در اصطلاح علم کلام امام عبارتست از شخصی که ریاست فراگیر و همگانی در همه امور دینی و دنیوی در جامعه اسلامی دارد.
اما در بین گروه ها و مذاهب اسلامی در شرائط و اوصاف معتبر در او اختلاف وجود دارد به طوری که بعضی از آنها امام را یک شخص عادی مانند سائر افراد جامعه اسلامی بلکه گاهی پایینتر از آن می دانند و تنها امتیاز وی ریاست بر جامعه اسلامی و دردست داشتن خلافت ونیابت از مقام رهبری امت اسلام یعنی رسول الله است لذا در جامعه اسلامی پادشاه و قیصر تعریف نشده است و چنین مقامی وجود ندارد.
اما دسته دیگر امام را نه تنها مقام جانشین و خلیفه رسول الله می دانند بلکه وی مانند رسول الله حائز منصب الهی است و منصوب و معین از سوی وی و رهبری و هدایت جامعه اسلامی در امور تکوینی و تشریعی را بدست دارد با این توضیح به برخی از تعاریف اشاره شده توسط متکلمان عامه و خاصه در توضیح و تشریح مقام امامت می پردازیم:
قاضی ایجی در المواقف:«قال بعض الناس الامامة : رياسة عامة فی امور الدين و الدنيا»
بعضی از مردم گفته که امامت يعنی رياست عامه در امور دينی و دنيوی.
ودر همان کتاب گفته:«الامامة خلافة الرسول فی اقامة الدين بحيث يجب اتباعه علی کافه الناس»
امامت يعنی خليفة رسول در اقامة دين به نحوی متابعتش برعموم مردم واجب است.
ابن خلدون در مقدمه معروفش امامت را چنین تعریف کرده است:«نيابة عن صاحب الشريعة فی حفظ الدين و سياسة الدنيا» يعنی نيابت از صاحب شريعت در محافظت دين و سياست دنيا.
سید شریف جرجانی در التعریفات می گوید : «الامام هو الذی له الرياسة العامة فی الدين و الدنيا جميعاً»
امام کسی است که براي او است تمام رياست عامه در دين و دنيا.
و در نهایت فضل بن روز بهان اشعری این چنین گفته : «خلافة عن الرسول فی اقامة الدين و حفظ حاجة الملة بحيث يجب اتباعه علی کافة الامة»
امامت يعنی خلافت از رسول در برپا نمودن دين و حفظ حاجت ملت به نحوی که اطاعتش بر همه مردم واجب است.
پس بنابر تعاریف متکلمین عامه امامت خلافت و نیابت از رسول الله و ریاست ورهبری مردم و حفظ جامعه مسلمانان است که اقامه دین و امور دینی از رسول اعظم(ص)به عهده دارد وریاست و زعامت جامعه مسلمانان به عهده اوست ونیز بر تمامی آحاد جامعه اسلامی اطاعت و فرمانبری از وی واجب و لازم می باشد.لکن شخص امام و خلیفه مسلمین بنا بر نظر متکلمین عامه تنها رئیس جامعه مسلمین است مانند اشخاصی که در عصر و زمان ما رئیس جمهور یک دولت هستند و ریاست امور اجرایی دولت به عهده اوست بنا بر این انتخاب و انتصاب وی توسط مردم یا افراد منتخب از ناحیه آنها امکان پذیر است و او اگر چه از حیث فضیلت و برتری (بنا بر قول مشهر اهل سنت) مقامی مساوی ویا حتی پایین تر از افراد جامعه را دارا باشد با این انتخاب و انتصاب ریاست و رهبری جامعه اسلامی را به عهده می گیرد چه این که افراد زیادی باشند که افضل تر و شایسته تر از او باشند لکن چون ملک و ریاست در دست اوست اطاعت تمامی آحاد جامعه حتی افراد افضل از او واجب است«الامام من حدثه الملک بالعمل والتبليغ»
پس باید توجه داشت که اگر شخص فاسقی بتواند ملک و ریاست را به دست بگیرد او امام است.!
علامه حلی (ره)در کتاب الفین :«الامامة رياسة عامة فی امور الدين والدنيا بالاصالة فی دار التکليف »
( امامت ریاست عمومی و فراگیر جامعه اسلامی در همه امور دین و دنیای آنها در دارتکلیف (دنیا)
وفاضل مقداددرشرح باب حادیعشر:«الامامة رياسة عامة فی امور الدين و الدنيا لشخص انسانی »
امامت يعنی رياست عامه در امور دينی و دنيوی برای شخص انسانی.
ومرحوم قاضی شهیدنور الله شوشتری دراحقاق الحق وازهاق الباطل:«الامامة هی منصب الهی حائز لجميع الشئون الکريمة و الفضائل النبوية وما يلازم تلک المرتبة السامية» .
(امامت منصبی الهی است که شامل همه شئون و فضائل نبوت است و همه آنچه که در آن مرتبه والا لازم وشرط است در امامت نیز شرط است )
مشاهده می کنیم در همین تعاریفی که برخی ازمتکلمین برجسته شیعه مطرح کرده اند ، آنچه که در تعریف امامت بیان می شود با تعاریف متکلمین عامه اگر چه از لحاظ لفظ نزدیک است لکن در محتوی بیانگر تفاوت عمیق بین اعتقاد این دو گروه است زیرا یکی (عامه)این منصب و مقام رامنصبی دنیوی و ظاهری می داند اما متکلم شیعی آن را منصب الهی بسان مقام نبوت و رسالت می داند بنابراین هر چه از شرائط و اوصاف در نبی شرط است ، در امام نیز شرط است و او نه تنها ریاست ظاهری و امور مادی جامعه را بر عهده دارد بلکه هدایت معنوی وباطنی جامعه و افراد مسلمان نیز در دست اوست زیرا او وصی و نائب و جانشین الهی مقام رسالت است.
تاريخ : سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ | 3:29 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
