محسن ابوالحسني
اين روزها كه در كنار اتفاقات سريع و غيرقابل پيش بيني كشورهاي اسلامي در خاورميانه و منطقه شمال آفريقا، اخبارهاي مختلفي نيز از قاره سبز به گوش مي رسد و حكايت از افزايش اعتراضات مردمي در بعضي از آن كشورها دارد، اولين سؤالي كه به ذهن مي رسد اين است كه آيا اعتراض هاي مردمي اروپانشينان نيز، هم چون انقلاب هاي مردمي كشورهاي اسلامي «بيداري» به شمار مي روند؟
چند هفته پيش بود كه مادريد پايتخت اسپانيا به دعوت دو سازمان اجتماعي به نام هاي «جوانان بدون آينده» و «دموكراسي واقعي» شاهد حضور چند ده هزارنفري مردم در خيابان ها و درميدان پوئرتو دل سول (دروازه خورشيد) بود. كشور اسپانيا اين روزها يكي از چند كشوري است كه در منطقه يورو با بحران هاي سنگين اقتصادي دست و پنجه نرم مي كند. كسري بودجه اين كشور به 15 ميليارد دلار رسيده است و بعضي منابع آمار فجيع 45 درصد بيكاري جوانان را منتشر كرده اند. مردم نيز در اعتراض به اين شرايط و تصميمات دولت براي اتخاذ تدابير رياضت اقتصادي براي كاهش ميزان كسري بودجه و بدهي هاي خارجي، به خيابان ها آمده اند و خواستار بهبود اوضاع هستند. اما آنچه مسئله را پيچيده تر مي كند و رنگ و بوي جديدي مي بخشد شكل حضور مردم درخيابان ها و شعارها و دست نوشته هاي آنهاست. سازمان اجتماعي به نام «دموكراسي واقعي» مردم را به خيابان ها فرا مي خواند و معترضان نيز در بسياري از موارد شعارهايي غيراقتصادي سرمي دهند. شعارهايي نظير «اين دموكراسي نيست»، «شما نمايندگان ما نيستيد»، «فرقي نمي كند چه كسي را انتخاب كني، همه سرت كلاه مي گذارند»، «به ما احترام نمي گذارند، دولت به ما خيانت مي كند» و... باعث مي شوند تا به عنوان يك ناظر با نگاهي دقيق تر به اين مسائل بنگريم.
در بحبوحه آغاز انقلاب هاي مصر و تونس و بحرين و... رسانه هاي غربي در مواردي كه مجبور مي شدند ازسانسور اين اتفاقات دست بردارند و به پوشش خبري آنها بپردازند، در تحليل هاي خود همواره تلاش مي كردند اين حركت هاي بسيار مهم مردمي و انقلابي را تنها ناشي از «نارضايتي اقتصادي» مردم جلوه دهند. براساس اين تحليل، مردمي كه سال ها زير فشار فقر اقتصادي بوده اند، ديگر تحمل خود را از دست داده اند و براي رهايي از وضع موجود شعار «اسقاط النظام» سرمي دهند. اگر چه مسائل اقتصادي هم قطعا در بسياري از موارد نقش داشته اند، اما اگر همان طور كه رسانه هاي غربي بيان مي كنند اين گونه و حداكثري به مسائل مادي بنگريم ديگر به هيچ عنوان نمي توان لقب «بيداري اسلامي» به اين وقايع داد و كلا همه اين انقلاب ها با تبليغات، به يك مطالبه آب و نان تقليل خواهديافت. درباره اوضاع اتفاقات اين روزهاي اروپا هم كه تا امروز از اسپانيا به يونان و پرتغال و گرجستان هم سرايت كرده است، مي توان همين گونه نگاه كرد. طبق اعلام همان شبكه هاي غربي، مردم اسپانيا در اعتراض به وضعيت بد اقتصادي كشورشان به خيابان ها آمدند، اما اگر اين گونه است، پس اوضاع اقتصادي چه دخلي به سازمان اجتماعي «دموكراسي واقعي» و شعارهاي آن چناني دارد؟ البته حتي اگر به اين نتيجه برسيم كه اتفاقات اروپا هم بيداري است، چنين انتظاري نخواهد يافت كه مثلا مردم مادريد نيز، چون مردم قاهره شعار دهند و خواسته هاي يكسان داشته باشند. زيرا كه ماهيت بيداري از جايي به جاي ديگر با توجه به شرايط مختلف هر كشور فرق مي كند و همه كشورها در «بيداري» با يكديگر اشتراك خواهند داشت و همان گونه كه خواسته هاي مردم مصر عينا با بحريني ها يكي نيست، قطعا خواسته هاي معترضين ميدان پوئرتو دل سول هم با خواسته هاي بست نشينان ميدان التحرير يكي نخواهدبود.
اگر مردم كشورهاي اسلامي اين روزها خواهان پايان ديكتاتوري دركشورشان هستند و در نمازهاي جمعه مطالبه اسلام مي كنند، مردم كشورهاي اروپايي ناكارآمدي نظام اقتصادي ليبرال را شعار مي دهند و خواهان احقاق حقي هستند كه دراين سيستم از خود سلب شده مي بينند. مردم قاره سبز اين روزها شعار پوشالي بودن دموكراسي هاي تبليغاتي اروپا سر مي دهند و خواهان حق خود هستند. بيداري در اروپا هم در حال فراگيرشدن است. گويا مردم اروپا هم با تقليد از چادرهاي برپاشده درميدان التحرير مي خواهند نشان دهند كه بيداري فقط رنگ و بوي اسلامي ندارد و آن هم از خواب تبليغاتي زمستاني كه رسانه هاي جريان استكبار براي آنها تدارك ديده بودند، درحال بيدارشدن هستند.
تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ | 12:16 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
