طبق شواهد محلي در كهرمنگ ابتدا شخصي بنام چو انتهوك از قبيله درد در كنار رود كندرك كهرمنگ مركزي را آباد نمود. و بعد از او از چلاس و خپلو افرادي آمدند و در مناطق مختلف شروع به زندگي كردند. چو انتهوك براي خودش يك قلعه كوچك برفراز كوهي بنا نهاد كه به آن انتهوك كهر يعني قلعه انتهوك ناميدند. و مناطق پاري، كرابه تهنگ، غويس و پلپلدو و بعد از آن غندوس را نيز تحت تسلط خودش در آورد و يك حكومت كوچكي بنام كرتخشه تاسيس كرد. بعد از او جانشينان او پركوته را نيز در حكومت كرتخشه اضافه نمودند و مدت زيادي خانوادة او در كرتخشه و پركوته حكومت كرد. سپس حكومت لداخ به كرتخشه حمله كرد. و كهرمنگ زير سلطه لداخ رفت. حاكم لداخ در كنار انتهوك كهر يك قلعة ديگر ساخت و آن را بوتي‌كهر ناميد يعني قلعة كفار. و در آن لشكر لداخ را جاي داد. يك والي در كرتخشه قرار داد.
در سال 1653‌م علي شير خان انچن  حاكم سكردو  كهرمنك را از سلطه لداخ درآورد و به حكومت سكردو ملحق نمود و از خانوادة انتهوك شخصي به نام حيدر را به عنوان والي آنجا قرار داد.
در سال 1683م شاه مراد فرمانرواي سكردو برادر كوچك خود را حاكم كهرمنگ مقرر نمود و از اين پس حكومت خانوادة مقپون دركهرمنگ آغاز شد وبعد از مرگ برادر كوچك شاه مراد پسرش عبدالعزيز خان به حكومت رسيد وبعد از عزيز خان پسرش عبدالعظيم خان به حكومت رسيد، او مير سيد علي رضوي متخلص به سيد را  كه از كشمير وارد بلتستان شده بود به عنوان مير واعظ كهرمنگ برگزيد و پسرش سعادت خان نزد او به تحصيل علوم و آموزش خط و انشاء پرداخت، مجالس عزاداري سيد الشهداء در اين دوره به اوج خود رسيد كه تاكنون آداب و رسوم عزاداري كهرمنگ در كل منطقه شهرت بسزاي دارد كه بر گرفته از روش عزاداري ايران است، خود سيد نيز به فارسي نوحه و مرثيه مي سرود، چنانچه خواندن اشعار فارسي و كشميري تا حال حاضر در كهرمنگ رواج دارد. نكاح نامه عظيم خان با دختر رفيع خان حاكم سكردو به دست مير سيد علي رضوي نوشته شده كه در كتابخانه شخصي استاد محترم سيد محمد رضوي نگهداري مي شود، پس از عظيم خان سعادت خان به حكومت رسيد.در زمان سعادت خان حاكم لداخ به كهرمنگ حمله كرد وسعادت خان وپسرانش را به قتل رساند. بعد از سعادت خان پسرش اعظم خان به حكومت رسيد.
آقاي حسين آبادي به حكومت رسيدن اعظم خان پسرسعادت خان را اين گونه بيان مي نمايد: دو پسر كوچك سعادت خان كه در خانه علي داد چو زندگي مي كردند از دست سپاهيان لداخ در امان ماندند. علي داد چو آنها را در لباس فقيران به سوي پوريگ فراري داد.
اعظم خان توانست در قلعه پادشاه به صورت كارمندي عادي كار كند و در اين زمان او رسم الخط بودايي را فرا گرفت. تعاليم سانسكريت را آموخت و در طب مهارت كامل را كسب نمود. حاكم لداخ تشي نمگيل به اصليت اعظم خان پي برد اما او توانست از آنجا بگريزد و در يوربلتك در خانه شخصي به نام برگن پا  پناه برد و او را از اصليت خود باخبر نمود و آن شخص او را مخفي كرد  وبعد به بائيچه نزد علي داد چو رفت. او توانست اطرافيان  حاكم كهرمنگ را به خود جلب كند و به عظيم خان كمك كند. در همين زمان حاكم كهرمنگ لامه چو وبرادرش به مر ض جذام مبتلا شدند، وزير من چونگ بوتو اعظم خان را براي معالجه لامه چو به قلعه برد.
اعظم خان لامه چوو برادرش را در اتاق‌هاي جداگانه مورد معالجه قرار داد اما شب هنگام آنان را از پنجره به پايين انداخت و روز بعد مردم  بلتي لداخي ها را به قتل رساندند و اعظم خان به حكومت كهرمنگ رسيد.                            
اعظم خان از سال 1720 تا1750 ميلادي حكومت كرد و بعد از او پسرش عبدالرحيم خان به حكومت رسيد و بعد از او هم پسرش محمد علي خان و بعد از او پسرش علي شير خان به حكومت كهرمنگ رسيدند. در سال 1835 ميلادي شاه مراد به فرمان پدرش راجه احمد شاه حاكم سكردو به كهرمنگ حمله كرد و علي شير خان به لداخ پناه برد. علي شير خان خواهر زاده و داماد حاكم سكردو بود، مي گويند همسر او، وي را از دست شاه مراد نجات داد كه تا داخل قلعه او را تعقيب كرده بود.
او در آنجا به فكر انتقام افتاد و از سيك‌ها در جمون خواست كه به بلتستان حمله كنند. آنها هم در سال1840م به بلتستان حمله كردند و در اين حمله علي شير خان راهنماي آنان بود.



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۹ | 1:29 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |