یا بن الحسن مریض عشق تو هستم     دوا نمی خواهم

آقاجان من شفا نمی خواهم

آقاجان اگر چه غرق نیازم  ولی خدا داند که جز سلامت تو در دعا نمیخواهم

یا بن الحسن کنون که روزده ام من به صاحت لطفت

آقاجان نگو که غرق گناهی تو را نمی خواهم

یابن الحسن به خاطر دل من نه من بدم

آقا آقا به خاطر دل زهرا ظهور کن

فاطمه ای که غمت داغ تو سر می شکند

زیر بار غم تو کوه کمر می شکند

جبریل است که از داغ تو پر میشکند

فاطمه حبیبم بی تو من غریبم

فاطمه حبیبم بی تو من غریبم

چه گمان داشت که در طی جوانی زهرا

نازنین نازنین پهلویش از ضربت دست می شکند

زین مصیبت به خدا پشت پدر می شکند

از برم رفتی و از پیش مکردی مرا

بعد از فقدان نبی رکن دگر می شکند

جان به قربان تو و سینه سپر گردن تو

صبر کردی و نگفتی که سپر می شکند



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۹ | 19:49 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |