بعداز تسخير بلتستان وزير زوآورسينگ براي حمله به تبت برنامه ريزي نمود. و حاكمان بلتستان نيز در اين حمله به او كمك كردند. از بلتستان و لداخ يك لشكر پنج هزار نفره آماده شد، وي با لشكر خود در سال 1841م به تبت حمله كرد و تمام تبت را فتح نمود. بعد از هفت ماه تبتيها با يك لشكر عظيم به لشكر دوگره حمله كردند. جنگ سختي درگرفت. و بيشتر سپاهيان لشكر دوگره كشته شدند. در اين جنگ وزير زوآورسينگ نيز كشته شد. بعد از كشته شدن او لشكرش از هم پاشيد و بازماندگان لشكر فرار كردند. تبتيها آنها را تعقيب نمودند و بسياري را كشتند. از شش هزار نفر فقط يك هزار نفر زنده ماندند. و بالاخره 700 نفر آنها نيز اسير شدند. و فقط 300 نفر توانستند فرار كنند. و آنها نيز بخاطر سرما مريض شدند.
شكست لشكر دوگره در تبت موجب تقويت روحية لداخيها و بلتيها شد. اگرچه راجه احمد شاه به دست تبتيها اسير شد. ولي بخاطر هدف مشترك باهم دوست شدند و او آزاد شد. همچنين براي آزادي لداخ و بلتستان برنامه ريزي كردند. و يول سترونگ كريم براي آماده سازي مبارزه به بلتستان اعزام شد. يول سترونگ كريم در بلتستان همراه راجه حيدر خان و كاظم بيگ رئيس سكردو با حكومت دوگره مبارزه را شروع كردند. و حاكمان محلي نيز با آنها همكاري كردند. چنانچه راجه حيدر خان حريف خودش سليمان خان حاكم شگر و محمد شاه پسر احمد شاه را دستگير نموده و زنداني كرد. بهگوان سينگ والي دوگره و لشكر او نيز در شگر زنداني شدند. و بلتستان از دست دوگره آزاد شد.
وقتي اين خبر به گلاب سينگ حاكم جمون رسيد او ديوان هري سينگ را با يك لشكر به لداخ فرستاد. و وزير لكهپت حاكم كشتوار را براي باز پس گيري بلتستان با يك لشكر بزرگ فرستاد. در سكردو راجه حيدر خان براي مقابله با وزير لكهپت آماده شده و راههاي ورود به بلتستان را بسته بود. راجه علي شير خان حاكم كهرمنگ كه در حمله اول دوگره به بلتستان نيز به وزير زورآور سينگ كمك كرده بود. دوباره براي ارائة خدمات به دوگره عازم كرگل شده و به لشكر وزير لكهپت ملحق شد. او آنها را راهنمائي كرد و چون راجه حيدر خان راههاي اصلي را بسته بود. علي شير خان لشكر دوگره را از راه شنگهوشگر(گلتري) بعد از عبور از رودخانة دراس به ديوسائي آورد. و از راه درة حسين آباد وارد سكردو شد. تا ورود لشكر وزير لكهپت به سكردو هيچ كس از حمله سيكها خبر نداشت. بخاطر ورود ناگهاني لشكر دوگره به سكردو راجه حيدر خان داخل قلعه كهرفوچو متحصن شد و درب قلعه را بست و لشكر دوگره قلعه را محاصره كردند. بعد از چند روز علي شير خان و محمد شاه با نگهبانان درب قلعه سازش كردند و در تاريكي شب وارد قلعه شده و همه را به قتل رساندند. راجه حيدر خان به همراه چند نفر در تاريكي شب فرار كرده و به شگر رفت، سپس به طرف يارقند فرار نمود، وقتي به درة تهلي رسيد راجه دولت علي خان حاكم خپلو توسط افراد خود، حيدر خان و همراهانش را دستگير كرده نزد وزير لكهپت آورد. او همه مبارزين را به قتل رساند و حيدر خان را به همراه خودش به جمون برد. و قلعه كهرفوچو را آتش زد. چون كه اين قلعه دوبار براي آنها مشكل ساز شده بود. و مي توانست دوباره مشكل پيدا كند، در اين آتش سوزي به جز مسجد تمام بخشهاي قلعه سوخت.
طبق گفته محققين در اين آتش سوزي كاخ هفت طبقة حاكمان سكردو نيز سوخت. و كتابهاي گرانبها و اشياي قيمتي فراوان ديگري نيز از بين رفت.
در سال 1947م پس از تقسيم شبه قاره مردم گلگت و بلتستان كه سالهاي مديد طعم تلخ استبداد خانوادة دوگره را چشيده بودند به چاره انديشي براي نجات از ستمگريهاي آنها پرداختند چون تمام مردم اين منطقه مسلمان بودند. ولي هنگام تقسيم، مسئولين دوگره كه هندو بودند تحت يك سازش سلاحها حتي كاردهاي آشپزي را از مردم جمع آوري نمودند. در تاريخ 13 اكتبر1947م گلگت بعد از جتگي سخت ميان مبارزين مسلمان و ارتش دوگره آزاد شد. وقتي اين خبر به بلتستان رسيد مبارزين بلتستان با مبارزين گلگت رابطه برقرار نمودند. گلگتيها در ژانويه 1948م به طرف بلتستان حركت كردند. مردم روندو با مبارزه ارتش دوگره را از منطقه خود بيرون كردند. در اين شرايط هر روز بر تعداد ارتش دوگره در سكردو اضافه ميشد. و لشكر به لشكر ارتش هاي دوگره بطرف سكرود مي آورد. در 11فوريه 1948م مجاهدين به پايگاه ارتش دوگره در سكردو حمله كرده و آنرا به محاصره درآوردند. براي كمك به ارتش دوگره به فرماندهي سرتيپ فقير سينگ يك لشكر بزرگ به بلتستان فرستاده شد. وقتي اين خبر به مبارزان رسيد در خارج شهر سكردو در كنار يك تنگه كه از آن فقط يك نفر مي توانست رد شود؛ جمع شدند و منتظر آنها ماندند. وقتي آنها به اين محل رسيدند مبارزان از سه طرف به آنها حمله كردند در نتيجه تعدادي زيادي كشته شدند و فقير سينگ و تعدادي از افراد لشكرش توانستند فرار كنند. در اين جنگ غنائم زيادي از جمله سلاحهاي پيشرفته ارتش دوگره بدست مبارزان افتاد كه در جنگ بعدي در شهر سكردو از آنها استفاده نمودند چون مبارزين سلاحهاي خيلي قديمي داشتند و لشكر دوگره به سلاحهاي پيشرفته مسلح بودند، اين سلاحها قدرت مبارزين را بيشتر كرد. بعد از آن لشكري از راه كهرمنگ به فرماندهي سرهنگ كرنل كرپال سينگ با سلاحهاي جديد به سكردو فرستاده شد. مجاهدين از اين خبر اطلاع پيدا كردند و براي جلوگيري از اين اقدام دستهاي از مجاهدين را به سوي پركوته فرستادند كه در اين منطقه با ارتش دوگره حدود چهل روز به نبرد پرداختند. در اين جنگ با وجودي كه تعداد ارتش دوگروه 1200 نفر بود و مجهز به سلاح هاي جديد بودند و در مقابل مجاهدين فقط 250 نفر بودند و از سلاح هاي قديمي استفاده مي كردند مجاهدين موفق شدند عدهي زيادي از سپاه كرپال سينگ را از بين ببرند و بقيه فرار كردند. در اين جنگ نيز مجاهدين سلاحهاي زيادي به دست آوردند. در سكردو مجاهدين هر روز محاصره را بر دوگرهها تنگتر كردند و چون ارتش دوگره نتوانست به كمك محاصره شدگان بيايد توسط هواپيما در شهر سكردو مواضع مبارزين را بمباران كردند. و بالآخره ارتش محصور دوگره به رهبري سرهنگ تهاپا مجبور به تسليم شد. آخرين نبرد بين ارتش دوگره و مبارزين آزادي بخش در منطقه پل كهرمنگ در گرفت، در اين جنگ مبارزين رودخانة سند در تهنگ و غندوس مستقر بودند به سوي لشكر دوگره در آنطرف رودخانه آتش گشودند، تعدادي زيادي از دوگرهها كشته شد و بعضيها از راه كوهها فرار كردند، بدين ترتيب به سلطة دوگرهها در بلتستان خاتمه يافت و در تاريخ 14 اگوست 1948م بعد از يكسال از آزادي پاكستان بلتستان آزاد شد.
بعد از آزادي بلتستان مجاهدين به طرف كشمير حركت كردند و تا كرگل و لداخ رسيدند و ارتش دوگره را شكست دادند كه در اول ژانويه 1949م آتش بس بين پاكستان و هندوستان اعلام شد كه در نتيجه آن كشمير بين هند و پاكستان تقسيم شد. و مردم بلتستان خودشان را به پاكستان ملحق نمودند ولي متاسفانه تاكنون از حقوق اساسي شهروندي در اين كشور برخوردار نيستند. كه در آخر فصل به آن مي پردازيم. اگر فداكاري و شجاعت مجاهدين را بنويسم خودش يك كتاب مستقل مي شود كه اينجا جايش نيست. در آن زمان از طرف پاكستان نيز كمك زيادي نشد. چون درميان پاكستان و بلتستان جاده نداشت. و از طريق هوائي نيز بعلت وجود كوههاي مرتفع و شرايط جوي نميتوانستند كمكي بكنند. مردم منطقه با سلاح هاي قديمي توانستند در مقابل ارتش تربيت يافته و سلاحهاي جديد مقاومت كنند و ارتش دوگره را از منطقه اخراج بكنند.
تاريخ : سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ | 4:53 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
