چنانچه قبلا گذشت سيك‌ها در پنجاب حكومت مستقلي تأسيس نموده بودند و مناطق كشمير تا ملتان را تحت تسلط خود در آورده بودند. در سال 1823‌م گلاب‌سينگ حاكم جمون شد. و او مي دانست كه حكومت سيك‌ها در پنجاب دوام نمي آورد، به همين خاطر او درجمون و كشمير حكومت مستقل خانوادة دوگره را بنيان گذاري نمود. او مناطق اطراف كشمير تا حوالي تبت را فتح نمود . و در سال 1835‌م به لداخ حمله كرد و لداخ را نيز جزء قلمرو دولت خود قرار دارد. در سال 1837‌م مردم لداخ از وي سرپيچي نمودند لذا وزير زورآورسينگ دوباره به لداخ حمله كرد. در دوران حمله لداخ چنانچه گذشت پسر احمد شاه مقپون محمد شاه از سكردو فرار كرده و پيش وزير زورآورسينگ آمده بود. و از طرف ديگر حاكم كهرمنگ راجه علي شير خان از دست احمد شاه ناراحت بود بطور مخفيانه با زورآورسينگ روابط برقرار نموده و او را براي حمله به بلتستان دعوت نمود و در ازاي آن قول داد تا در حمله بلتستان به او كمك كند. راجه احمد شاه پسرش را از لداخ دستگير كرده به سكردو آورد. از اين كار او وزير زورآورسينگ و گلاب‌سينگ ناراحت شدند. و اين يك بهانه براي حمله به بلتستان شد. و آمادگي براي حمله به بلتستان شروع شد. وقتي خبر حمله به احمد شاه رسيد او براي دفاع يك لشكر از خپلو به رهبري يول سترونگ كريم به طرف چهوربت فرستاد و يك لشكر بزرگ را از سكردو به رهبري دو برادر وزير غلام حسن و وزير غلام حسين بروپا به مرزهاي كهرمنگ فرستاد تا جلوي حمله دوگره ها را در مرز بگيرد. وزير زوآورسينگ از ليه به هنو رسيد. و يك لشكر ديگر از لداخ جمع كرد و به فرماندهي مدين شاه به طرف چهوربت فرستاد. و خود با لشكر خودش به طرف كهرمنگ حركت كرد. در منطقة تهموخون كهرمنگ جنگ سختي ميان دو طرف درگرفت. در مرحله اول لشكر دوگره از بلتي ها شكست خورد ولي به خاطر كمك راجه علي شير خان (حاكم كهرمنگ) به لشكر دوگره آنها توانستند وزير غلام حسن را به قتل برسانند. حاكم كهرمنگ حدودا‍ يك هزار نفر را بظاهر براي كمك به احمد شاه فرستاد. ولي به آنها گفته بود وقتي جنگ شروع شود از لشكر بلتي جدا شوند. و به زورآورسينگ كمك كنند و اين امر به اطلاع زورآور سينگ رسيده بود. زورآور سينگ به لشكر خودش گفت كه افراد علي شير خان درميان لشكر بلتي‌ها علائم مخصوصي دارند لذا آنها را نكشند، چنانچه وقت جنگ لشكر كهرمنگ از لشكر بلتي‌ها جدا شد. اين امر يك ضربة شديدي به لشكر سكردو وارد كرد. و آنها جنگ برده را باختند و فرار كردند. لشكر وزير زورآورسينگ نيز در تعقيب آنها به طرف سكردو حركت كرد. وقتي آنها به گول رسيدند راجگان خپلو كريس و طولتي نيز با لشكر خودشان پيش وزير زورآورسينگ آمد و اطاعت او را قبول كرد. و به همراه او بطرف سكردو حركت كرد. وقتي وزير زورآورسينگ به سكردو رسيد فرمانرواي سكردو راجه احمد شاه مقپون در قلعه كهرفوچو محصور شده بود. طبق نوشتة كننگهم و فرنيكي قلعه كهرفوچو تا دوازده روز محصور بود و بعد از آن بعلت كمي آب حاكم سكردو نتوانست مقاومت كند و مجبور به تسليم شد. ولي حشمت الله خان مدت محاصره را پانزده روز گفته و مي‌نوسيد: بعد از پانزده روز محاصره هيچ اثري از شكست ديده نشد. وزير زورآور سينگ و علي شير خان و مدين شاه براي چاره جويي به فكر افتادند. و علي شير خان به راجه احمد شاه قول داد كه اگر تسليم شود هيچ آزاري به او نخواهد رسيد فقط او به وزير سلام بكند. او نيز به علي شير خان اعتماد نمود و از قلعه خارج شده براي سلام به خدمت وزير زورآورسينگ رفت. سپاهيان او را دستگير نمودند و وزير زورآورسنگ سكردو را فتح نمود. تمام حاكمان بلتستان به جز حاكم روندو تحت فرمان وزير زورآورسينگ قرار گرفته بودند. وزير زورآورسينگ مدين شاه را با تعدادي از لشكريانش به استور فرستاد و بعد از بيست روز محاصره قلعه استور فتح شد. وزير راجه احمد شاه را اسير نموده و به همراه خودش به جمون برد. و پسرش محمد شاه را به حكومت سكردو نشاند. در ژانوبه 1840‌م بلتستان بطور كامل تحت تسلط دولت دوگره جمون در آمد.

تاريخ : سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ | 4:45 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |