تحریر: سید قمر عباس الحسینی حسین آبادی
1۔ میر سید علی همداني
میر سید علی همداني با ورود یک گروه از سادات ، واسلاف پیامبر اسلام(ص) از ایران آمدند و مردم بلتستان را گرویدن اسلام تشویق کردند ۔ برجسته ترین این سادات میر سید علی همداني بود۔
میر سید علی همداني كه لقب شاه همدان و علی ثانی و امیر کبیر در مناطق کشمیر و بلتستان شهرت دارد در روز دو شنبه 12 رجب 714 هجري در همدان متولد شد ۔پدرش سید شب الدین بن میر سید محمد حسین و مادرش فاطمه نام داشت۔ نسب میر سید علی همداني با شانزاده واسطه حضرت امیرا لمومنین علی عليه السلام از طریق امام حسین عليه السلام می رسد ۔ ایشان بیش از هفتاد جلد کتاب و جزوه در رشته تحریر در آورده است۔ از جمله آن می توان کتابی ‘‘شرح فصوص الحکم’’ ،‘‘ذخیرۃ الملوک و‘‘مودۃ القربی’’وغیره اشاره کرد۔[1]میر سید علی همداني نخستین بار از دّره زوجی له منطقه بلتستان وارد شد۔سفر اول وی در سال 783 هجري بوده است در آن زمان در سکردو مقپون غوطه چو سنگي حاکم بود۔ به تبلیغ میر سید علی همداني حاکم و رعایای سکردو اسلام قبول کردند۔ و وی در مقام كهری دونگ اولین مسجد را بنانمودند وبعد در گمبه سکردو یک مسجد جامع را احداث کرد و در آن نماز جمعه و جماعت اقامه نمود۔[2]
آری میر سید علی همداني کسانی را كه در بلتستان و کشمیر سالها بت پرست بوده اند ۔ آئین اسلام و مذهب حقه شيعه اثنا عشری راهنمائی نمود بخاطر این کار بزرگ وی حکیم الامت شاعر بزرگ پاکستان علامه اقبال درباره ایشان می گوید
سید السادات سالار عجم دست او معمار تقدیر امم
مرشد آن کشور مینو نظیر میر ودرویش و سلاطین را مشیر
جمله را آن شاه دریا آستین داد علم وصنعت وتهذيب ودین
آفرید آن مرد ایران صغیر با هنرهای غریب و دلپذیر
یک نگاه او گشاید صد گره خیز و تیرش را بدل راهي بده[3]
مذهب میر سید علی همداني
مورخان اهل سنت نظر شان بر این است كه میر سید علی همداني سنی و فرقه شافعی تعلق داشتند ۔اما مورخان شيعه دو گروه اند بعضی همچون قاضی نورالله شوشتری او را شيعه و بعضی در این باره ساکت ماندند۔[4]
اما دلائل و قرآینی وجود دارد كه او شيعه اثنی عشری بوده است۔
1۔ در منابع قدیمی اهل تشیع وی شيعه اماميه معرفی شده است ۔ مانند قاضی نور الله شوشتری كه در قرن دهم هجري زندگی می کرد او را یکی از شخصیت برجسته ی شیعی معرفی می کند[5]
2۔ اگر کتابهاي او بویژه ‘‘مودۃ القربی ’’ كه در فضائل ذوات خمسه و اهل بیت و طهارت است و ‘‘اربعین فی فضائل امیرالمومنین و السبعین فی فضائل امیرالمومینین’’را نگاه کنیم شکی باقی نمی ماند كه او شيعه بوده است۔
3۔ دکتر محمد معین در کتاب حافظ شیرین سخن، دکتر ذبیح الله صفاء در کتاب تاریخ ادبیات ایران و آغا بزرگ تهراني در کتاب الذريعه میر سید علی همداني را شيعه امامی معرفی کرده است۔[6]
4۔ بعضی از دانشمندان منطقه بلتستان مانند حجة الاسلام والمسلمین سید علی الموسوی، جناب یوسف حسین آبادی، جناب حسن حسرت هم ایشان را شيعه امامی معرفی کردند۔[7]
5۔ مصنف اختر درخشان درباره مذهب وی می گوید ‘‘ وقتی ما نگاه به سنگ مرقد سید شرف الدین و کتابی میر سید علی همداني همچون مودۃ القربی می کنیم شک و ابهامي باقی نمی ماند كه او پیرو مذهب شيعه امامی بوده است[8]
6۔کتاب دعاوی كه به میر سید علی همداني منسوب است تمام اعمال، وظائف و دعاهای روز مرّه كه نقل شده است طبق اعمال و دعاها و وظائف شيعه امامی است۔ مثلا در آذان علی ولی الله ،حی علی خیر العمل وجود دارد۔[9]
7۔ تمام مورخان چه شيعه و چه سنی نوشته اند كه بار سوم او با هفتصد 700 علمای سادات از ایران برگشتند ۔ این 700 علمای سادات می توانند قرینه بر شيعه بودن او باشند ۔
2۔ سید محمد نور بخش
متکلم ،صوفی ،عارف وشاعر معروف سید محمد نور بخش از ذرّيه حضرت امام موسی کاظم عليه السلام بود و با دوازده واسطه نسبش امام موسی کاظم عليه السلام می رسد ۔پدر سید محمد كه محمد بن عبدالله نام دارد عربی الاصل است و در قطیف دنیا آمده و جدش درلحصا دنیا آمده است۔ لذا سید محمد در بعضی از اشعارش سید محمد لحصوی و در بعضی سید محمد نور بخش استفاده می کرد۔
پدر سید محمد نور بخش بقصد زیارت حضرت علی بن موسی مشهد آمد و در شهر قائن سکونت اختیار کرد و در همانجا ازدواج نمود۔ سید محمد نیز درهمین شهر در سال 795 دنیا آمد۔[10]
مولف مجالس المومنین دربارہ او می نویسد:
‘‘نسب شریفش به هفده واسطه به حضرت امام موسی کاظم می رسید مولد پدرش محمد بن عبدالله قطیف ومولد جدش لحصاست ولهذا در بعضی غزلها لحصوی تخلص می نماید و در بعضی نور بخش ۔پدران ایشان هميشه اختصاص داشته اند به آنكه در ميانه ایشان شخصی از اهل حال بودہ یا سالک و پدرش ترک وطن کردہ طریق تجرد و انقطاع پیش گرفت وبه عزم زیارت امام الانس والجن علی بن موسی الرضا به خراسان توجه فرمودہ وبعد از ادراک شرف آستان بوسی آن روضه متبركه در قصبه قاین توطن و تاهل اختیار نمود و حضرت میر در شهور سنة خمس و تسعین و سبعمائة در قاین متولد شدہ اند و در سن هفت سالگی قرآن را حفظ نمودہ به اندک فرصتی در جمیع علوم متبحر گشتند’’[11]
وی در قلیل مدت در جمیع علوم مهارت خاصی پیدا کرد و بعد از آن او در جمیع مریدان خواجه اسحاق ختلانی در آمد وخواجه اسحاق ختلانی نائب و خليفه میر سید علی بود و لقب نور بخش را نیز خواجه اسحاق ختلانی سید محمد داده است[12]
خواجه اسحاق ختلانی آخرین خرقه پوش و مرید سید علی همداني بود كه آن را بدست خود سید محمد نور بخش پوشانید و او را مسند خلافت و ارشاد و سیر و سلوک نشانید و از این طریق سید محمد نور بخش خود پیرو و رهبر صوفيه و اهل طریقت شد و از آن بعد فرقه صوفيه نوربخشيه وجود آمد۔ از او آثار ارزندہ به نظم و نثر باقی ماندہ است از جمله : سلسلة الاولیاي یا شجرہ مشایخ،صحيفة اولیاء،رساله الانوار،نجم الهدي،کشف الحقيقه فی بیان عوالم الکثرہ والواحدہ ،ارادت و معاش السالکین ، انسان نامه ، الفقه الاحوط،منظومه تفسیر سوره حشر،دیوان شعر۔
نوربخش دروس فقه و اصول را در محضر علامه حلي كه از اعاظم علماي اماميه بوده است و فراگرفت۔ در رساله اي كه به او منسوب است عقائد شيعي خويش را به وضوح بيان كرده كه ترجمه سطوري آزاد را در اينجا مي آوريم:
‘‘انجام فريضه جهاد اعم از جهاد اکبر و جهاد اصغر نیاز به حضور امام مذکر،بالغ ،آزاد،عاقل،مسلمان عادل،عالم،شجاع،سخی،تقی،قرشی بلكه هاشمی بلكه علوی و حتی فاطمی دارد در جهاد اصغر این مقدار ویژیگی ها برای امام کافی است۔ اما در جهاد اکبر علاوہ بر صفات مزبور باید ولی کامل بودہ در مقام ولایت حالات هفتگانه و انوار گوناگون غیبی و مکاشفات و مشاهدات و۔۔۔را دارا باشد۔’’
وی در همان ساله هنگامي كه به بحث نکاح موقت می رسد اینطور نظرش را بیان می کند:
‘‘نکاح متعه كه از آن به عنوان عقد موقت تعبیر می شود در دین اسلام صحیح وجایز و شایع بودہ کسی در رواج آن در زمان حضرت پیامبرخدشه نکردہ است وتایید پیامبر قابل عمل است و هيچ تغییر در آن حادث نشدہ است کسی كه تغییر حکم و عدم جواز آن را به دلیل اجماع ادعا می کند در خطا هست چون بسیاری بزرگان امت آن را تایید کردہ اند و اجماع در صورتی انعقاد می یابد و قابل ادعاست كه کسی مخالف وجود نداشته باشد ۔وقتی حاکم مقتدر دستوری بدهد و دیگران از ترس سکوت کردہ جرات مخالفت نداشته باشند چون در صورت اعتراض و مخالفت جان وناموس شان در خطر است این امر را اجماعی نمی گویند پس اجماعی در اینجا وجود ندارد و من وظيفه دارم تا پردہ های بدعت را از دین وشریعت محمدی برداشته وآنچه حضرت خود آوردہ و در زمانش معمول بودہ زندہ کنم’’[13]
مذهب سید محمد نور بخش
در شيعه بودن سید محمد نوربخش هيچ شکی نیست دلائل و قرآینی بر این وجود دارد۔
1۔تشیع در خانواده ایشان از نظر وراثت انتقال يافته است چونكه نسبت ایشان هفده واسطه به حضرت امام موسی بن جعفر عليه السلام می رسد۔
2۔دوم اینكه جدش سید عبد الله دعوت شیعیان احساء به آن منطقه مهاجرت کرده بودند ۔ محلی كه در آن سید محمد نوربخش زندگی می کردند همه شيعه بودند۔پدرش سید محمد برای زیارت امام رضا عليه السلام خراسان سفر کرده و بعد از مشرف شدن زیارت در قائن مقیم شده است و با دختری از خانواده ای سر شناس از شیعیان قائن ازدواج نموده است و از همان خانم سید محمد به دنیا آمد۔[14]
3۔تشیع در نسبت روحانی ایشان نیز روشن است كه سلسله مشایخ او اولاً امام هشتم عليه السلام می رسد۔ و مشایخ او تا زمان شهيد نجم الدین کبری در تقيه بوده وبعد از او خصوص علاو الدوله سمنانی و میر سید علی همداني و خواجه اسحاق ختلانی در نوشته ی خود علناً شيعه بودن خودشان را بیان نموده اند۔ قاضی نورالله می نویسد كه مخفی نماند كه جناب خواجه اسحاق ختلانی كه در اصل سید نیز بوده هميشه مذهب شيعه اماميه را ترویج می کرد ۔[15]
4۔سید محمد نوربخش درباره نهضت خویش می نویسد:‘‘نسبت من قریشی و هاشمی و علوی و فاطمی و حسینی و کاظمی است و علوم شريفه جعفری پیرو آدم الاولیا حضرت علی عليه السلام هستم’’۔[16]
5۔در دائرۃ المعارف اسلاميه اردو نوشته است كه بلتی ها را در قرن هشتم هجری برابر با قرن چهاردهم میلادی سید علی همداني و بعد از او خليفه او سید محمد نور بخش مسلمان نمود او بلحاظ مذهب شيعه بوده است[17]۔
3۔ میر شمس الدین عراقی
میر شمس الدین عراقی با 50 الی 60 نفر از مریدان و شاگردان بسوی اسکردو حرکت کرد۔ [18]
میرنجم الدین ثاقب می نویسد:
بعهد حکومت مقپون بوخا زهجرت دو تا یک الف وعین ومیم
تبت رسید میر شمس الدین العراق همی کرد تعلیم و تبلیغ عظیم
میر شمس الدین عراقی در اسکردو فعالیت تبلیغی و دینی خود را شروع کرد و توانست جمعیت زیادی را تشیع هدايت کند بویژه پس آنكه می گویند راجه (پادشاه) آنجا مرض صعب العلاج مبتلا بود۔ خدا وند از دست میر شمس الدین عراقی او را شفا بخشید كه موجب اسلام و تشیع بیش از بیش مردم سکردو بلتستان از جمله راجه آن منطقه شد۔[19]
میر شمس الدین عراقی با دیدن چنین وضعیتی مناسب برای تبلیغ شاگردان و مریدان خود دستور تخریب بت خانه های منطقه را داد[20] و امر کرد كه جای بتخانه ها مسجد بسازند تبلیغ آنان باعث شد كه مردم از رسم و رسومات هندو و بودائی دست کشید ند و آئین اسلام را پذیرفتند [21]
مردم بلتستان و حاکم آنان ازمیر شمس الدین عراقی تقاضا کردند كه برای تبلیغ و قرآن آموزی بعضی از شاگردان خود را در آنجا مستقر سازد ۔ میر شمس الدین عراقی این تقاضا را قبول کرد و بعضی از شاگردان از جمله ملک حیدر را در همانجا برای تبلیغ مامور کرد۔[22]
میر شمس الدین عراقی وقتی كه دید كه بزرگترین مانع پیشرفت اسلام همین بت خانه ها هستند چون هندو علاوه بر فعالیت غیر اسلامی در آن عليه مسلمانان نیز توطئه می کنند لذا تصمیم برای تخریب آن گرفت۔ لذا بت خانه های زیادی را ویران کرد تا اینكه ‘‘مکسر الاصنام’’ یعنی ‘‘بت شکن’’ لقب گرفت ۔
مذهب میر شمس الدین عراقی
دلائل شيعه بودن وی زیادی وجود دارند ما اینجا اختصاراً بعضی را مطرح می کنیم
1- سید عباسی کریسی در کتاب ‘‘کاشف الحق’’ ،روشن علی هندی در ‘‘مقدمه تنویر سراج’’، عبد الرشید انصاری در کتاب ‘‘بلتستان كي مذهبی حالات ’’شیخ اکرام در کتاب ‘‘آب کوثر’’ و محمد اعظم در کتاب ‘‘واقعات کشمیر’’ میر شمس الدین عراقی را شيعه اماميه معرفی کرده است۔[23]
2- بر سر كتبه ي قبر وی اسامی ائمه دوازده گانه طبق شیعیان نوشته شده است ۔
3- دلیل دیگری این است كه اگر او نوربخشيه بوده است پس شیعیان کشمیر و بلتستان کی و توسط چه کسی مذهب اماميه پیوستند ؟ چون بعد از وی عالم این بزرگی این مناطق نیامده است كه مذهب تشیع را این اندازه گسترش داده باشد ۔
4- اگراو نوربخشيه بوده اکثریت فعالیت را ایشان درکشمیر انجام داده است در حالیكه در زمان فعلی حتی یک نفر از نور بخشيه در کشمیر (وادی) وجود ندارد [24]۔
5- اگر او نوربخشيه بوده حدّ اقل از ذرّيه اش کسی بر نور بخشيه بطور طبیعی باقی می ماند و یا حتی در شجره نسب شان آن اشاره می شد در حالیكه حتی یک نفر از نسل وی نور بخشيه نیست و نه در شجره نامه آنان آن اشاره شده است[25]
6- محمد دین فوق در تاریخ کشمیر می نویسد؛ سید محمد كه لقبش میر شمس الدین عراقی است در دربار میرزا حسین والی خراسان یک منصب دار بود كه از طرف ایشان کشمیر آمد و ایشان شيعه بود و می خواست در این مناطق(کشمیر وبلتستان) تبلیغ مذهب شيعه اماميه نماید۔[26]
4۔ سید حسین رضوی قمی
سید حسین رضوی قمی فرزند سید محمد قمی بوده وی در سال 821 هجري قمری از طریق پاکستان کنونی وارد کشمیر شد ۔ ایشان حدود پنجاه سال ترویج اسلام و نشر مذهب اهل بیت عليهم السلام در کشمیر، تبت ،بلتستان، کرگل و لداخ مشغول بود۔[27]
سید حسین رضوی قمی علاوه بر علم و اخلاق ،کرامات زیادی را در مناطق مذکور نشان داد۔ او در هشتم شعبان المعظم 871 هجري قمری در کشمیر دار فانی را وداع گفت و در همان جا خاک سپرده شد۔ سلسله سادات رضوی از دودمان سید حسین رضوی قمی در طول تاریخ ،علمای بزرگ را جامعه تحویل داد كه تبلیغ و ترویج دین اسلام و مذهب اهل بیت عليهم السلام در کشمیر ،بلتستان و در دیگر مناطق جهان پرداختند۔
5 ۔ میر دانیال
میر دانیال فرزند میر شمس الدین عراقی مدتی در سکردو بود وقتی میرزا حیدر دوغلات در کشمیرحکومت رسید در سال 956 هجري میرزا حیدر سکردو آمد و آز آنجا میر سید دانیال را اسیرکرد و ایشان را برای یکسال زندانی نمود سپس قول میرزا حیدر جرم اینكه کلمه شهادت منافی شرع است در تاریخ 4 صفر 957 حکم قاضیان درباری او را شهادت رساند۔[28]
6۔ برادران طوسی: (شاه ناصر طوسی و سید علی طوسی)
طبق روایات محلی این دو برادر در سال 1550 تا 1590 میلادی از شهر طوس ایران اشاره غیبی امام علی بن موسی الرضا عليه السلام به این منطقه آمدند۔ این دو سید بزرگوار از نسل امام رضا عليه السلام بودند۔ از این معلوم می شود كه در شيعه بودند۔ این دو برادر هيچ شکی وجود ندارد۔ برادران طوسی در زمان راجه یبگو سکیم از یارقند راه سلتورو منطقه خپلو رسید و در منطقه تهغس سکونت اختیار کردندو در تبلیغ مذهب اهل بیت اطهار عليهم السلام مشغول شدند۔[29]
میر نجم الدین ثاقب درباره ورود این دو برادر می نویسد
ازان بعد بزرگی از کاشغر سال دوتا و یک طا وجیم
بیاید ز راه سلتورو همی برای اشاعت دین کریم
همی کرد تاکید بر امر دین بتعمیر مسجد بد شوق عظیم
کننده بنای جامع شگر همی شاه ناصراسمش کریم
تحت حکومت چو دبله خان نمود جلو رسم شاه قدیم
آنان در منطقه تهغس یک مسجد بنا نمودندو طرف شگر رفتند و آنجا یک مسجد بزرگ را ساختند و مردم را احکام ومعارف اسلام رهنمائي کردند۔سید ناصر طوسی در محله چهوترن شگر اقامت گزید و او در کوهی كه در بالای محله بود، عبادت می کردند بعد از مدتی در همان کوه غایب شد۔ اما سید علی طوسی از شگر سکردو آمد و در این منطقه مشغول تبلیغ شد و در منطقه کواردو اقامت نمود او در کواردو یک مسجد بزرگ بنا نمود تاحال این مسجد موجود است او درسال 1081 هجری در همین منطقه از دنیا رفت و کنار مسجد دفن شد ۔ آلان قبر مبارک این سید بزرگ زیارت گاه مردم بلتستان است ۔[30]
5 ۔ آثار علمی وفرهنگی بلتستان
بزرگترین آثاری كه این علماء در منطقه بلتستان بجا گذاشتند، اسلام ناب محمدی بود كه عبارتست از همان تعلیمات ومعارف ظاهری و باطنی اهل بیت عظمت وطهارت علیهم السلام از آن زمان تا امروز این آثار باقی هستند۔بحمدالله امروز اکثرمردم بلتستان محب اهل بیت عظمت و ولایت هستند و پیروان مکتب اهل بیت هستند۔ بعضی از علماء مکتب اهل بیت را در بلتستان ترویج دادند ۔بعضی دیگر تداوم بخشیدند اما اهداف همه ترویج مکتب اهل بیت در بلتستان بود ودر این راه خداوند متعال آنان را موفق کردند۔