سؤال: رهبانيت چه مفاسدى دارد؟
جواب: انحراف از قوانين آفرينش، هميشه واكنشهاى منفى به دنبال دارد، بنابراين، جاى تعجب نيست كه وقتى انسان از زندگى اجتماعى كه در نهاد و فطرت او است فاصله بگيرد، گرفتار عكس العملهاى منفى شديد مى شود، لذا «رهبانيت» به حكم اين كه: بر خلاف اصول فطرت و طبيعت انسان است، مفاسد زيادى به بار مى آورد از جمله:
1 ـ «رهبانيت» با روح مدنى بالطبع بودن آدمى مى جنگد، و جوامع انسانى را به انحطاط و عقب گرد مى كشاند.
2 ـ «رهبانيت» نه تنها سبب كمال نفس و تهذيب روح و اخلاق نيست. بلكه، منجر به انحرافات اخلاقى، تنبلى، بدبينى، غرور، عجب و خود برتربينى و مانند آن مى شود، و به فرض كه انسان بتواند در حال انزوا به فضيلت اخلاقى برسد، فضيلت محسوب نمى شود، فضيلت آن است كه انسان در دل اجتماع بتواند خود را از آلودگيهاى اخلاقى برهاند.
3 ـ ترك ازدواج كه از اصول رهبانيت است نه فقط كمالى نمى آفريند، بلكه موجب پيدايش عقده ها و بيماريهاى روانى مى گردد.
در «دائرة المعارف قرن بيستم» مى خوانيم: «بعضى از رهبانها تا آن اندازه توجه به جنس زن را عمل شيطانى مى دانستند كه حاضر نبودند، حيوان ماده اى را به خانه ببرند! مبادا روح شيطانى آن به روحانيت آنها صدمه بزند»! !
اما با اين حال، تاريخ، فجايع زيادى را از «ديرها» به خاطر دارد، تا آنجا كه به گفته «ويل دورانت» «پاپ انيوسان سوم»، يكى از ديرها را به عنوان فاحشه خانه توصيف كرد!.
و بعضى از آنان مركزى براى اجتماع شكم پرستان و دنياطلبان و خوشگذرانها شده بود، تا آنجا كه بهترين شرابها در ديرها پيدا مى شد.
البته، طبق گواهى تاريخ، حضرت مسيح(عليه السلام) هرگز ازدواج نكرد، اما اين، هرگز به خاطر مخالفت او با اين امر نبود، بلكه عمر كوتاه مسيح(عليه السلام) به اضافه اشتغال مداوم او به سفرهاى تبليغى، به نقاط مختلف جهان به او اجازه اين امر را نداد.
اين بحث را با حديثى از على(عليه السلام) پايان مى دهيم: در حديثى در ذيل آيه: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بالأَخْسَرِينَ أَعْمالاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً: «بگو آيا به شما خبر دهم كه زيانكارترين مردم كيانند؟ * آنها هستند كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم شده، با اين حال گمان مى كنند كار نيك انجام مى دهند».(1)
على(عليه السلام) در تفسير آن فرمود: هُمُ الرُّهْبانُ الَّذِينَ حَبَسُوا أَنْفُسَهُمْ فِى السُّوّارِى: «يكى از مصاديق بارز آن، رهبانها هستند كه خود را در ارتفاعات كوهها و بيابانها محبوس داشتند و گمان كردند كار خوبى انجام مى دهند».(2)
1 ـ كهف، آيات 103 و 104.
2. تفسير نمونه، جلد 23، صفحه 401.
تاريخ : یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۱ | 18:11 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
