«نمي دانيم كه آيا تحولات در كشورهاي عربي شبيه انقلاب هاي سال 1989 اروپاي شرقي عليه رژيم هاي اقتدارگرا بوده يا شبيه انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 است. البته اميدواريم اين تحولات شبيه نوع اول باشد ولي نمي توانيم در اين زمينه اطمينان داشته باشيم. سياست خود را براساس اين تحولات مشخص مي كنيم؛ 5 سال پيش انقلاب سدر در لبنان روي داد و يك ميليون لبناني به خيابان ها ريختند و به ايجاد تحولات دموكراتيك در اين كشور اميد بستند. اما امروز پس از گذشت 5 سال با حزب الله روبه رو هستيم. همچنين ما چند سال پيش از نوار غزه عقب نشيني كرديم و اينك مجبوريم با حماس روبه رو باشيم.»
بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي ضمن بيان اين جملات كه سرشار از هراس و بيم رژيم صهيونيستي از تحولات منطقه است در حالي به الهام گرفتن انقلاب هاي منطقه از انقلاب اسلامي ايران اذعان مي كند كه تا مدت ها پيش حتي درصدي خطا در راهبردهاي خود و هم پيمان آمريكايي اش تصور نمي كرد.
احتمال وقوع انقلاب اسلامي و مردمي در مصر مشابه انقلاب اسلامي ايران البته موضوعي بود كه نتانياهو پيش از اين بدان تاكيد داشت و فرياد نگراني خود را قبل از وقوع تحولات در مصر به گوش رسانه ها رساند و امروز وقتي آتش سركش انقلاب هاي
پي در پي مردمي را در ديگر كشورهاي منطقه مي بيند بيشتر به اعترافاتش اضافه مي كند.
البته همان زمان شيمون پرز رئيس اين رژيم هم در سخناني درباره اوضاع اخير مصر و بروز اعتراضات مردمي به چنين اعترافي دست زد.
از خيزش تا انقلاب مردمي
گذشته از وجوه تفاوت و تشابه انقلاب اسلامي ايران با چنين تحولاتي، آنچه در نگاه اول در تحولات خاورميانه خودنمايي مي كند دو عامل اساسي است.
نخست مردمي بودن اين جنبش و ديگري عواملي كه سبب بروز اين خيزش ها مي شود. اما عامل دوم را در دو دليل مي توان جست وجو كرد؛ اولي حاكميت دولت هاي دست نشانده و دوم تحقير اين مردم در طول سال هاي متمادي.
كشورهايي امروز در منطقه خاورميانه دچار خيزش هاي مردمي شده اند كه مردمش با سياست هاي دولت دست نشانده اي دست و پنجه نرم مي كنند كه در مقابل سياست هاي امريكايي ها و رژيم صهيونيستي سر فرود آورده اند.
همچنين اين ملل توسط ابرقدرت ها تحقير شده اند؛ ملت هايي كه بيدار شده اند و حال شاهد قيام آنها هستيم.
در كشورهايي كه اين تحركات شروع مي شود، ادامه پيدا مي كند و تا زماني كه مردم به هدف خود نرسند دست از قيام برنمي دارند اما اگر بعضي كشورهاي ديگر كه همين شرايط را دارند عبرت بگيرند و بازنگري در سياست هاي خود داشته باشند.
به عقيده فاطمه آليا عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، تحولات خاورميانه نشان مي دهد كه موج بيداري فروكش ندارد و الان جهان بيدار شده، اين بيداري ملت ها از بركات تاثير انقلاب اسلامي و الگوگيري از جبهه مقاومت جهاني است كه به تازگي ايجاد شده بويژه در كشورهايي كه مي خواهند مستقل باشند. نكته مهمي كه ذكر آن ضروري به نظر مي رسد موقعيت رژيم صهيونيستي بعد از اتفاقات اخير است. چرا كه رژيم صهيونيستي توسط مبارك تقويت مي شد و در حال حاضر اين رژيم يكي از حاميان خود را از دست داده و شديدا احساس خطر مي كند چرا كه ملت هايي كه قيام كرده اند دولت هاي آنها از رژيم صهيونيستي حمايت مي كنند . بنابراين رژيم صهيونيستي حيات خود را در تهديد مي بيند.
وي همچنين عقيده دارد: رژيم صهيونيستي سعي مي كند با تمام قوا از اين دولتمردان دست نشانده و هم پيمان خود حمايت كند، چون كاملا خود را در خطر مي بيند و بزودي با بيداري ملت ها همان جمله معروف امام( رضوان الله عليه )كه فرمودند اسراييل بايد از صحنه روزگار حذف شود ان شاءالله اتفاق مي افتد. از طرف ديگر آقاي عبدالله گل در سال هاي اخير موضعگيري هاي خوبي در قبال رژيم جعلي صهيونيستي و نظام هايي كه از آن حمايت كرده و تقويتش مي كنند، داشته است. از اين رو اين تحكيم مناسبات بين دو همسايه ايران و تركيه كه از قدرتمندترين كشورهاي منطقه هستند يك پيام براي آمريكا و رژيم صهيونيستي دارد و مي تواند مقدمه تحكيم مناسبت بين كشورهايي باشد كه برمحور ضداسراييلي باعث تحكيم مناسبات و تحكيم پيوند سياسي يكديگر مي شوند.
در حالي تحولات خاورميانه و انقلاب هاي مردمي در تونس، مصر، ليبي و بحرين به سمت پيروزي و رسيدن به مطالبات مردمي پيش مي رود كه هفته نامه آمريكايي «نيوزويك » هم در يكي از مقاله هاي اخيرش ضمن اشاره به كناره گيري سياسي آمريكا در جريان ناآرامي هاي اخير خاورميانه و اين ديدگاه واشنگتن كه تحولات اخير در خاورميانه را جنگ آمريكا و ايران براي رسيدن به سلطه سياسي در منطقه مي داند، شكست آمريكا را حتمي خواند و كناره گيري سياست و راهبرد محكوم به شكست آمريكا در امور خاورميانه را ضروري خواند.
تغيير راهبردهاي آمريكا و هم پيمانان
با وجود كوتاه شدن دست استكبار جهاني از منطقه خاورميانه، تحولات بيانگر روند صعودي كاهش قدرت آمريكا نه تنها در منطقه بلكه در سطح جهان است.
شبكه هاي رسانه اي غرب سعي مي كنند براي انحراف افكار عمومي مشكلات را به ديگر كشورها تسري دهند.
مهدي اقراريان كارشناس مطالعات خاورميانه نيز در اين رابطه به گزارشگر كيهان مي گويد: تشكيل اتاق فكر در سوريه براي ايجاد فتنه در اين كشور در حالي كه ساختاري متفاوت در جريان مقاومت دارد بخشي از اتفاقاتي است كه انحراف مسير انقلاب هاي مردمي منطقه را رقم مي زند. همان طور كه يكي از نويسندگان لبناني با تاكيد بر اينكه تخريب سوريه باعث انفجار كل منطقه مي شود از نقش سرويس اطلاعاتي آمريكا به همراه اردن و انگليس در ترتيب دادن اعتراضات در شهر درعا خبر داد . و يا لشكركشي غرب به ساحل عاج و مواجهه نيروهاي چند مليتي در آفريقا را در جنگي تمام عيار از ديگر سياست هاي غرب مي توان دانست.
دكتر سلطان شاهي مدير مركز مطالعات فلسطين در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان ديگر راهبرد آمريكا را براي جلوگيري از اين ضعف قدرت اينطور تحليل مي كند: موقعيت استراتژيك و ذخاير عظيم و بكر انرژي و ثروت هاي طبيعي ديگر همچنين يكدست بودن گستره عقيدتي و ديني در منطقه خاورميانه اقتضا مي كند كه سلطه امپرياليستي به هر قيمت در منطقه استمرار يابد. چون در حال حاضر نه تنها منافع قدرت ها به صورت جدي در منطقه و جهان به خطر افتاده بلكه موجوديت نامشروعي كه تضمين كننده سلطه زرسالاران جهان در منطقه نيز بود مورد تهديد واقع شده است.
به همين دليل ورود نظامي به ليبي و بحرين و تلاش براي انحراف قيام در مصر و تونس و يمن تلاش هاي مذبوحانه و بي نتيجه قدرت ها است كه در صورت هوشياري ملل مسلمان منطقه كاملا بي تاثير خواهد بود.
