسائل.
اين کتاب مجموعه حواشي ايشان بر کتاب«ذخيره العباد» استادش حضرت آيت الله محمد حسين غروي اصفهاني، و نيز تکميل آن تا آخر فقه است، که قسمت‌هايي از آن ابتدا با نام«ذخيره العباد» با حروفچيني نه چندان زيبا و در تعداد نسخه‌اندک در اختيار برخي از شاگردان و خواصّ ايشان قرار گرفت، و بعداً جلد اول از اين مجموعه که قرار است در پنج مجلد به چاپ برسد، به سبب کثرت فروع فقهي که از سوي حضرت آيت الله بهجت بر اصل کتاب افزوده شده و جامعيت آن«جامعُ المسائل» نام گرفته که به همت برخي از شاگردان ايشان به چاپ رسيد.




تأليفات آماده چاپ و نشر

1. جلد اول از کتاب صلوه،
آيت الله بهجت در اين کتاب با سبکي ويژه و تلخيص مطالب به ترتيب مباحث «جواهر الکلام» به بيان نظريات نو و ابتکاري خويش پرداخته‌اند.


2. جلد اول از دوره اصول،
اين کتاب تقريبا" به ترتيب « کفايه الاصول» نگارش يافته است، و بارها توسط ايشان مورد مداقّه و تجديد نظر قرار گرفته، و نظرياتي نو در بسياري از مباحث اصول را در بردارد.

3. تعليقه بر مناسک شيخ انصاري،
اين کتاب در بردارنده نظرات ايشان درباره مناسک حجّ است.

آثاري که چاپ و منتشر نشده است

1. بقيه مجلّدات دوره اصول،

2. حاشيه بر مکاسب شيخ انصاري،
که به ترتيب مکاسب شيخ انصاري(ره) از اول تا انجام، و پس از اتمام آن ادامه مباحثي که در مکاسب مطرح نشده بر اساس متن«شرايع الاسلام» نگارش يافته است، ايشان در اين دوره از مباحث فقهي نظرات جديدي را ارائه داده‌اند.

3. دوره طهارت،
در اين کتاب نيز آيت الله بهجت بسان دوره«کتاب الصلوه» به ترتيب مباحث«جواهر الکلام» با تلخيص و نوآوري نظرات خويش را مطرح کرده‌اند.

4. بقيه مجلّدات دوره کتاب الصلوه.

همچنين ايشان در تأليف«سفينه البحار» با مرحوم حاج شيخ عباس قمي(ره) همکاري داشته‌اند و قسمت زيادي از سفينه البحار خطي، به خط ايشان نوشته شده است.




شاگردان

با توجه به اين که ايشان به سبب شهرت گريزي عمدتاً در منزل خود تدريس مي‌کردند، با وجود اين افراد بسياري از محضر آن جناب استفاده کرده و مي‌کنند. که برخي از آنان خود صاحب رساله و فتوا هستند.

اينک نام برخي از شاگردان را با حذف القاب ذکر مي‌کنيم:

آیت الله مصباح یزدی در کنار استاد آیت الله بهجت
1. محمد تقي مصباح يزدي،
2. عبدالمجيد رشيد پور،
3. سيد مهدي روحاني،
4. علي پهلواني تهراني،
5. مختار امينيان،
6. محمدهادي فقهي،
7. هادي قدس،
8. محمود امجد،
9. محمد ايماني،
10. محمد حسن احمدي فقيه يزدي،
11. محمد حسين احمدي فقيه يزدي،
12. مسعودي خميني،
13. سيد رضا خسروشاهي،
14. حسن لاهوتي،
15. عزيز علياري،
16. سيد محمد مؤمني،
17. حسين مفيدي،
18. جواد محمد زاده تهراني،
19. سيد صابر مازندراني،
20. شهيد نمازي شيرازي.




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:59 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |
ه گزارش پایگاه 598، با پیروزی انقلاب اسلامی مرجعیت شیعی جان دوباره ای گرفت و با توجه به که این در رأس حکومت، یک فقیه عالم و عادل قرار دارد رابطه ی صمیمانه ی بین مرجعیت و رهبری انقلاب همیشه مورد هجوم رسانه های ضد نظام بوده است.


یکی از مراجع به نام در عصر معاصر مرحوم آیت الله بهجت بودند که با توجه به عدم حضور وی در بسیاری از عرصه های اجتماعی همیشه شایعاتی مبنی بر عدم ارتباط مناسب ایشان با نظام مقدس جمهوری اسلامی و شخص مقام معظم رهبری از سوی بدخواهان نظام اسلامی انتشار می یافت. 
اما سخنان این مرجع بزرگ شیعه در خصوص رهبر انقلاب و همچنین تصاویر منتشر نشده از دیدار ایشان با مقام معظم رهبری حکایت از ارتباط مستمر این بزرگوارن داشت.


فرزند آيت‌الله العظمي بهجت با اشاره به همزماني روزهاي پاياني عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان كردستان، در بيان حالت روحي ايشان، به حساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامت رهبري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اين موضوع سبب شد تا مظعم‌له براي سلامتي رهبر انقلاب چندين ختم ويژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر اين ختم‌ها كه براي سلامتي رهبر انقلاب بوده است تا آخرين ساعت عمر حضرت آيت‌الله بهجت ادامه داشته است.

null






تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:53 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

گرگم به هوا

در خانه جای بازی نداشتیم، می‌رفتیم توی کوچه، بعضاً فوتبال و والیبال بازی می‌کردیم، والیبال را خیلی دوست داشتم. گرگم به هوا» هم بازی می‌کردیم. ولی والیبال را بیشتر. الان هم اگر فرصت کنم با بچه‌های خودم والیبال بازی می‌کنم.

 


کتابكتاب ، رهبر

کتاب خیلی می‌خواندم؛ ادبیات و شعر. قصه را خیلی دوست داشت م. رمان‌های معروفی ـ جان شیفته رومن رولان، دُن آرام شولوخف، گذر از رنج‌های الکسی تولستوی، بینوایان هوگو و... ـ را هم در نوجوانی خوانده‌ام. به تاریخ و کتاب‌های تاریخی علاقه زیادی داشتم. پدر هم کتابخانه خوبی داشت. البته کرایه! هم می‌کردیم. نزدیک منزلمان کتاب‌فروشی کوچکی بود که کتاب کرایه می‌داد. از هر فرصتی برای مطالعه استفاده می‌کردم، مثلاً یک دوره کتاب هشت جلدی را در زمان‌هایی که درون اتوبوس ـ بین راه تهران مشهد ـ بودم، تمام کردم.



نواب صفوی

شانزده یا پانزده سالم بود که مرحوم نواب صفوی به مشهد آمد. این‌قدر این آدم جاذبه داشت و پرشور و با اخلاص و البته شجاع و صریح و گویا صحبت می‌کرد که شیفته‌اش شدم. هر کسی هم آن دوران بود، مجذوب نواب صفوی می‌شد. همین جا بود که به مسائل سیاسی و مبارزه و از این قبیل علاقه‌مند شدم.


زورخانه

قبل از انقلاب، چند روزی در حجره‌اش مهمان بودیم. تعطیلی درس‌ها بود و حجره فقط در اختیار ما. بعضی روزها به ما سر می‌زد و با هم به جاهای دیدنی و زیارتی می‌رفتیم. یک روز به یک زورخانه رفتیم. وارد که شدیم، دیدیم نیست. چند لحظه بعد، سید علی»، با لباس زورخانه وارد گود شده بود و ورزش می‌کرد؛ ورزش باستانی!


چانه

از آن خرابکارهای حرفه‌ای بود. می‌گفتند خیلی خطرناک است. ما هم به محض اینکه به زندان آوردیمش قرار گذاشتیم ریش‌هایش را بتراشیم. قیافه‌اش دیدنی شده بود. صورتش را که شست، خیلی عادی، انگار هیچ اتفاقی نیافتاده، به سمت سلولش رفت. سرفه‌ای کردم و گفتم: ریشات کو آشیخ؟» و بعد خودم با حالتی تمسخرآمیز گفتم: ای بابا یادم رفته بود که ما تراشیدیم.» سرش را به طرف من چرخاند و گفت: بد هم نشد، خیلی وقت بود چانه‌ام را ندیده بودم!» خنده روی صورتم یخ زد.

مسجد کرامت ، آیت الله خامنه ای ، نماز رهبر ، نماز جماعت

مسجد کرامت

مسجد خیلی کوچکی بود. برای نماز، دوسه صف بیش‌تر جمعیت نداشت. تازه آنجا رفته بودم. چندشبی گذشت تا این‌که یک شب طبق وظیفه بین دو نماز برایشان چنددقیقه‌ای صحبت کردم. یکی دو هفته‌ای گذشت. مسجد پُر پُر می‌شد. خیلی جا کم می‌امد. از طرف مسجد کرامت آمدند و خواستند مرا به آنجا ببرند، مسجد کرامت بهترین و بزرگترین مسجد محله در مشهد بود. قبول کردم و رفتم.

پس از مدتی مسجد کرامت توسط ساواک تعطیل شد. مجبور شدم برگردم به همان مسجد. خیابان فردوسی، روبه‌روی حمام زیبا، مسجد امام حسن عليه السلام .

اما مسجد بیش از حد کوچک بود و جمعیت زیاد، رفتیم سراغ کسبه محل. طولی نکشید که مسجد، واقعا مسجد شد.

زندانبان

برای بازدید به زندان آمده بود داشتم مثلاً نماز می‌خواندم. تا او را دیدم، شناختم. نماز را الکی طول دادم. در حین نماز، یاد شکنجه‌هایش افتادم. چقدر ریشش را می‌گرفتم و سرش را به دیوار می‌زدم. ای کاش انقلاب نمی‌شد، ای کاش زمین دهان باز می‌کرد و مرا می‌بلعید. دوست داشتم نمازم تمام نمی‌شد، یا این‌که او می‌رفت. بالاخره هم بعد از چند دقیقه رفت. نمازم که تمام شد، یکدفعه دیدم کنارم نشسته. با لبخند.


خُمّ می

انفجار بمب ، آیت الله خامنه ای ، دست رهبر

بعد از انفجار بمب ـ 6 تیر 1360، مسجد ابوذر تهران ـ به عیادتش رفته بودم. بمب را درون رادیو ضبط و جلوی جایگاه گذاشته بودند. به سختی می‌توانست حرف بزند. جراحاتش آنقدر زیاد بود که روز اول، پزشکان قطع امید کرده بودند، اما اراده حضرت حق، جانبازی بود، نه شهادت.

درحالی‌که هنوز از انفجار مقر حزب جمهوری و شهادت دوستان خبر نداشت، گفتم: حالت چطوره؟

در حالی‌که به عکس امام اشاره می‌کرد به سختی گفت: سر خمّ می‌ سلامت، شکند اگر سبویی...»* حافظ



سید مجتبی خامنه ای

می‌‌گفت: به من بگویید حسینی.»

جسم ضعیفی داشت، اما خیلی تیز و زرنگ بود. کربلای یک تازه آمده بود لشکر سیدالشهد عليه السلام .

توی خط پدافندی بود. خیلی توی خودش بود. عینکی و آرام؛ سید مجتبی ، پسر آقای خامنه ای.

خود آقا گفته بودند: مراقب باشید اسیر نشود، از نظر سیاسی برای نظام بازتاب خوبی ندارد، مجروح یا شهید هم شد که خوشا به حالش.»

خانواده مسیحی

به مجیدیه (یکی از مناطق تهران) برای دیدار خانواد‌ه‌های شهدا رفته بودیم. پس از بازدید از چند خانه از ما پرسیدند: ایا خانه دیگری هم برای ملاقات مانده است؟» گفتیم: البته یک خانواده دیگر مانده. یک خانواده مسیحی، ایا به خانه‌شان می‌روید؟»

آقا سری تکان داد و به راه افتادیم. خانواده مسیحی با دیدن رئیس‌جمهور از خوشحالی نمی‌دانستند چه بکنند. حتی یکی از آنها با شنیدن خبر ورود ما از حال رفته بود، که سریع بردندش بیمارستان. خانم‌های خانه هم سراسیمه به دنبال پوششی برای حجابشان می‌گشتند. دیدار عجیبی بود.

 

کتاب‌های جدید

یکی دو سال بیشتر از تأسیس دفتر ادبیات مقاومت نگذشته بود، حدود 63 کتاب درباره دفاع مقدس چاپ کرده بودیم. روزی به همراه تمام کتاب‌ها، خدمت آقا رفتم و کتاب‌ها را تقدیم کردم. کتاب‌ها را نگاهی انداخت و بعد سه جلد را براداشت و باقی را برگرداند. بعد در حالی‌که جلد کتاب‌های در دستش را نگاه می‌کرد، گفت: این سه جلد، جدید است. باقی را، هم دیده‌ام، هم خوانده‌ام. تازه بعضی از ‌کتاب‌ها را در منزل با بچه‌ها هم‌خوانی کرده‌ایم.»

آیت الله بهاء الدینی ، رهبری ، آیت الله خامنه ای ، سید علی خامنه ای


خورشید

شنیدم آقا آمده‌اند قم برای عیادت ایت‌الله بهاء‌الدینی. وقتی به منزل آقای بهاءالدینی رسیدم، از ایشان پرسیدم، ایا آقا دیروز اینجا بودند؟ نگاهی به من کرد، لبخندی زد و بعد گفت: بله! دیروز چند دقیقه‌ای خورشید اینجا تابید و رفت.»

تذکر

دختر هفده ساله‌ای در نامه‌ای به آقا نوشته بود که:

شما روز قدس، مردی را که بین خطبه‌ها بلند شد و به نظر من گویا نامه‌ای داشت یا... در انظار مردم خرد کردید! می‌خواهم که در این خصوص مرا توجیه کنید.»

جواب نامه این‌گونه آمد:

دختر عزیزم! از تذکر شما خرسندم و متشکرم و امیدوارم خداوند همه‌مان را ببخشند... در باب آنچه که یادآوری کردید، هیچ دفاعی نمی‌کنم، گاهی گوینده از تلخی لحن خود، به قدر شنونده آگاه نمی‌شود و در این موارد، همه باید از خداوند متعال بخواهند که آن گوینده را متوجه و اصلاح کند و اگر ممکن شود به او تذکر دهند. توفیق شما را از خداوند متعال مسئلت دارم.»

میهمان عزیز

وقتی رسیدیم، دیدیم عده زیادی برای استقبال آمده‌اند.

ـ چه کسی این جمعیت را مطلع کرده است؟ قرار نبود مزاحمت برای کسی فراهم شود.

آقا خیلی ناراحت شده بودند. پدر شهید که متوجه ناراحتی آقا شده بود، کنار آقا نشست و گفت:

نگران نباشید، از دفتر شما کسی ما را مطلع نکرده است. من دیشب خواب دیدم. خواب امام و علی‌رضا فرزند شهیدم را. هر دو خبر آمدن شما را به من دادند. گفتند: فردا شب میهمان عزیزی داری! خوب از میهمانت پذیرایی کن! پرسیدم آن میهمان کیست؟ امام فرمودند: رهبر شما»

اسب‌سواری

یکی از روزهایی که به کوه آمده بودند، دو راس اسب آماده کردم تا اگر خواستند، اسب‌سواری کنند. من خودم خبره این کارم. اسب آرام را برای ایشان گذاشتم، گفتم شاید زیاد بلد نباشند، خوب نیست جلوی ما. مراعات دستشان را هم می‌کردم.

هنگام سوارشدن، چابکی بیش‌تری از من نشان داد. خیلی تند و تیز روی اسب نشست و اسب را به جلو راند. در آن منطقه کوهستانی این‌گونه اسب راندن هنر می‌خواهد. تازه خیلی هم دقت می‌کرد، هیچ فشاری به اسب نیاید.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:51 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

قتی آیت الله تبریزی مریض بودند ، آقا آمدند برای عیادت ، آیت الله تبریزی نشستند روی تخت با تمام مریضی و دست شون رو برای احترام روی سینه قرار دادند و تبسمی کردند و از دیدن ایشان خیلی خرسند بودند .

 

 

 

آیت الله وحید خراسانی :

آیت الله خامنه ای همه حرف هاشون درسته

 

آیت الله خامنه ای از نظر آیت الله تبریزی و وحید خراسانی در ادامه ...

 

 

 

سخنران:

حجت الاسلام و المسلمین فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم و عضو مدرسه فقهی حضرت بقیه الله - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء دانلود کلیپ آیت الله خامنه ای

از نظر آیت الله تبریزی و وحید خراسانی

2،7 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیرمستقیم

منبع : کلیپ مبارز و صالحات

 

 


 

 

آیت الله میرزا جواد تبریزیپیام تسلیت رهبر انقلاب برای درگذشت آیت الله تبریزی :




آيت الله ميرزا جواد تبريزي در سن 80 سالگي در بيمارستان کسراي تهران دار فاني را وداع گفت. پيکر پاک اين مرجع تقليد ديشب به قم منتقل خواهد شد و امروز چهارشنبه، پس از تشييع از بيت آن مرحوم به سمت مسجد امام حسن عسگري(ع) و سپس در حرم مطهر فاطمه معصومه(س)، در جوار کريمه اهل بيت به خاک سپرده مي شود. ايشان در وصيت خود خواسته بود پيکرش در کنار مزار شيخ عبدالکريم حائري يزدي بنيانگذار حوزه علميه قم به خاک سپرده شود.در پي درگذشت عالم رباني و فقيه عالي مقام آيت الله آقاي حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي پيام تسليتي صادر فرمودند.

 

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري، متن پيام به اين شرح است:

 

 

بسم ا... الرحمن الرحيم / انا ... و انا اليه راجعون / با تاسف و تاثر فراوان اطلاع يافتيم که عالم رباني و فقيه عالي مقام آيت ا... آقاي حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي رحمه ا... عليه دار فاني را وداع گفته و حوزه هاي علميه را سوگوار ساخته است.ايشان از مراجع معظم تقليد و از برجسته ترين اساتيد حوزه ي علميه قم بودند و در طول دهها سال، جمع کثيري از فضلا و طلاب علوم ديني از افادات و تحقيقات علمي اين فقيه و اصولي عاليقدر بهره مند گشتند. تقوي و پارسايي اين مرد بزرگ در کنار خلق و خوي مردمي و رعايت پدرانه اي که با شاگردان و ارادتمندان خويش به کار مي برد، ايشان را در ميان طلاب و جوانان و بسيجيان، شخصيتي محبوب ساخته و حضور ايشان در عرصه هاي گوناگون حماسه هاي انقلاب کرامت مضاعفي در اين وجود پربرکت پديد آورده بود.مردم شريف قم هنوز سيماي با وقار ايشان در تشييع پيکرهاي مقدس شهيدان دوران دفاع مقدس را فراموش نکرده اند.درگذشت اين عالم عامل و اين شخصيت علمي برجسته براي حوزه هاي علميه خسارتي بزرگ است.اينجانب رحلت آن بزرگوار را به مراجع معظم تقليد و علماي اعلام و حوزه هاي علميه و به عموم ملت ايران، به ويژه به شاگردان و ارادتمندان و مقلدان ايشان و نيز به بيت مکرم و آقازادگان محترمشان تسليت عرض مي کنم و از خداوند متعال مي خواهم که برترين پاداش صالحان را به ايشان عطا فرمايد.

 

سيد علي خامنه اي / /30آبان1385/

 

 

 

 


 

 

زندگينامه آيت الله وحيد خراسانی

 

 

آيت الله ميرزا حسين وحيد خراساني در سال 1300 ش در مقدس مشهد در خانواده‌اي متقي و پرهيزکار متولد شدند. ايشان پس از گذراندن دوران کودکي و خواندن ادبيات ، سطوح اولي و نهائي را از مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد نهاوندي صاحب تفسير فراگرفتند.

 

 

تحصيلات عالي

آيت الله وحيد خراساني پس از اتمام سطح، وارد درس خارج فقه مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني و آيت الله آشتياني شده و استفاده‌هاي فراواني نمودند و بواسطه داشتن استعداد و نبوغ فکري به مدارج عاليه فقه و اجتهاد ارتقا يافتند.
ايشان علوم عقلي فلسفه و حکمت را از مرحوم ميرزا ابوالقاسم الهي و ميزا مهدي آشتياني فرا گرفته و در سال 1327 ش در ري به ديدن مرحوم آيت الله حجت کوه‌کمره‌اي شرفياب شدند و پس از مذاکرات علمي مفتخر به دريافت اجازه اجتهاد مطلق گرديدند.
آيت الله وحيد خراساني به قصد تکميل مباني و آگاهي از ديدگاه‌هاي مراجع حوزه علميه نجف، در حالي که به درجه اجتهاد رسيده بودند، در 27 سالگي به حوزه علميه نجف اشرف مهاجرت کردند. ايشان در نجف اشرف در درس آيت الله ميرزا عبدالهادي شيرازي و آيت الله حکيم و بالاخص آيت الله خوئي شرکت کردند. معظم له در سال 1390 ش به ايران بازگشته و بنابر اصرار فضلا، محصلين و علماي استان خراسان و امر برخي از مراجع معظم تقليد، يک سال در حوزه علميه مشهد توقف نموده، به تدريس پرداخته و پس از آن به حوزه علميه قم مهاجرت کردند.


سوابق تدريس


آيت الله وحيد خراساني اکنون در حوزه علميه قم اشتغال به تدريس خارج فقه و اصول دارند. حوزه درس ايشان بسيار جالب و بيش از صدها نفر از فضلاي خوش فهم در محضر درس ايشان شرکت دارند. ايشان به دقت در مسائل فقهي، توجه به اصول فقه و تبيين فروع فقهي نام آورند و در حال حاضر درس خارج اصول فقه را صبح‌ها ساعت 8 تا 9 و درس خارج فقه را عصرها يک ساعت پيش از اذان مغرب در مسجد اعظم افاضه مي‌فرمايند.


تأليفات


آيت الله وحيد خراساني داراي آثار علمي زيادي هستند؛ از جمله آثاري در فقه و اصول که از دراسات و تقريرات مرحوم آيت الله خوئي و ديگر بزرگان مي‌باشد و آثاري هم چون:
شرح بر شرايع الاسلام؛
حاشيه‌اي بر کفايه؛
حاشيه‌اي بر مکاسب محرمه؛
حاشيه بر عروةالوثقي؛
رساله عمليه



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:46 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |


سخنان آیت الله احدی :

مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان ( بيت رهبري ) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد .

ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله ميكنند كه به عنوان تبرك به ايشان دست بزنند .آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره كنند .

وآن مطلب اين بود :

من همه ساله مكه كه ميرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آيت الله بهاءالديني ميرسيدم و توصيه ميخواستم از ايشان.ايشان به من توصيه هايي ميكرد و من اين توصيه ها را در سفر مكه عمل ميكردم . بعدهم كه داشتم ميامدم ، يك عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه ميخريدم .

اين دفعه كه رفتم محضر ايشان اين مطلب را فرمودند :

شما وقتي كه ميرويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد ، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت كه من نميتوانم دقيق به شما بگويم . به خاطر اينكه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد

وقتي كه قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا ،آنجا بنشين و اين ذكر سبعه را بگو. اين ذكر را كه گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد .

ذكر سبعه عجيب است ، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند . ذكر سبعه واقعاً يك ذكريست كه معجزه ميكند در نفس انسان عجيب معجزه ميكند .

آقاي صديقي مي گويد ، عرض كردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد كه من بايد آنجا بنشينم و اين اذكار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش ميدهند همه دارند دقت ميكنند آقاي صديقي چه ميخواهد بگويد .

گفت : وجهش اين است كه دارم به شما ميگويم فقط پيش شما بماند .

وقتي كه حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتي كه برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد كه ميخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر ميكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است . آنجا حاجتتان را بخواهيد .

فرياد گريه جمعيت بلند شد

بعد آقاي بهاء الديني ميگويد : اين كار را انجام بده .

ايشان ميگويد

من رفتم اينكار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد ، نيت دارد ، يا حاجتي دارد .چون خودش مشرف نمي شود .

حالا جالب اين است كه حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي كنند ازاعيان شخصيتي مملكت ، و هم آقاياني كه شركت كننده بودند ، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.

گفت : من رفتم مدينه همين كار را انجام دادم ، بعد از اين رفتم مكه ديدم از بلند گو صدا ميزنند : آقاي صديقي دوباره بروند مدينه . من دوباره رفتم مدينه ، چند روزي مدينه ماندم ، وقتي برگشتم به ايران يك عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسيدم، تا سلام عليك كردم بدون اينكه حرفي بزنم ،

حاج آقا بهاء الديني فرمودند:

ميداني ثمره ذكر امسال چه بود ؟

گفتم : نه

گفت : نميداني ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتي؟

گفتم : نه

فرمود : امسال ثمره ذكر شما يكي اين بود كه شما دو بار آمديد مدينه،

گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه .

گفت : بله آنجائي كه نشسته بوديد ذكر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.

اين نوارش دربيت آقا هست،دم در كه مي فروشند ، نوار سه سال قبل فاطميه

بعد برگشت و گفت :

ثمره دوم اينجا بود :

كه تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدرمردم به خودشان زدند وگريه كردند كه آقا تشريف بردند ؛ ديدند كه ديگر نمي شود جمعيت را اداره كرد .

فرمودند : ثمره دوم اين بود كه آن نيتي كه من ميخواستم ، به آن نيت رسيدم ، و آن اين بود

كه امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد .




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:44 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

خامنه ای , رهبر

بر اساس اين شجره نامه نسب حضرت آيت الله خامنه اي به واسطه 36 نسل ،  به امام حسين(ع) مي رسد.

امام حسين، امام زين العابدين، علي اصغر،...، سيد جواد، سيد علي خامنه اي

نام برادران آیت الله خامنه ای : سید هادی خامنه ای ، سید محمد خامنه ای

نام فرزندان آیت الله خامنه ای : مصطفی خامنه ای ، مجتبی خامنه ای ، محسن خامنه ای ، میثم خامنه ای ، بشری خامنه ای ، هدی خامنه ای

نسب آیت الله خامنه ای به حضرت سلطان سید محمد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد می شود می رسد . ایشان به دلیل ظلم و جور عباسیان به مناطق مرکزی ایران و تفرش ، آشتیان و فراهان می آیند و از سوی مردم آن مناطق مورد استقبال قرار می گیرند ولی مأموران عباسی در تفرش ایشان را دستگیر و شهید می کنند و هم اکنون مزار ایشان در میقان اراک قرار داد . سید محمد فرزند سید محمدتقی ، فرزند سید میرزا علی ، فرزند سید میرزا اکبر ، فرزند سید فخرالدین از شجره مبارک حضرت سلطان سید محمد است که از تفرش به آذربایجان مسافرت می کنند و در شهر خامنه – 80 کیلومتری شمال غربی تبریز – ساکن می شوند . بعد از وی سید حسین ، فرزند سید محمد در خامنه مشغول هدایت و ارشاد مردم می شود و البته به نجف اشرف سفر می کنند و در آنجا به درس و بحث اشتغال می ورزند . ایشان جد حاج سید علی خامنه ای بودند .

عکس شجره نامه رهبری آیت الله خامنه ای در ادامه ...

براي ديدن عكس شجره نامه سيد علی خامنه ای در اندازه بزرگ ، روي عكس كليك كنيد .

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:39 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

 

 

عکس پسر های آیت الله خامنه ای - مقام معظم رهبری


در این تصویر قدیمی فرزندان رهبر به ترتیب از بزرگ به کوچک سید مصطفی، سید مجتبی، سید محسن(مسعود) و سید میثم می‌باشند


این عکس هم متعلق به دوران تحصیل ایشان میباشد که کنار استاد خود ایستاده اند. به ترتیب از راست آقا میثم خامنه اي ، آقا محسن خامنه اي ، حاج آقا مجتهدی و حاج مصطفی خامنه اي

 


تصوير سيد ميثم خامنه اي: کوچک ترين فرزند رهبر معظم انقلاب



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:36 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

ali khamenei سید علی خامنه ای ، رهبر

عکس

های زیبای رهبر انقلاب

آیت الله سید علی خامنه ای

برای دسکتاپ کامپیوتر

و پس زمینه موبایل

در ادامه ...

 

 

 




والپیپر زیبا از سید علی خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب برای دسکتاپ کامپیوتر

روی عکس کلیک کنید ( حجم این عکس به خاطر کیفیت خوب آن بالاست )


عکس زیبا از سید علی خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب برای موبایل

عکس رهبر برای موبایل ، امام خامنه ای ، سید علی خامنه ای


والپیپر زیبا از سید علی خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب برای دسکتاپ کامپیوتر

روی عکس کلیک کنید

رهبر ، خامنه اي



والپیپر زیبا از سید علی خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب برای دسکتاپ کامپیوتر

روی عکس کلیک کنید

leader-khamenei.com ، عکس رهبر ، عکس امام خامنه ای ، آیت الله خامنه ای ، wallpaper



widescreen wallpaper of supreme leader , ayatollah ali khamenei

that made of a very nice and high quality shot of him




another wallpaper of Ayatollah Sayyid Ali khamenei

a wallpaper of supreme leader, syed Ali Khamenei




wallpaper of sayyid ali khamenei

click on the picture

wallpaper of sayyid ali khamenei



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:34 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

عکس محسن رضایی در کنار آیت الله خامنه ای ، محسن رضایی در لباس کردی ، رهبر ، مقام معظم رهبری ، leader-khamenei.com آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

۹ عکس زیبا از رهبر در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس در اندازه بزرگ در ادامه ...


عکس زیبای آیت الله خامنه ای در لباس جنگ :

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

عکس نماز جماعت در جبهه ، به امامت سید علی خامنه ای ، رهبر انقلاب اسلامی :

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

عکس محسن رضایی در کنار آیت الله خامنه ای :

عکس محسن رضایی در کنار آیت الله خامنه ای ، محسن رضایی در لباس کردی ، رهبر ، مقام معظم رهبری ، leader-khamenei.com

سید علی خامنه ای ، رهبر معظم ایران :

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

آیت الله خامنه ا ی سر سفره غذا :

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

عکس اقامه نماز جماعت ، رهبر انقلاب ، آیت الله خامنه ای :

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei

سفره غذای فرمانده :

آیت الله خامنه ای ، عکس رهبر انقلاب ، فرمانده ارتش ایران ، مقام معظم رهبری ، عکس جوانی رهبر ، عکس قدیمی رهبر انقلاب ، سید علی خامنه ای ، leader-khamenei ، ali khamenei



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ | 1:28 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

بلتستان در شمال پاكستان در مرز هندوستان قرار دارد. و در پنج بخش سكردو، خپلو، كهرمنگ، شگر و روندو تقسيم مي‌شود كه در گذشته در هر بخش حاكمان جداگانه‌اي حكومت مي كردند. در سكردو، روندو و كهرمنگ خاندان مقپون ، در شگر خاندان اماچه و در خپلو خاندان يبگو حكومت مي كردند.

بلتستان در دوره هاي مختلف تحت حكومت هاي چين، تبت و هندوستان بودند و زمان براي خود حكومت مستقل داشتند. خصوصا در قرن يازدهم هجري در زمان علي شير خان انچن حكومت بلتستان يك حكومت مقتدر و قوي بود كه شامل كرگل،‌ لداخ، گلگيت تا چترال بود.

 در 1840 ميلادي اين منطقه تحت حكومت دوگره جمون در آمد. و تا آزادي پاكستان تحت دوگره بود. بعد از آزادي پاكستان مردم منطقه خودشان با حكومت دوگره نبردي سختي نمودند و بلتستان را از چنگ سيك‌ها آزاد نمودند و با حكومت پاكستان ملحق شدند و تا امروز تحت حكومت پاكستان قرار دارد ولي از لحاظ سياسي حقوق شهروندي پاكستان را دارا نمي باشد.

بلتستان به همراه پنج مناطق ديگر شمال پاكستان ( گلگيت، چلاس، ‌استور، ديامير و غذر) تحت حكومت مركزي پاكستان اداره مي‌شود و براي خود يك شوراي محلي است كه نمايندگان اين شوري با رأي مردم منتخب مي‌شوند.

قبل از اسلام در اين منطقه اديان مختلف از جمله زدتشت، بون چهوس، بودايي و رائج بوده‌اند. قبل از آمدن اسلام همه مردم منطقه بودايي بودند. كه در قرن هشتم هجري اولين مبلغ امير كبير سيد علي همداني از كشمير به اين منطقه سفر نمودند و مردم را به دين اسلام دعوت نمودند. مردم اين منطقه به همراه حاكمان بخش هاي مختلف اسلام را قبول كردند. او در منطقه مساجد و خانقاه‌هاي زيادي را درست كردند كه بعضي از آنها در حال حاضر نيز به نام او باقي است كه از جمله آنها جامع مسجد چقچن خپلو است و ديگر خانقاه گمبه سكردو است كه خيلي معروف است.

سيد علي همداني يك عالم و عارف و سياح معروف بود كه چندين سفر در گوشه هاي مختلف جهان داشته اند. و صاحب تاليفات زيادي است. از جمله كتابهاي وي مودة القربي و ذخيرة الملوك است.

بعد از سيد علي همداني بقول بعضي از محققين سيد محمد نوربخش قهستاني به اين منطقه آمدند و تبليغ اسلام نمودند. كه مردم تا حالا به او تقليد مي كنند و نوربخشيه مي گويند. ولي اين گفته محققين دلايلي كافي ندارد و با نظر به حالات زندگاني او اين نظره رد مي‌شود. كه ايشان در آن زمان در تبعيد بودند و بعد از مرگ ميرزا شاهرخ نيز به گفته محققين و مورخين او در ري سكونت اختيار نموده و مشغول تدريس و تربيت شاگردان بوده است.

سيد محمد نوربخش قهستاني يك عالم و مجاهد و مبارز و يك فقيه بزرگ بود كه صاحب ده ها عنوان كتاب است و معروف ترين كتاب وي فقه احوط و اصول اعتقاديه است. ديگر كتاب وي كشف الحقيقت كه حاوي اشعار وي است.

 بعد از سيد علي همداني 200 سال وقفه در تبليغ در اين منطقه افتاد. در اين زمان تعدادي زيادي از مردم به دين قبلي خود برگشته بودند. كه مير شمس الدين عراقي معروف به بت شكن به اين منطقه سفر نمودند. مير شمس الدين مردم را به دين اسلام دعوت نمودند و بت خانه ها را خراب نمودند و به جان آنها مساجد و خانقاه ها ساختند. و از زمان او آئين بودايي در اين منطقه از كاملا از بين رفت. و دين مبين اسلام تا امروز در اين منطقه رائج است.

مير شمس الدين عراقي در كشمير به علت درگيري با سيد محمد بيهقي مجبور به مسافرت به بلتستان شد كه اين باعث شد كه منطقه بلتستان دوباره به طرف اسلام رو كرد.

 بعد از مير شمس الدين عراقي مبلغان زيادي به اين منطقه آمدند و در مناطق مختلف بلتستان زندگي نمودند و مردم را راهنمائي نمودند كه آثار آنها در مناطق مختلف بلتستان گوياي زحمات فراوان آنها است.

از جمله اين مبلغان برادران طوسي سيد محمود طوسي،‌ سيد علي طوسي، سيد ناصر طوسي،‌ سيد حيدر طوسي، مير عارف و مير ابو سعيد و فرزندان او در منطقه معروف است. و بعد از آنها شاگردان آنها كه علماء محلي است نقش زيادي را ايفا نمودند. و در مناطق لداخ، پوريگ، گلگيت، هنزه و استور نيز آنها تبليغ نمودند.

در اين كار علماء محلي همكاري و نقش حكمرانان نيز خيلي زياد است. كه در پايان نامه به بعضي از آنها اشاره نموده‌ام.

جمعيت بلتستان قبل از 100 سال پيش خالص شيعه و محب اهلبيت E بودند. ولي با آمدن عالم سني بنام ملا محمد بنام ملا محمد عمر سمرقندي به اين منطقه تبليغ اهل سنت شروع شد. در زمان او دو نفر از شاگردان مذهب وي را قبول كرد و آنها در مدارس اهل سنت و اهل حديث ادامه تحصيل دادند و بعد از برگشت در بلتستان كار تبليغ را شروع كردند و تعدادي زيادي را با تطميع به تبديل مذهب آماده كردند. كه امروزه تعداد زيادي از مردم تبديل مذهب نموده و جمعيت آنها زياد شده است.

امروزه جمعيت بلتستان 85 درصد شيعه، 10 درصد صوفيه اماميه نوربخشيه و 5 درصد اهل سنت و اهل حديث مي‌باشند. اسماعيليه و مسحيت نيز در اين مناطق مشغول فعاليت هستند ولي تا حال كسي از منطقه آنها را قبول نكرده است.

نوربخشيه كساني است كه از سيد محمد نوربخش قهستاني تقليد مي كنند و در عقائد با شيعيان فرقي ندارند ولي در بعضي موارد در فروعات با شيعه اختلافات دارند. در بلتستان در منطقه خپلو بيشتر نوربخشيه هستند ولي در مناطقه ديگر نوربخشيه در اقليت هستند. در آنطرف مرز در دراس و نوبراه نيز تعدادي زندگي مي كنند. امروزه از بلتستان به مناطق ديگر براي كسب معاش رفته و در آنجا زندگي مي كنند و مساجد و مراكز ديني بنا نموده اند.

نوربخشيه در گذشته نزديك باهم متحد و متفق بودند و ميان آنها اختلافات و درگيري نداشتند اما متاسفانه با ورود وهابيت و كشاندن جوانان نوربخشيه به مدارس اهل حديث و با فارغ التحصيل شدن آنها شبهات مختلف بين نوربخشيه شايع شد و رفته رفته نوربخشيه را به دو گروه سر سخت صوفيه اماميه نوربخشيه و صوفيه نوربخشيه تقسيم نمودند. و يك گروه ديگر كه به نام همداني معروف است. در منطقه شگر بيشتر است.

ديگر اينكه در منطقه بلتستان تعداد قابل توجهي از نوربخشي ها به وهابيت گرايش پيدا كرده و وهابي شده است.

مبلغان نخستين و شاگردان آنها در منطقه آثار زيادي باقي گذاشته‌اند كه امروزه نيز باقي است. در بلتستان نسخه هاي خطي كتب عربي و فارسي زيادي پيدا مي‌شود كه بعضي از آنها نسخه‌هاي خيلي قديمي و مهم است كه خيلي نارد يافت مي‌شود. مساجد و خانقاه‌هاي زيادي كه با دست مبلغان ساخته شده است در مناطق مختلف امروزه نيز نشان دهنده زحمات و تلاش آنها در بلتستان است. كه در پايان نامه آنها را بيان نموده‌ام. و همراه آنها تصاوير آنها نيز آوردم.  




تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:24 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

رسم الخط و زبان فارسي

بعد از ترويج دين مبين اسلام در بلتستان زبان فارسي كه زبان مبلغان ايراني بوده در بلتستان رائج شد چرا كه تمام مباني و احكام دين اسلام در عربي و فارسي است. و مردم براي يادگيري دين زبان فارسي را فرا مي گرفتند. دروس و تبليغ مبلغان در زبان فارسي بود. زبان اگي و رسم الخط آن در دوره قبل از اسلام رائج بود و كتب بودائي منطقه در اين زبان بود متروك شد است و به جاي آن كتب اسلامي و فارسي و عربي به خط فارسي و عربي جايگزين شد. به اين ترتيب زبان فارسي زبان رائج مردم شد. و بالخصوص رسم الخط فارسي جاي رسم الخط زبان اگي كه رسم الخط زبان محلي بوده گرفت. بعد از متروك شدن رسم الخط اصلي بلتي نوشته‌ها به زبان فارسي نوشته مي شد و همچنين نامه ها و اسناد و مدارك دربار حكام محلي و كارهاي اداري دولت نيز در زبان فارسي مي شد. تا چندي پيش اكثر مردم با سواد با فارسي  آشنا بودند كه به علت تغيير زبان كتب درسي دولتي پاكستان و جايگزيني ماده زبان عربي به جاي زبان فارسي ديگر مردم فارسي را از ياد بردند.

در اشعار شعراي بلتستان نيز كه در زبان محلي(بلتي) سروده شده است الفاظ فارسي فراواني ديده مي شود. هرچه زمان از ترويج اسلام در بلتستان مي گذشت زبان فارسي در اشعار شعرا بيشتر مي شد. كه امروزه هيچ كس قادر به سرودن شعر به زبان بلتي بدون استفاده از كلمات و الفاظ فارسي نيست. در اكثر قصائد و مراثي و منظومات و رباعيات و اشعار زبان بلتي كلمات و واژه هاي فارسي بسيار ديده مي‌شود. و در برخي قصائد و مراثي چند بيت فارسي و چند بيت بلتي وجود دارد. بعضي از نمونه هاي از اشعار زبان بلتي شعراء بلتستان را درباره ائمه اهل بيت عليهم السلام سروده اند ذكر مي كنيم.

1- قصيده مرحوم يبگو عنايت علي خان عنايت در شان امام موسي كاظم عليه السلام:

السلام اي حجت حق حامي شرع متين           السلام اي مقتداي مخلصين و مومنين

السلام اي روح بخش صابرين و متقين         السلام اي جان جعفر حجت جان آفرين

السلام اي موسي كاظم امام هفتمين

2- قصيده كاچو مراد درباره معصومين عليهم السلام:

بعد تحميد خداوند جهان نعت رسول              گويم و درپس آن منقبت زوج بتول

سر حق شير حق و هم يد قدرت پو علي           وصي ختم رسل شاه ولايت پو علي

3- قصيدة حيدر خان اماچه درباره امام هشتم عليه االسلام:

قبلة حاجت روائي شاه علي موسي رضا      درد ها چكتوا دوائي شاه علي موسي رضا

لي چهوسي رگيمژهوي موتكنه رگوي خنمي شربي نيما

قفل گنج مصطفائي شاه علي موسي رضا

4- قصيده يبگو ظفر درباره امام حسن عسكري عليه السلام:

ايكه امام وصي وارث پيغمبري          اي شه عسكر ملك زانكه شده عسكري

غنچة باغ رسول سرو علي نه بتول       شاخ نقي تازه خل انمه گل جعفري

5- قصيده كاچو اسفنديار درباره حضرت عباس علمدار عليه السلام:

لي تهيقپه نا غيرتي اشي ادركني               لي شيعه چوغي غدوني فلي ادركني

كهورسيد يني سي لجيد پو نئي ادركني      برنگسيد نيا رگيز گويكهه يري ادركني

اي زاده شير ازلي ادركني

يا حضرت عباس علي ادركني

معروف ترين شعراء زبان بلتي درج ذيل است.

بوا عباس شگر، بوا منصور، راجه حسين علي خان محب، بوا جوهر، كاچو شجاعت علي خان شجاع، كاچو عنايت علي خان عنايت، راجه محمد علي شاه صبا، كاچو اسفنديار، كاچو ظفر، راجه محمد علي خان ذاكر، آخوند خدايار، راجه امير حيدر مخلص، راجه حسن خان بيدل، راجه حسين علي خان، سيد باقر حسيني، سيد طالب شاه رضوي، سيد علي ممتاز، سيد عون علي موسوي، سيد نجم الدين ثاقب، راجه محمد علي خان غريق، اپي كلثوم، محمد علي خان واحد، محمد حسن حسرت، حشمت كمال الهامي، كاچو مراد علي خان كهرمنگ، سيد اسد زيدي، غلام حسن حسني، احمد علي غضواپا، سيد فضل شاه، غلام حسين طالب، حكيم، سيد خورشيد، شيخ غلام حسين سحر و  راجه محمد علي بيدل و شعراي معروف ديگر بلتستان كه اكثر اشعار آنها در مدح اهل بيت عليهم السلام مي باشد

 علاوه بر استفاده از واژه ها و كلمات فارسي شعراء بلتستان در زبان فارسي نيز اشعار و قصائد فراواني سروده اند كه مي شود در چند مجلد قطور آنها را جمع آوري نمود. و شعراء برجسته زبان فارسي در منطقه از قديم بوده و در عصر حاضر نيز شعرائي موجود است كه به زبان فارسي شعر مي سرايند. نام برخي شعراء معروف زبان فارسي بلتستان را نيز ذكر مي كنيم. و بعضي از اين قصائد و رباعيات را به عنوان مثال ذكر مي كنيم

شعراء معروف فارسي زبان بلتستان

قبل اسلام فرهنگ بلتستان از نظر فرهنگي جايگاه خاصي نداشت. بعد از گسترش اسلام فرهنگ اسلامي توسط مبلغين اسلامي و ايراني در گسترش يافت. كه بيشتر توسط همين مبلغين بوده آنها براي اين كار از شعر نيز استفاده نموده و خودشان بهترين شعراء بوده‌اند.

 به مناسبت ايام ولادت باسعادت و وفات چهارده معصوم عليهم السلام بويژه واقعه جانسوز كربلا هر سال مراسم گوناگون برگزار مي شود بالخصوص در محرم الحرام از اول تا اربعين حسيني عليه السلام  مجالس عزا برگزار مي شود. و اين برنامه ها از زمان ورود مبلغين شروع شده است.

در شاعري بلتي سه نوع شاعري متعارف است. 1- قصيده 2- مراثي 3- نوحه   

شعراي قديم فارسي

مير نجم الدين ثاقب، سيد ابوالعلي تحسين، مير سيد علي رضوي متخلص به سيد، سيد فاضل متخلص به فضلي، راجه لطف علي خان عاشق، راجه شاه عباس سكردو، راجه حسن خان، كاچو مراد علي خان، آغا سيد محمد خپلو، كاچو عنايت علي خان خپلو، كاچو حاتم علي خان حاتم خپلو، راجه محمد علي خان خپلو، بوا جوهر، ملا اسماعيل، راجه محمد علي خان غريق، ملا هادي و ...............

شعراي معاصر فارسي

راجه محمد علي شاه صبا، حشمت كمال الهامي ، يبگو شجاعت علي خان شجاع، شميم بلتستاني، حاجي غلام حسن طالب، شيخ غلام حسين سحر و ................   

قصائد و اشعار فارسي شعراء بلتستان

1- قصيده از درويش و شاعر معروف بوا جوهر مرحوم درباره عيد غدير خم:

اين عيد غدير است مبارك مبارك

اين روز كبير است مبارك مبارك

                                       روزيست چنين روز كه در سال ندارد

                                        عيديست چنين عيد بهر حال ندارد

هر روز باين روز كه امثال ندارد

هر عيد چو اين عيد نكو فال ندارد

                          اين عيد غدير است مبارك مبارك

                          اين روز كبير است مبارك مبارك

درباره اين عيد كه آيات كثير است

خلقان جهان جمله ازين روز خبير است

                                        من بعد نبي شير خدا شاه و امير است

                                        بر جمله خلايق ز بزرگي و صغير است

                           اين عيد غدير است مبارك مبارك

                           اين روز كبير است مبارك مبارك

اين قصيده خيلي طولاني است به خاطر اختصار چند بيت را ذكر نموده‌ام.

2- قصيده از آغا سيد محمد مرحوم خپلو در مدح امام هشتم حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام.

شه مشكل كشا امام رضا                مشكل آسان نما امام رضا

نونهال حديقة  زهرا                     زبدة الاصفياء امام رضا

مهر گيتي فروز آل عبا                  قدوة الاوليا امام رضا

زود برخيز اي غريب الوطن           بوطن رهنما امام رضا

3- قصيده كاچو مراد درباره امام چهارم سيد الساجدين عليه السلام.

گو ثناي شاه دين شام و سحر اي پاك دين

زيب بخش عابدين كردش لقب جان آفرين

كشتي نوح كرده نسبت رحمةاللعالمين

آنكه مشهور است همنام امير المومنين

نور عين سيد شهداست زين العابدين

پادشاها هر غم و هم گر بسويم رو نهاد

از اميد فضل تو غمگين نيم هستيم شاد

روز و شب با صدر جا گوئيم و با صد اعتقاد

حافظ هر مومنين و حامي خاطي مراد

نور عين سيد شهداست زين العابدين

4- قصيده كاچو حاتم خان درباره شاه شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام.

السلام اي حجت حق زينت عرش برين   السلام اي زيب دوش رحمةللعالمين

السلام اي راحت جان اميرالمومنين          السلام اي مهد جنبان تو شد روح الامين

السلام اي سبط پيغمبر شه دنيا و دين

رحمت و لطف خدا مشحون شد در كربلا       لشكر كرو بيان مسكون شد در كربلا

شيعيان را التجا مسنون شد در كربلا              زانكه جسم اطهرت مدفون شد در كربلا

السلام اي سبط پيغمبر شه دنيا و دين

گرچه عصيانم بزرگ‌ست اي مه برج عطا        روز و شب دارم رحمتت چشم رجا

اي بدرگاه سخايت حاتم طائي گدا               روي احسان بر متاب از من بجان مصطفي

السلام اي سبط پيغمبر شه دنيا و دين

5- قصيده راجه محمد علي خان غريق درباره خاتون جنت حضرت زهرا سلام الله عليها.

بضعه ختم نبي معصومه عظمي است او        راحت جان علي صديقه كبراست او

هل اتي شمسي است تابان بر سپهر مدحتش     نير برج شرف از آيه قربي است او

در كتاب الله مراد ايزدي از انما        كيست جز اهل كسا زان مقصد اقصي است او

آن سراجي كرد روشن ظلمت افلاكيان        اسم پاكش ميكند تبيين آن زهرا است او

اي غريق غم مترس چندين زسيل حادثات     چون درين دنيا و عقبي منفذالغرقاست او

بسياري از شعراي قديم خوشنويسان ماهر و زبردست بوده‌اند كه اشعار خود را به خط نستعليق و شكسته نوشته‌اند. و حاكمان محلي علم دوست بودند چنانچه حاكم خپلو راجه محمد عليخان خوشنويسي به نام ميرزا صفدر را به منطقه دعوت كرده و او قرآن كريم را به خط نفيس تحرير كرده است كه امروزه نيز در نزد خانواده آنها در خپلو نگهداري مي شود. اين قرآن كريم با تذهيب و خيلي زيبا و كم نظير است.

   كتيبه هاي فارسي و عربي

 در اكثر مساجد و خانقاه هاي قديمي كه در زمان مبلغان نخستين و علماء بعدي ساخته شده است كتيبه هاي عربي و فارسي فراوان يافت مي شود. در درب و پنجره و ديوارها و سقف و اين مساجد و خانقاه كنده شده است. عموم اين كار ها خود مبلغين انجام داده اند. همين طور آيات و روايات و اسماي الهي و اسماي چهارده معصومين عليهم السلام منقوش و مكتوب شده اند. اين هم تاثير فراواني بر فرهنگ محلي داشته است. اين كتيبه ها بر دو نوع است اول بر ديوار و پنجره و سقف مساجد و خانقاه ها است و دوم در اماكن عمومي است مانند قلعه هاي حاكمان وغيره. بعضي از اين آثار را به عنوان نمونه مي آوريم.

فرهنگ و رسومات

قبل آنكه مبلغان اسلام به بلتستان بيايند فرهنگ و رسومات بلتستان بطور كلي بودائي بود كه مبلغان ايراني فرهنگ و رسومات اسلامي و ايراني را جايگزين فرهنگ بودائي و محلي كردند. اين جايگزيني در ابعاد مختلفي تحقق يافت. حتي در نوع غذاها و پخت و پز غذاها نيز تاثير گذاشت كه امروزه در بلتستان نام بعضي از غذا ها به فارسي است مانند كلوچه، آذوق، و غيره معروف است. و بسياري از غذاهاي متداول در بلتستان از ارمغان مبلغان ايراني است. به خصوص آش رشته، كلوچه و غيره.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:23 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

مبلغان نخستين چنانچه قبلا گذشت خودشان صاحب كتاب بوده اند و در مدت اقامت خود در بلتستان كتابهايي را تاليف نموده اند. و در بلتستان مردم از اين كتابها نسخه برداري نموده و دست به دست تقسيم شده اند. در بلتستان آثار علمي زيادي از گذشتگان موجود مي باشد و متاسفانه آثار و كتب زيادي را از بلتستان به علت عدم آگاهي مردم از اين آثار گرانبها و تاريخي بيرون برده‌اند. طبق روايات محلي مولوي حشمت الله خان زماني كه نماينده دولت دوگره كشمير در بلتستان بود كتابهاي زيادي را از بلتستان به همراه خود برده است. و همين طور بعدا نيز مردم كتابهاي زيادي را به جهانگردان و دوره گرها فروخته اند. از جمله كتاب نفيس خطي شاهنامه كه در خپلو به حكم حاكم خپلو نوشته شده بود فرزندان آنها آن را به تازگي فروخته است. و طبق نقل استاد محترم سيد محمد رضوي كتاب شگر نامه كه در ملكيت سيد ابراهيم شاه رضوي مير واعظ پاري بوده است توسط حاكم شگر عاريتا برده شد كه گفته مي شود توسط يكي از صاحب منصبان شگر فروخته شده و در آلمان نگهداري مي شود. و امروزه نيز كتب خطي فراوان در منطقه موجود مي باشد. فهرستي از مهم ترين آثار خطي كه بنده آنها را در منطقه مشاهده نموده‌ام ذكر مي كنم و عكس بعضي از آنها نيز در ذيل داده مي‌شود.:

الف- كتب خطي موجود در كتابخانه برات خپلو

1- المودة القربي سيد علي همداني                2- مرأت التائبين

 3- اعتقاديه                                             4- تلقينيه

5- همدانيه                                               6- چهل اسرار

7- ذكريه كلان                                          7- مختلف چهل حديث

8- ذخيرةالملوك                                        9- داوديه

10- دعوات صوفيه

11- كشف الحقايق  سيد محمد نوربخش          12- صحيفة الاولياء

13- انسان نامه                                          14- عبرت نامه

15- معاش السالكين                                   16- كتاب الاعتقاديه

17- نوريه                                                18- مكارم الاخلاق

19- اخلاق ناصري                                     20- تاريخ شاهان صفوي

21- كتاب الربض                                       22- اوراد فتحيه

23- تاريخ خپلو از كاچو فتح علي خان               24- رساله منظوم در قرأت و تجويد

24- گلستان سعدي                                   25- بوستان سعدي

26- كريما                                               27- پند نامه

28- صد گفتار علي ترجمه منظوم به فارسي

29- چهل حديث منظوم جامي

30- ده قاعده همداني                                 31- گفتار ابو حنيفه

32- جواهر الاسلام منظوم                           33- كفاية الاسلام شاه نعمت الله

34- شمه نوروزي                                      35- الاوراديه همداني عربي

36- كليات تحسين كشميري                         37- ذكريه صغيره سيد علي همداني

38- فقه احوط منظوم ترجمه فارسي                39- فقه احوط

ب: نسخه هاي خطي كتابخانه شخصي سيد محمد شريف

1- قرآن كريم                                              2- رساله تجويد منظوم

3- كتاب دعا و تعويذ                                     4- كتاب مصائب

5- دعوات صوفيه اماميه نوربخشيه                      6-

و بعضي كتب ديگر

ج: نسخه هاي خطي خانوادة حاكم خپلو

1- قرآن كريم                                               2- شاهنامه فردوسي

3- آموزش خط نسخ و نستعليق                        4- مختارنامه

5- مجموعه اشعار بلتي و فارسي                        6- تاريخ ائمه عليهم السلام

6-

د: نسخه هاي خطي در نزد پير نوربخشيه كريس

1- تحفة الاحباب محمد علي كشميري                 2-

ه: نسخ خطي سادات كهرمنگ

نهج البلاغه با ترجمه فارسي( نزد سيد كاظم شاه)

بياض اشعار مير سيد علي رضوي متخلص به سيد

بياض اشعار سيد و فضلي از شعراي معروف ( نزد سيد محمد علي شاه رضوي)

شرح بر خلاصة الحساب شيخ بهائي تاليف سيد محمود شاه رضوي پاري

كتاب ادعيه و تعويذات سيد اكبر شاه رضوي

ديوان اشعار كشميري و فارسي

نسخه زيباي صحيفه سجاديه( ميوردو)

بياض كوچك و زيباي نوحه‌ها و مرثيه‌هاي فارسي( در تمليك اولاد سيد ابراهيم شاه رضوي پاري)

نكاح نامه عبداعظيم خان حاكم كهرمنگ با فخر النساء بيگم دختر رفيع خان حاكم سكردو كه به خط زيباي مير سيد علي رضوي نوشته شده است.كه در كتابخانه شخصي استاد گرانقدر آقاي سيد محمد رضوي نگهداري مي شود.

نسخ خطي ديگري نيز از جمله جامع عباسي، كتاب انشا بعضي از تاليفات علامه مجلسي و جنگ اشعار طرحي شعراي عهد تيموريان هند كه فقط قسمتهاي از آنها باقي است نزد ايشان موجود است.

نسخه هاي متفرقه در منطقه

1- قرآن كريم با ترجمه فارسي و حاشيه موجود در آستانه مير سيد علي طوسي در كواردو كه به خط خود مير سيد علي نوشته شده است.

3- كتاب فقه احوط در شگر

4- بوق بوق نامه

5- شگر نامه



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:22 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين مسجد نيز بدست مير سيد علي همداني بنا شده است و به نام ايشان مسجد حضرت مير معروف است.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:21 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين خانقاه در حدود 270 سال قبل ساخته شده كه اخيرا بازسازي شده است. ستون مركزي خانقاه از يك تنه درخت بزرگ ساخته شده و جالب تر از آن قطعه چوبي بلند و قطور است كه بر ستون بزرگ در طول خانقاه قرار گرفته است.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:21 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

يكي از آثار مذهبي آستانه سيد محمود طوسي است كه در مركز شهر سكردو در محله كشو باغ واقع شده است و مرجع مومنين در منطقه است. و آستانه برادر وي سيد حيدر در منطقه قمراه مي باشد.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:20 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اينها از پيران نوربخشيه هستند كه در منطقه كريس مشغول تبليغ بوده و در اين منطقه از دنيا رفته‌اند.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:19 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين خانقاه در منطقه كريس واقع شده است كه توسط مير مختار ساخته شده است.

 



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:18 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين خانقاه بزرگ و تاريخي را مبلغ بزرگ مير سيد علي طوسي بنا نموده است. امروزه با نام حسينيه يا امام بارگاه كواردو معروف است. در كنار اين خانقاه آستانه مير سيد علي طوسي قرار دارد كه زيارتگاه مردم است.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:18 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

آستانه مير عارف و مير اسحاق در جنب خانقاه تهگس واقع شده است. مير اسحاق داماد مير عارف فرزند مير مختار اخيار است.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:17 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين مسجد را دو نفر از مبلغان ايراني به نامهاي سيدعلي طوسي و سيدناصرطوسي كه از راه سلترو وارد منطقه تهگس شدند بنا كردند و تاريخ بناي آن 1012 هجري ميباشد.[1]     



[1] -



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:15 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين مسجد نيز از آثار مبلغان ايراني است. بانپي محله اي درمركز خپلو مي باشد. استجابت دعا در اين مسجد معروف است. و هر گاه بين دو نفر دعوايي يا مخاصمتي پيش بيايد براي برحق نشان دادن خود طرف مقابل را دعوت به قسم خوردن در اين مسجد مي كند و هر دو طرف با گرفتن زنجير در ورودي مسجد قسم مي خورند. هر كه به ناحق قسم بخورد خيلي زود اثر آن را مي بيند.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:15 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين خانقاه را مير سيد محمد بنا نمود و در مركز خپلو قرار دارد. محله اي كه اين خانقاه در آن قرار دارد بنام محله خانقاه معروف است. اين خانقاه نيز مانند ديگر خانقاه هاي بلتستان با استفاده از چوب فروان ساخته شده است. و ستون هاي چوبي آن خيلي بزرگ و بلند است كه انسان را متعجب مي سازد. كه در آن روزگار بدون وسائل لازم اين ستون‌ها را بلند كرده‌اند. امروزه در اين خانقاه نوربخشيان منطقه نماز جماعت و جمعه اقامه مي كنند و در ايام محرم در همين خانقاه مجلس عزاداري برگزار مي كنند. در اين خانقاه نيز مانند ديگر مكان هاي مذهبي تمام تر از چوب استفاده شده است و كارهاي چوبي آن بي نظير است. بر سر درب اين خانقاه اشعار هاي فارسي ذيل كنده شده است.

الله

اوصاف علي به گفتگو ممكن نيست          گنجايش بحر در سبو ممكن نيست

من ذات علي بواجبي نشناسم                    ليكن دانم كه ذات او ممكن نيست

هر فيض كه در سابقه هر دو جهانست          در پيروي حضرت شاه همدانست

پادشاه دين و دنيا شاه كفر شكن                 شاه پادشاه فراه شاه ................

در سمت راست درب ورودي اشعار و احاديث عربي ذيل كنده شده است.

علي حبه جنة                    قسيم النار و الجنه

وصي المصطفي حقا            امام الانس والجنه

لو لاك لما خلقت الافلاك  و لو لا علي لما خلقتك

حب علي ابن ابي طالب حسنة لا يضرها السيئه و بغضه سيئة لا ينفعها حسنة

ان في الجنة نهرا من لبن لعلي وحسين و حسن صلواة الله عليهم

 



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:14 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

سيد محمد از جمله مبلغان ايراني بود كه همراه سيد علي همداني به بلتستان رفت و در همين منطقه از دنيا رفت. مقبره او در كنار خانقاه بزرگ خپلو واقع است. عمارت مقبره در حال انقراض است. منبت كاري بر چوب در اين مقبره بسيار زيبا است.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:13 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

بر فراز كوه كهرمنگ بيمه بالاي قلعة قديمي يك مسجد كوچك قرار دارد كه به ستون چوبي آن صندوقچه متبركي آويزان است و در آن تار موي مباركي كه منسوب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم است نگهداري مي شود. مي گويند اين موي مبارك را يك مرد درويش از كشمير آورده و به حاكم كهرمنگ علي شير خان هديه نمود.[1]

در حال حاضر سادات اكبر شاهي رضوي توليت اين مسجد را به عهده دارند. مردم براي تبرك و قضاي حاجت خود در كنار مسجد گوسفند قرباني مي كنند.



[1] - مولوي حشمت الله خان، پيشين، ص



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:13 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين مسجد هم در شگر واقع شده است وداراي يك طبقه است و بر سر در مسجد اين كلمات مرقوم است) لااله الاالله محمدرسول الله)



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:12 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

(امبورك)محله اي در شگر است كه سيد علي همداني مسجدي در آنجا بنا كرد كه بعدها به مسجد امبورك معروف شد. به گفتة آخوند زاده گنبد اين مسجد منهدم ودر صحن اين مسجد افتاده است، تمام درهاي چوبي اين مسجد منبت كاري و منقش شده‌اند و بالاي درب اين مسجد اين كلمه نوشته شده است: (انت:يا الله لا اله الله محمد رسول الله اللهم صل علي محمد و آل محمد) و در محراب اين كلمات نقش بسته است:(يا فتاح يا الله يا رحمن يا رحيم يا ملك ياقدوس نصر من الله و فتح قريب وبشرالمؤمنين)



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:11 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين مسجد در منطقة شگر نزديك محله شاهي واقع است و در آن زمان حاكم شگر شخصا در نمازهاي جمعه و جماعت اين مسجد شركت مي كرد. اين مسجد داراي دو طبقه است كه طبقه اول مخصوص نماز خواندن در زمستان و طبقه دوم مخصوص نماز در تابستان است و هر دو طبقه بدون ستون هستند و طبقه بالايي داراي نقوش بسيار زيبايي است[1].



[1] - آخوند زاده پيشين ص 75



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:10 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

اين مسجد نيز توسط سيد علي همداني در سال 797 هجري در محله‌اي بنام برقچهن كه يكي از محله‌هاي خپلو مي باشد ساخته شد. اين مسجد به طرز مسجد چقچن ساخته شده است. سقف اين مسجد ستون ندارد. گنبد اين مسجد نيز از مس ساخته شده است. درب داخلي و محراب اين مسجد منقش است. نجاري كه اين مسجد را ساخته بود از كشمير به اين منطقه آمده بود و در همين منطقه از دنيا رفته است و قبر وي در كنار مسجد است وي وصيت كرده بود كه وي را در كنار قبر دفن كنند.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:9 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

پهروا يكي از مناطق خپلو است. و از مركز خپلو دور است. امير كبير سيد علي همداني در زمان سفر به بلتستان اين مسجد را بنا نموده است. اين مسجد گرچه كوچك است ولي در زيبائي نظير ندارد. گنبدش مسي است. و داراي دو سقف است. در پائين كناره‌هاي سقف دوم اسماي نود و نه‌ گانه الهي مرقوم است. تاريخ تكميل اين مسجد 786 هجري نوشته شده است.



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:7 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |

  اين مسجد توسط امير كبير سيد علي همداني در سال783 ه.ق ساخته شد[1]  اين مسجد در مركز خپلو واقع است. مسجد چقچن يكباره ساخته نشده بلكه در مراحل مختلف  به تكميل رسيده است زيرا در سال783 هجري اميركبير بنياد ان را نهاد و قسمتها يي از ان را ساخت ولي ساختمان آن تكميل نشد تا  اين كه در سال911 هجري مير شمس الدين عراقي به آنجا آمد و ساختمان مسجد را تكميل كرد و از آغاز تا تكميل اين مسجد 129 سال وقفه ايجاد شد.

درسال1923 ميلادي(1344 هجري) اين مسجد به طور گسترده تعمير و مرمت شد. ساختار و شكل اين مسجد گواه بر هنر اصيل ايراني و كشميري است.[2] در زمان هاي بعدي نيز اين مسجد چند بار تعمير و بازسازي شده است. درب و پنجره‌ها و كارهاي چوبي اين مسجد از شاهكارهاي هنري آن زمان محسوب مي شود.



[1] - محمد رضا آخوند زاده، آثار شاه همدان ص57

[2] - محمد رضا آخوند زاده ،پيشين، ص53 -60



تاريخ : شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ | 1:6 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |