بلتستان در شمال پاكستان در مرز هندوستان قرار دارد. و در پنج بخش سكردو، خپلو، كهرمنگ، شگر و روندو تقسيم ميشود كه در گذشته در هر بخش حاكمان جداگانهاي حكومت مي كردند. در سكردو، روندو و كهرمنگ خاندان مقپون ، در شگر خاندان اماچه و در خپلو خاندان يبگو حكومت مي كردند.
بلتستان در دوره هاي مختلف تحت حكومت هاي چين، تبت و هندوستان بودند و زمان براي خود حكومت مستقل داشتند. خصوصا در قرن يازدهم هجري در زمان علي شير خان انچن حكومت بلتستان يك حكومت مقتدر و قوي بود كه شامل كرگل، لداخ، گلگيت تا چترال بود.
در 1840 ميلادي اين منطقه تحت حكومت دوگره جمون در آمد. و تا آزادي پاكستان تحت دوگره بود. بعد از آزادي پاكستان مردم منطقه خودشان با حكومت دوگره نبردي سختي نمودند و بلتستان را از چنگ سيكها آزاد نمودند و با حكومت پاكستان ملحق شدند و تا امروز تحت حكومت پاكستان قرار دارد ولي از لحاظ سياسي حقوق شهروندي پاكستان را دارا نمي باشد.
بلتستان به همراه پنج مناطق ديگر شمال پاكستان ( گلگيت، چلاس، استور، ديامير و غذر) تحت حكومت مركزي پاكستان اداره ميشود و براي خود يك شوراي محلي است كه نمايندگان اين شوري با رأي مردم منتخب ميشوند.
قبل از اسلام در اين منطقه اديان مختلف از جمله زدتشت، بون چهوس، بودايي و رائج بودهاند. قبل از آمدن اسلام همه مردم منطقه بودايي بودند. كه در قرن هشتم هجري اولين مبلغ امير كبير سيد علي همداني از كشمير به اين منطقه سفر نمودند و مردم را به دين اسلام دعوت نمودند. مردم اين منطقه به همراه حاكمان بخش هاي مختلف اسلام را قبول كردند. او در منطقه مساجد و خانقاههاي زيادي را درست كردند كه بعضي از آنها در حال حاضر نيز به نام او باقي است كه از جمله آنها جامع مسجد چقچن خپلو است و ديگر خانقاه گمبه سكردو است كه خيلي معروف است.
سيد علي همداني يك عالم و عارف و سياح معروف بود كه چندين سفر در گوشه هاي مختلف جهان داشته اند. و صاحب تاليفات زيادي است. از جمله كتابهاي وي مودة القربي و ذخيرة الملوك است.
بعد از سيد علي همداني بقول بعضي از محققين سيد محمد نوربخش قهستاني به اين منطقه آمدند و تبليغ اسلام نمودند. كه مردم تا حالا به او تقليد مي كنند و نوربخشيه مي گويند. ولي اين گفته محققين دلايلي كافي ندارد و با نظر به حالات زندگاني او اين نظره رد ميشود. كه ايشان در آن زمان در تبعيد بودند و بعد از مرگ ميرزا شاهرخ نيز به گفته محققين و مورخين او در ري سكونت اختيار نموده و مشغول تدريس و تربيت شاگردان بوده است.
سيد محمد نوربخش قهستاني يك عالم و مجاهد و مبارز و يك فقيه بزرگ بود كه صاحب ده ها عنوان كتاب است و معروف ترين كتاب وي فقه احوط و اصول اعتقاديه است. ديگر كتاب وي كشف الحقيقت كه حاوي اشعار وي است.
بعد از سيد علي همداني 200 سال وقفه در تبليغ در اين منطقه افتاد. در اين زمان تعدادي زيادي از مردم به دين قبلي خود برگشته بودند. كه مير شمس الدين عراقي معروف به بت شكن به اين منطقه سفر نمودند. مير شمس الدين مردم را به دين اسلام دعوت نمودند و بت خانه ها را خراب نمودند و به جان آنها مساجد و خانقاه ها ساختند. و از زمان او آئين بودايي در اين منطقه از كاملا از بين رفت. و دين مبين اسلام تا امروز در اين منطقه رائج است.
مير شمس الدين عراقي در كشمير به علت درگيري با سيد محمد بيهقي مجبور به مسافرت به بلتستان شد كه اين باعث شد كه منطقه بلتستان دوباره به طرف اسلام رو كرد.
بعد از مير شمس الدين عراقي مبلغان زيادي به اين منطقه آمدند و در مناطق مختلف بلتستان زندگي نمودند و مردم را راهنمائي نمودند كه آثار آنها در مناطق مختلف بلتستان گوياي زحمات فراوان آنها است.
از جمله اين مبلغان برادران طوسي سيد محمود طوسي، سيد علي طوسي، سيد ناصر طوسي، سيد حيدر طوسي، مير عارف و مير ابو سعيد و فرزندان او در منطقه معروف است. و بعد از آنها شاگردان آنها كه علماء محلي است نقش زيادي را ايفا نمودند. و در مناطق لداخ، پوريگ، گلگيت، هنزه و استور نيز آنها تبليغ نمودند.
در اين كار علماء محلي همكاري و نقش حكمرانان نيز خيلي زياد است. كه در پايان نامه به بعضي از آنها اشاره نمودهام.
جمعيت بلتستان قبل از 100 سال پيش خالص شيعه و محب اهلبيت E بودند. ولي با آمدن عالم سني بنام ملا محمد بنام ملا محمد عمر سمرقندي به اين منطقه تبليغ اهل سنت شروع شد. در زمان او دو نفر از شاگردان مذهب وي را قبول كرد و آنها در مدارس اهل سنت و اهل حديث ادامه تحصيل دادند و بعد از برگشت در بلتستان كار تبليغ را شروع كردند و تعدادي زيادي را با تطميع به تبديل مذهب آماده كردند. كه امروزه تعداد زيادي از مردم تبديل مذهب نموده و جمعيت آنها زياد شده است.
امروزه جمعيت بلتستان 85 درصد شيعه، 10 درصد صوفيه اماميه نوربخشيه و 5 درصد اهل سنت و اهل حديث ميباشند. اسماعيليه و مسحيت نيز در اين مناطق مشغول فعاليت هستند ولي تا حال كسي از منطقه آنها را قبول نكرده است.
نوربخشيه كساني است كه از سيد محمد نوربخش قهستاني تقليد مي كنند و در عقائد با شيعيان فرقي ندارند ولي در بعضي موارد در فروعات با شيعه اختلافات دارند. در بلتستان در منطقه خپلو بيشتر نوربخشيه هستند ولي در مناطقه ديگر نوربخشيه در اقليت هستند. در آنطرف مرز در دراس و نوبراه نيز تعدادي زندگي مي كنند. امروزه از بلتستان به مناطق ديگر براي كسب معاش رفته و در آنجا زندگي مي كنند و مساجد و مراكز ديني بنا نموده اند.
نوربخشيه در گذشته نزديك باهم متحد و متفق بودند و ميان آنها اختلافات و درگيري نداشتند اما متاسفانه با ورود وهابيت و كشاندن جوانان نوربخشيه به مدارس اهل حديث و با فارغ التحصيل شدن آنها شبهات مختلف بين نوربخشيه شايع شد و رفته رفته نوربخشيه را به دو گروه سر سخت صوفيه اماميه نوربخشيه و صوفيه نوربخشيه تقسيم نمودند. و يك گروه ديگر كه به نام همداني معروف است. در منطقه شگر بيشتر است.
ديگر اينكه در منطقه بلتستان تعداد قابل توجهي از نوربخشي ها به وهابيت گرايش پيدا كرده و وهابي شده است.
مبلغان نخستين و شاگردان آنها در منطقه آثار زيادي باقي گذاشتهاند كه امروزه نيز باقي است. در بلتستان نسخه هاي خطي كتب عربي و فارسي زيادي پيدا ميشود كه بعضي از آنها نسخههاي خيلي قديمي و مهم است كه خيلي نارد يافت ميشود. مساجد و خانقاههاي زيادي كه با دست مبلغان ساخته شده است در مناطق مختلف امروزه نيز نشان دهنده زحمات و تلاش آنها در بلتستان است. كه در پايان نامه آنها را بيان نمودهام. و همراه آنها تصاوير آنها نيز آوردم.
