همانطور كه گذشت بلتستان در تاريخ و منابع چيني بنام پولولو معروف بوده است. آنها بلتستان را پولولو ميگفتند. و منطقه شمال پاكستان را به پولولوي بزرگ و كوچك تقسيم نموده بودند و بر سر همين منطقه با تبت چند بار جنگهاي سختي درگرفت. وقتي عربها نزديكي اين منطقه رسيدند و با حكومت تبت در مرزهاي منطقه پولولو درگير شدند آنها منطقه را بلور ناميدند كه در كتابهاي مختلف بنام بلور ذكر شده است. مردم بلتستان نامهاي پولولو و بلور را هيچ وقت براي اين منطقه استفاده نكردند. چنانچه آقاي حسين آبادي از بدلف چنين نقل ميكند : در گلگت، هنزه، نگر و غرب آن در تمام مناطق نام سكردو غالبا غير معروف است و اين منطقه را پلور يا بلور يا بلورنتز ميگويند. ولي مردم اين منطقه از اين نام استفاده نميكنند.
كتاب حدودالعالم كه مؤلف آن مجهول است و درسال 33-932م نوشته شده است. در اين كتاب مؤلف در مناطق تبت يك تبت بلوري را ذكر كرده است. او مي نويسد : تبت بلوري : ناحيهاي است از تبت بحدود بلور پيوسته و بيشترين بازرگاناناند و اندر خيمها و خرگاهها نشينند و جاهاي ايشان پانزده روز اندر پانرده روز راهست.
بعدها محققين فقط منطقه بروشال را كه در نزديكي بلتستان است بلور گفتند و بلتستان را تبت بلوري گفتند. همانطور كه در حدودالعالم اين مطلب بيان شده است. اما در زمان تاليف اين كتاب بلتستان از تسلط تبت آزاد بود ولي مردم بلتستان بيشتر از نژاد تبتي بودند بخاطر اين صاحب كتاب حدودالعالم اين منطقه را تبت بلوري گفته است. و بلور خود يك منطقه مستقل و جدا از بلتستان بود چنانچه صاحب حدودالعالم مينويسد :بلور يك منطقه بزرگي است كه پادشاه آن خودش را فرزند خورشيد مي ناميد و مي گفت كه پسر نبايد از پدر زودتر بيدار شود و به همين خاطر قبل از طلوع خورشيد بيدار نميشود. به او بلورين شاه ميگويند.
بعداز نيم قرن در سال 1030هجري ابوريحان بيروني به كشمير رسيد. او درباره بلور توضيحات بيشتري را داده است، او مينويسد : رود سنده از مناطق تركها از كوههاي انانگ شروع ميشود آنجا به اين طور مي رسيد كه از درهاي كه به كشمير داخل ميشود رد ميشود و به دره ديگر كه در بلندي است داخل شود و دو روز مسافت دارد. در طرف چپ كوههاي بلور و شميلان است. در اين مناطق اقوام ترك زندگي ميكنند و به آنها بهتهورين ميگويند.و لقب پادشاه آنها بهتهشاه است. و شهرهاي آنها گلگت و اسوار و شلتاس است. و زبان آنها تركي است. و اكثر مواقع آنها به كشمير حمله مي كنند.
شلتاس همان چلاس است. و اسوار نام استور است كه الآن هم در بلتستان به آن هسورا گفته ميشود. از اين عبارت بيروني معلوم ميشود كه بلور نام مناطق گلگت و استور و چلاس است.
و در قرن سيزدهم ميلادي ماركوپولو نيز در سفرنامه خود در باره بلور مي نويسد: پس از دوازده روز راهپيمائي در جهت شمال و شرق لازم است چهل روز ديگر بي آن كه چشم به خانه يا مزرعهاي بيفتد درهمان جهت از دامنه كوهها رودها و دشتها گذشت. اين ناحيه بنام بلور خوانده ميشود و در نزديكي پامير است. مردمش در روي كوههاي بلند زندگي مي كنند مردم اين جا بتپرست و وحشياند. تنها از راه شكار زندگي ميكنند و پوست حيوانات را در بر ميكنند مردم بدجنسي به شمار ميروند.
واضح است كه آن طرف پامير ياسين گلگت هنزه و نگر است.
ميرزا حيدر گوركاني در كتاب خودش تاريخ رشيدي درباره بلتستان و بلور بحث فراواني كرده است. او درباره بلتستان مينويسد : بالتي يكي از ولايت تبت است و آن مشتمل بر چند ولايت ديگر مثل پوريك و خاپوله و اشگار و اسكاردو و ارقس و هر كدام از اين مشتمل بر قلاع و رباع و قريات است. و نيز ميگويد : بالتي ولايتي است ما بين تبت و بلور .
ميرزا حيدر درباره بلور نيز مينويسد : بلور كافرستاني است و اكثر اهالي آن اهل جبلاند در هيچ يك ايشان ديني و مذهبي روا نباشد و از هيچ چيز مجتنب و محترز نيست. آنچه را نيك بدانند و خوش آيد آن مي كنند.
از اين مطالب روشن ميشود كه بلور به مناطق گلگت، هنزه، نگر، ياسين، چلاس و استور ميگويند و بلتستان شامل بلور نميشود. اگرچه صاحب حدود العالم بلتستان را تبت بلوري گفته است ولي منطقهاي را كه محققين بعنوان بلور و بطور خاص ذكر كردهاند بلتستان در آن شامل نميشد. بلتستان بعنوان بالتي يا تبت خورد شناخته ميشد.
كتاب حدودالعالم كه مؤلف آن مجهول است و درسال 33-932م نوشته شده است. در اين كتاب مؤلف در مناطق تبت يك تبت بلوري را ذكر كرده است. او مي نويسد : تبت بلوري : ناحيهاي است از تبت بحدود بلور پيوسته و بيشترين بازرگاناناند و اندر خيمها و خرگاهها نشينند و جاهاي ايشان پانزده روز اندر پانرده روز راهست.
بعدها محققين فقط منطقه بروشال را كه در نزديكي بلتستان است بلور گفتند و بلتستان را تبت بلوري گفتند. همانطور كه در حدودالعالم اين مطلب بيان شده است. اما در زمان تاليف اين كتاب بلتستان از تسلط تبت آزاد بود ولي مردم بلتستان بيشتر از نژاد تبتي بودند بخاطر اين صاحب كتاب حدودالعالم اين منطقه را تبت بلوري گفته است. و بلور خود يك منطقه مستقل و جدا از بلتستان بود چنانچه صاحب حدودالعالم مينويسد :بلور يك منطقه بزرگي است كه پادشاه آن خودش را فرزند خورشيد مي ناميد و مي گفت كه پسر نبايد از پدر زودتر بيدار شود و به همين خاطر قبل از طلوع خورشيد بيدار نميشود. به او بلورين شاه ميگويند.
بعداز نيم قرن در سال 1030هجري ابوريحان بيروني به كشمير رسيد. او درباره بلور توضيحات بيشتري را داده است، او مينويسد : رود سنده از مناطق تركها از كوههاي انانگ شروع ميشود آنجا به اين طور مي رسيد كه از درهاي كه به كشمير داخل ميشود رد ميشود و به دره ديگر كه در بلندي است داخل شود و دو روز مسافت دارد. در طرف چپ كوههاي بلور و شميلان است. در اين مناطق اقوام ترك زندگي ميكنند و به آنها بهتهورين ميگويند.و لقب پادشاه آنها بهتهشاه است. و شهرهاي آنها گلگت و اسوار و شلتاس است. و زبان آنها تركي است. و اكثر مواقع آنها به كشمير حمله مي كنند.
شلتاس همان چلاس است. و اسوار نام استور است كه الآن هم در بلتستان به آن هسورا گفته ميشود. از اين عبارت بيروني معلوم ميشود كه بلور نام مناطق گلگت و استور و چلاس است.
و در قرن سيزدهم ميلادي ماركوپولو نيز در سفرنامه خود در باره بلور مي نويسد: پس از دوازده روز راهپيمائي در جهت شمال و شرق لازم است چهل روز ديگر بي آن كه چشم به خانه يا مزرعهاي بيفتد درهمان جهت از دامنه كوهها رودها و دشتها گذشت. اين ناحيه بنام بلور خوانده ميشود و در نزديكي پامير است. مردمش در روي كوههاي بلند زندگي مي كنند مردم اين جا بتپرست و وحشياند. تنها از راه شكار زندگي ميكنند و پوست حيوانات را در بر ميكنند مردم بدجنسي به شمار ميروند.
واضح است كه آن طرف پامير ياسين گلگت هنزه و نگر است.
ميرزا حيدر گوركاني در كتاب خودش تاريخ رشيدي درباره بلتستان و بلور بحث فراواني كرده است. او درباره بلتستان مينويسد : بالتي يكي از ولايت تبت است و آن مشتمل بر چند ولايت ديگر مثل پوريك و خاپوله و اشگار و اسكاردو و ارقس و هر كدام از اين مشتمل بر قلاع و رباع و قريات است. و نيز ميگويد : بالتي ولايتي است ما بين تبت و بلور .
ميرزا حيدر درباره بلور نيز مينويسد : بلور كافرستاني است و اكثر اهالي آن اهل جبلاند در هيچ يك ايشان ديني و مذهبي روا نباشد و از هيچ چيز مجتنب و محترز نيست. آنچه را نيك بدانند و خوش آيد آن مي كنند.
از اين مطالب روشن ميشود كه بلور به مناطق گلگت، هنزه، نگر، ياسين، چلاس و استور ميگويند و بلتستان شامل بلور نميشود. اگرچه صاحب حدود العالم بلتستان را تبت بلوري گفته است ولي منطقهاي را كه محققين بعنوان بلور و بطور خاص ذكر كردهاند بلتستان در آن شامل نميشد. بلتستان بعنوان بالتي يا تبت خورد شناخته ميشد.
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۹ | 1:27 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