وي با اشاره به تجربه مشترك آمريكا در ايران و حال در ديگر كشورهاي خاورميانه مي گويد: آمريكا تجربه اي مشترك داشته و به همين دليل وقتي وقوع انقلاب اسلامي بيداري اسلامي را در منطقه به همراه آورد آمريكا جنگي تحميلي به وجود آورد تا چند صباحي مانع اين موج عظيم الهي شود و بعد از جنگ تحميلي هم تحريم با استراتژي مهار دوگانه و پس از آن مقابله با پيشرفت هاي ايران در عرصه هاي مختلف به ويژه هسته اي رخ داد.
سلطان شاهي علاوه بر تاكيد به تاثير انقلاب اسلامي ايران بر تحولات منطقه، نقش موثر رسانه ها را براي همه گير شدن قيام ملت هاي مسلمان منطقه مهم دانسته و اعتقاد دارد: در عصر ارتباطات كه بيشتر ضامن اجراي حكومت واحد جهاني با استقرار فرهنگ و سياست و اقتصاد جهاني با رهبري يهوديان و صهيونيست ها بود ملت هاي مسلمان با الهام از حركت و قيام اسلامي در ايران حركتي مردمي و خودجوش را آغاز كردند.
به همين منوال تحولات در مصر در پي اقداماتي كه از تونس آغاز شد شكل گرفت و اين تحولات تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران رخ داد و شاهد سه مرحله بيداري اسلامي، انقلاب اسلامي و تشكيل نظام جمهوري اسلامي بوديم.
همه توان آمريكا در منطقه
علاوه بر تاثيرپذيري انقلاب هاي مردمي در خاورميانه ، موضوع ديگري هم كه به عنوان تهديد غرب از جانب ايران مطرح مي شود؛ موضوع هسته اي ايران و قدرت يافتن اوست.
بنابراين هم اكنون علماي جهان اسلام بايد نقش خود را در بيداري و استمرار مقاومت در ميان ملت ها احيا كنند و نسبت به نيرنگ، جدايي و نفاق و افتراق مذاهب هوشيارتر و مسئولانه تر عمل كنند و ديگر اشتباهاتي را كه قبلا عده اي ناآگاه به نفع سلطه طلبان مطرح مي كردند كنار گذارند.
جنبش هاي اخير مردمي در برخي كشورهاي خاورميانه و سقوط برخي از حاكميت هاي مستبد در كشورهايي كه درگير ناآرامي شده اند اگرچه در هر كشوري به نوعي متمايز از هم هستند اما شباهت هايي به هم دارند.
سبك قيام مردم و نوع مقابله رژيم ها متفاوت است اما در حال حاضر، مي توان گفت كه هنوز تعريف انقلاب بر هيچ يك از تحولات رخ داده در اين پنج كشور قابل اطلاق نيست بنابراين حساسيت خاصي را از سوي گروه هاي مسلمان طلب مي كند.
دكتر سلطان شاهي علاوه بر توصيه هاي فوق كه نياز امروز خيزش هاي مردم منطقه است، تصريح مي كند: مردم هم بايد هوشيار باشند. دشمن اصلي غرب و صهيونيزم هستند كه پنجه هاي تنيده شده آنها در ثروت هاي ملل مسلمان خرد و بي رمق شده و انتظار مي رود به اميد خدا عزت و عظمت امت اسلامي با منابع و موقعيتي كه دارند دوباره فروزان شود.
حسين رويوران كارشناس مسايل خاورميانه و معاون سياسي جمعيت دفاع از ملت فلسطين هم تحليل خوبي در اين باره دارد.
وي با اعتقاد به اينكه قطعا آمريكا در تحولاتي كه در منطقه رخ داده، غافلگير شده است، مي گويد: آنچه در منطقه رخ داد يك پروژه نيست بلكه يك فرايند است كه به طور حتم آمريكا بازنده ميدان خواهد بود. ميزان ريزش او بستگي به نوع مديريت بحران آمريكا دارد.
اين كشور از قبل مجموعه اي از نهادها را براي خود فراهم كرده و با به كارگيري اين نهادها تلاش مي كند نفوذ خود را بازيابي كند.
رويوران يكي از اين نهادها را دانشگاه آمريكايي ابن خلدون مي داند كه بخش عظيمي از نخبگان را آموزش داده و تابه حال تلاش كرده با تاسيس و تجهيز آن پايگاهش را قوي تر كند.
تاليف بيش از 250 كتاب در زمينه هاي مختلف سياسي تحت عنوان گسترش دموكراسي در چارچوب گسترش نفوذ آمريكا در مصر و همكاري مستمر 1500 استاد با اين موسسه و همكاري با رسانه ها از طريق فضاي سايبري و نيز فراهم كردن امكان دستيابي جوانان به شبكه هاي فيس بوك و يوتيوب به زبان عربي و فارسي از ديگر
سرمايه گذاري هاي اين كشور در مصر و ديگر كشورهاي منطقه براي افزايش نفوذ و تاثيرگذاري ايالت متحده آمريكا است.
بومي سازي انقلاب اسلامي ايران
در خاورميانه
رويوران ضمن اشاره به نقش انقلاب اسلامي ايران در حركت گروه هاي جهادي در منطقه تصريح مي كند: گروههاي جهادي در سطح منطقه با نوآوري وايجاد راهكارهاي جديد موفق شدند راهكاري متفاوت را در سطح بين المللي ارائه دهند چرا كه اساسا تفكر اسلامي يك تفكر جديد و در حال تكميل ابعاد مختلف خود است.
اين تجربه در سطح كلان به عنوان تكميل كننده تجربه اسلامي از ايران آغاز شد و در لبنان و فلسطين بومي سازي شد و بر پايه آن رژيمي كه بر اساس يك قدرت نظامي برپا شده و مجري ماموريت قدرتهاي سلطه گر در منطقه است را شكست مي دهد. شكست نظامي اسرائيل يعني ايجاد تحول در ماهيت نقشه هاي رژيم صهيونيستي.
اين تحليلگر مسائل خاورميانه ادامه مي دهد: اعتراض مردمي وابستگي دولت ها به آمريكا است بنابراين اين كشور به سياست هاي متناقضي دست مي زند تا اين وابستگي را در ظاهر ملغي شده عنوان كند.
وي تصريح مي كند: حمايت هاي پيشين از دولت هاي مستبد و اكنون بمباران قذافي و گرفتن ژست دموكراسي و دفاع از مردم از اين نمونه ها است تا نفوذ از دست رفته خود را بازسازي كند.
در حالي كه اين اقدام محكوم به شكست است و بايد در آينده اي نزديك ريزش قطعي را شاهد باشيم البته ممكن است 50 تا 60 درصد را بتواند بازسازي كند اما ناگزير به پذيرش مقداري ريزش است.
به دنبال ناكامي ايالت متحده آمريكا در مهار
قيام هاي مردمي، آنچه به عنوان رويكرد جديد آمريكا به قلم روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز مطرح مي شود جزئياتي از گفت و گوهاي دروني دولت اوباما درباره چگونگي برخورد با تحولات منطقه و قدرت يابي
روز افزون ايران با اين تحليل است كه كنترل ايران، عاملي تعيين كننده در محاسبات آمريكا درباره نحوه واكنش نشان دادن به شورش ها در سراسر كشورهاي عربي و اذعان قدرتمندان جهان به توان نظامي و امنيتي و قدرت ديپلماسي اين كشور خواهد بود.
انقلاب اسلامي ايران در طول سه دهه تجربه همواره به عنوان يك الگو براي مردم مسلمان منطقه مطرح بوده است و تحولات اسلام خواهي و
استكبار ستيزي مسلمانان در خاورميانه به نوعي نشأت يافته از انقلابي است كه در بهمن 57 در ايران اسلامي به وقوع پيوست.
بر همين اساس دشمن استكباري در طول
سي و دو سالي كه از انقلاب اسلامي ايران مي گذرد به دنبال توطئه براي برچيدن بساط نظام جمهوري اسلامي به عنوان مهم ترين و تنها ترين مانع بر سر راه قدرت هاي بزرگ برآمده و البته هر بار هم ناكام تر از گذشته بوده است.
پاشنه آشيل قيام هاي مردمي
رهايي كشورهاي حوزه خليج فارس از ژاندارم منطقه هنوز شادي را به ارمغان نياورده بود كه هراس از سرايت تفكرات انقلابي از ايران به اين كشورها خودنمايي كرد.
حكام مستبد و ديكتاتور اين كشورها البته براي رهايي از چنين وحشتي از هيچ تلاشي براي كمك به استكبار در تحميل جنگي هشت ساله به ايران دريغ نكردند اما به هر ترتيب اين موج دامان كشورهاي عربي را فرا گرفت و پس از سال ها مسلمانان منطقه را به تحرك عليه رژيم هاي مستبد حاكم فراخواند.
به ميان كشيدن بحث عرب و عجم و اختلاف افكني ميان شيعه و سني و تهاجمات بي وقفه فرهنگي همه ابزارهاي نرمي بود كه آمريكا و رژيم صهيونيستي براي كنترل منطقه درپيش گرفتند اما به ناگاه و در ميان بهت و حيرت، در ظاهر خيزش هايي از تونس تا مصر و ليبي و بحرين رخ داد اما در باطن شاكله دروني و بيروني آمريكا را تحت تاثير قرار داد تا جايي كه براي رهايي از اين فشار به فكر راهبردهاي جديدي افتاده است.
احمدالله روح الله زاد دبير كميسيون سياست جمعيت دفاع از ملت فلسطين در همين رابطه افق آينده تحولات منطقه را مثبت و حاكي از تاثير مضاعف بر كاهش نفوذ آمريكا و اسرائيل در منطقه مي داند.
وي در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان مي گويد: پيش از اين كه جرقه تحركات در خاورميانه كليد بخورد نوعي نااميدي از هر گونه تغيير در ميان بود اما اين سد شكسته شد و پيش بيني مي شود هر چند اين تحولات به انقلاب تمام عيار منجر نشود اما اين هژموني شكست خورده و رژيم صهيونيستي و آمريكا هرگز به آن قدرت سابق باز نگردند.
اين تحليلگر مسايل خاورميانه معتقد است: آمريكا و اسرائيل سكوت نمي كنند بلكه بيش از چند دهه در ابعاد سياسي، اقتصادي، نظامي و امنيتي حركت كرده اند و اين مي تواند پاشنه آشيل قيام هاي مردمي باشد. هرچند اين قيام ها هزينه هاي سختي به آمريكا و هم پيمانان او وارد ساخته است اما اگر مردم منطقه همگرايي خود را حفظ كنند مي توانند مطالباتشان را از خواسته هاي صنفي به مطالبات بنيادي تر پيش ببرند.
فروپاشي جريان اقتدار در منطقه
روح الله زاد عقيده دارد كه در اين حالت طي سال هاي آتي از آمريكا و اسرائيل، ديگر به عنوان جريان هاي اقتدار سراغ نخواهيم گرفت و نفوذشان كمرنگ خواهد شد.
اين جريان فضاي مناسبي براي همدلي در منطقه ايجاد خواهد كرد چون تحولات نشان مي دهد شاهد همگرايي اصيل مبتني بر عدالت و آموزه هاي اسلامي خواهيم بود.
البته مهدي اقراريان كارشناس مسايل خاورميانه تحولات منطقه را طي ماه هاي اخير منبعث از ساختاري مي داند كه طي 100 سال اخير شكل گرفته و حالا بايد شاهد پيروزي قاطع منتج از آن باشيم.
وي در تحليل تحولات اخير و تاثير آن بر استراتژي و راهبردهاي آمريكا و اسرائيل به گزارشگر كيهان مي گويد: هويت صهيونيستي فاقد سيستم هاي ملت است و دولت مردمي به عنوان پديده جديد در چند صد سال اخير كه در هر كشوري شاهد آنيم در اسرائيل وجود ندارد چرا كه ملت حاضر شامل يهودياني است كه با هويت هاي متفاوت از هر گوشه اي از دنيا آمده اند.
آمريكا تلاش كرد منطقه اي را تحت سلطه قرار دهد كه قاره اروپا و آفريقا و اسرائيل را پيوند مي زند در حالي كه هيچ يك از ملت هاي خاورميانه چنين اتفاقي را قبول نداشتند. اما آمريكا به كمك مصر يك هويت جعلي در منطقه ايجاد كرد كه امروز با خروج مصر از اين گردونه عملا نظام امنيتي غرب با مشكل مواجه شده است.
اين اتفاق استراتژي امنيتي آمريكا را كه حفظ رژيم صهيونيستي است به هم زد. همواره در راهبرد امنيت ملي آمريكا كه سند رسمي است تاكيد شده حفظ رژيم صهيونيستي جزء امنيت ملي آمريكا حساب مي شود با اين اتفاقات در منطقه، آمريكايي ها ضربه سختي خوردند.
اقراريان دليل اين تحليل را شكست آمريكا در حالي عنوان مي كند كه ارتش مصر را متشكل از600 هزار نفر و پيشرفته ترين امكانات مجهز كرده بود اما حالا همين ارتش خطري جدي براي او تلقي مي شود.
از منظر جمهوري اسلامي ايران دولت هاي منطقه مي بايست بر اساس ايدئولوژي حاكم بر منطقه، عقايد ديني اسلام و خواست مردم عمل كنند.
با مطالعه دقيق شعارهاي مردمي همين موضوع اثبات مي شود كه مطالباتشان بر مبناي اسلاميت و جمهوريت بنا شده است. برپايي نماز جماعت در خيابان ها و سردادن شعار الله اكبر و در دست گرفتن قرآن مستندات موجود است.
اما از منظر غرب اين روند بايد تغيير كند البته با نوعي بازبيني و اعطاي امتيازاتي به مردم جلوه گري مي كند.
هراس از افكارعمومي
نسل جوان و امروز كشورهاي خاورميانه بهتر از پدران خود، آمريكا و رژيم صهيونيستي و اهداف خودخواهانه آنها را مي شناسند و ديگر اجازه قدرت يافتن استكبار را در منطقه نخواهند داد.
اقراريان تصريح مي كند: به همين علت است كه آمريكا در ليبي محتاطانه وارد شد چرا كه مردم ليبي طرف مقابل خود را در جبهه جنگ آمريكا مي دانند و نكته ديگر عدم حمايت غرب از حاكمان منطقه مثل بن علي و مبارك است. همان اتفاقي كه براي شاه مخلوع افتاد به سران كشورهاي عربي پيام مي دهد كه همين غربي ها از شما حمايت نخواهند كرد و تمام اين اتفاقات منجر به پر رنگ و روشن شدن وضعيت منطقه مي شود.
زهره الهيان عضو كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان مي گويد: تحولات منطقه با سرعت تمام روبه پيشرفت است و روند تحولات و موج اسلام خواهي ملت هاي مسلمان منطقه و سياست طلبي و آزادي خواهي آنها از رژيم هاي ديكتاتوري آن قدر سريع است كه تحليلگران را دچار غافلگيري و آمريكا را دستپاچه كرده است.
وي ضمن اشاره به اعتراف مشاوران امنيتي اوباما مبني بر تاثيرگذاري ايران در تحولات منطقه اظهار مي كند: ملت هاي مسلمان شاهد اين بودند مردم ايران با ايستادگي در مقابل نظام هاي سلطه ايستادند و در روند سياست بين الملل و عرصه هاي علمي و فناوري به خودكفايي رسيدند و امروز ايران در عرصه بين الملل تعيين كننده است.
تحولات منطقه باعث شد ملت هاي مسلمان منطقه نوعي احساس و رويه آزادي خواهي و استقلال طلبي داشته باشند اما رژيم هاي ديكتاتوري مانع بروز آن مي شدند و اين رويه منجر شد ملت ها از انقلاب ايران الهام بگيرند.
اما اين موضوع را نبايد ناديده گرفت كه سران بحريني و رژيم آل خليفه كه حمايت همه جانبه آل سعود را پشت خود مي بيند اين روزها با شدت بيشتري به مقابله با انقلابيون بپردازد. بازداشت 420 تن از شيعيان بحريني و بركناري 750 نفر ديگر از س مت هاي خود ديگر اتفاقات نامباركي كه در بحرين مي افتد و چاشني كشتار مردان و زنان بي دفاع در اين كشور شده است. الهيان به حوادث بحرين اشاره كرده و مي گويد: با چراغ سبز آمريكا عربستان وارد بحرين شد. اين ها در مواضع آمريكا و رژيم صهيونيستي و پشت پرده انگليس تلاش مي كنند مسير عدالت طلبي و اسلام خواهي مردم را منحرف كنند و آنچه مسلم است روند عملكرد آمريكا و رژيم صهيونيستي است. عربستان هم اگر به دام آمريكا بيفتد زمان سرنگوني اش تسريع مي شود. وي اضافه
مي كند: در مورد بحرين هم تلاش آمريكا و رژيم صهيونيستي و عربستان بر اين است قيام ملت بحرين را نوعي دخالت ايران جلوه دهند و مساله شيعه و سني وعرب و عجم را وارد كنند تا اين قيام را سركوب و به واسطه اين موضوعات تلاش مي كنند جمع بين مسلمانان را متفرق كنند. در حالي كه رهبران ملت بحرين اعلام كرده اند جنگ بين شيعه و سني نبوده بلكه تبعيض طولاني است كه سال ها مردم بحرين شاهد آن بوده اند.
فرصت ها و تهديداتي براي استكبار
براي درك صحيح تحولات چند نكته را بايد لحاظ كنيم تا مبنايي براي ارزيابي كامل شود. ماحصل ماهيت تحولات، خواسته سردمداران جنبش و مطالبات مردمي، ميزان تاثيرگذاري كشورهاي منطقه و فرامنطقه اي بر تحولات خاورميانه فرصت و تهديدهايي كه براي آمريكا و اسرائيل پيش خواهد آمد، نشان مي دهد.
مصطفي كرمي كارشناس ارشد روابط بين الملل و پژوهشگر مسايل خاورميانه معتقد است: درصورتي كه تحولات منطقه منجر به شكل گيري حكومت هاي مردم سالار شود به مقابله با آمريكا مي پردازند و ديگر حالت برتري اين كشور در مذاكرات جهاني تحت تاثير قرار خواهد گرفت مشخصا اسرائيل هم چنين وضعيتي خواهد داشت.
وي دليل اين اظهارنظرش را در ماهيت حكومت هاي مردم سالار مي داند و در توضيح بيشتر مي گويد:
دولت هاي مردم سالار داراي پشتوانه افكار عمومي قوي هستند كه مطالبات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و عدالت خواهانه اي دنبال مي كنند. اگر دولت هاي مردم سالار در منطقه شكل بگيرند اسرائيل در انزوا قرار مي گيرد و بازتاب رفتارش سركوب و تمكين نكردن به حقوق بشر است درست مثل رفتاري كه در پس ندادن زمين هاي فلسطينيان نشان داد.
به اين ترتيب بايد گفت اگر جنبش هاي مردمي پيروز نشوند حكومت هاي وابسته و ديكتاتور مشابه قبل حاكم مي شوند كه به احتمال زياد مشروعيت مردمي در آن ها حاكم نيست.
البته اين تحليل هم وجود دارد كه خاورميانه يكي از پايه هاي قدرت آمريكا در جهان و البته بخش اعظم قدرتش است و تسري افول قدرت آمريكا از خاورميانه به جهان تقريبا كم است يعني به يكباره اين اتفاق نمي افتد چون آمريكا پايگاه هاي مهمي دراين مناطق ايجاد كرده است.
كرمي در ادامه اظهاراتش مي گويد: يك برداشت و تلقي و حالت خاصي از اسلام خواهي در منطقه داريم. اگر از نفوذ آمريكا و اسرائيل كاسته شود اما وجه تقابلي نداشته باشد مبتني بر رابطه تعاملي دو طرفه و معامله گرايانه خواهد بود. اما در حالت حاضر آنچه در رفتار مردمي و جنبش ها حاكم است افول قدرت آمريكا را شاهد خواهيم بود چون روابط آنها تقابلي است.
وي البته اين رابطه را در مورد مصر و تونس حاكم نمي بيند و علت آن را چنين مطرح مي كند: دستگاه قدرت قبلي باقي ماند و وزرا به تدريج جابه جا شدند اما بايد منتظر نتايج انتخابات بود. وجه غالب اين است كه افكار عمومي ماهيتي بدبين به غرب دارد و تعديل به وجود مي آيد كه سياست هاي گذشته نمي تواند حاكم باشد و در كوتاه مدت تعديل در سياست ها به وجود مي آيد.
گزارش روز
.: Weblog Themes By Pichak :.