این علما و مبلغین همه مذهب شیعی داشتند ومذهب شیعه را در منطقه گسترش دادند ولی بعداً بعلت بعضی افراد مغرض شیعه را تقسیم نمودند۔هر چندبرخی نویسندگان معاصر نوربخشی این حقیقت را نمی خواهند قبول کند و این مطلب را ردّ می کند و می گویند كه مذهب شیعه بعد از ورود اهل سنت بلتستان توسط شیخ جواد ناصرالاسلام رواج یافته است۔درحالی كه تشیع از قرن چهاردهم در بلتستان ریشه داشت بعنوان دلیل ما چند مورد را ذکر می نمائیم ۔
صاحب کتاب المنجد در کتاب اعلام خودش درباره بلتستان می نویسد: کورة جبلیة واقعة علی حدود الهند الشمالیه الغربیة جبال ومثالج من اعظم جبال ومثالج العالم وسکان شیعیون [31]
قاضی نور الله شوشتری می نویسد: تبت نام دو ولایت است قریب کشمیر یکی بنام تبت صغیر و دومی بنام تبت کبیر درسنه الف میر علی رای كه الحال حاکم تبت است۔ وهمگی از حاکم و سپاهی و رعیت شیعه امامیه با اخلاص اند۔[32]
در قرن 14 تا 17 میلادی علمای كه در بلتستان برای تبلیغ و نشر علوم آل محمد آمدند اکثراً صاحب کتاب بودند ودر بلتستان کتابهای زیادی را تالیف و تصنیف کردند مردم این منطقه از این کتاب نسخه برداری نموده ودست بدست تقسیم شده اند دربلتستان آثار علمی گذشتگان تا حال موجود است۔
6۔شعرای شیعیان بلتستان
دورِمتقدمینِ شاعریِ بلتستان تا 1840ء به اوج رسيده بود اما به دست دوگره ها خاتمه یافت۔ شاعر معروف این دور میر نجم الدین ثاقب در زبان فارسی کتاب تاریخی منظوم بنام ‘‘شغر نامه’’ نوشتند در حالیكه ایشان قبل از 1748 میلادی دومین منظوم کتاب بنام ‘‘فصل الخطاب’’ تکمیل کردہ بودند۔
سید ابوالعلی تحسین متوفی(1776ء)نیز در همين زمان دیوانی بنام سفينة التحسین در زبان فارسی نوشته اند ۔ علاوہ از این دو شعرا مذکور میر سید علی رضوی متخلص سید،سید فاضل متخلص فضلی ،شیخ کاشف الغطاء،شیخ محمد رضا تهراني بودہ نیز شعرای معروف در این منطقه بودند۔
7۔آثار تاریخی بلتستان از قرون 14 تا 17
1. خانقاه گمبه سکردو این خانقاه بدست میرسید علی همداني ساخته شد این خانقاه در منطقه گمبه سکردو كه از مرکز سکردو 12 کیلومتر دور است واقع است در حال حاضر این خانقاه بازسازی شده است۔
2. جامع مسجد حسین آباد این مسجد نیز یکی از قدیمی ترین مساجد است چند سال قبل این مسجد با سعی و تلاش مردم منطقه باز سازی شده است ۔
3. مسجدچقچن در سال783 هجری ساخته شده است۔این مسجد در منطقه خپلو واقع است این مسجد در مراحل مختلف ساخته شد و تکمیل رسیده است زیرا در سال 783 هجری میر سید علی همداني بنیان نهادند و قسمتی از آن را ساخت تا اینكه در سال 911 هجری سید شمس الدین عراقی این ساختمان را تکمیل کرد لذا از آغاز تا تکمیل 129 سال وقفه ایجاد شد۔
4. مسجد امیر پهروا توسط میر سید علی همداني در منطقه خپلو ساخته شد و در سال 786 هجری این مسجد تکمیل رسید۔این از نظر زیبایی ،زیبا ترین مسجد شمار می آید۔
5. جامع مسجد برقچهن در سال 797 در منطقه خپلو توسط میر سید علی همداني ساخته شده است۔سقف این مسجد ستون ندارد۔
6. مسجد كهری دونگ شگراین مسجد دارای دو طبقه است كه طبقه اول مخصوص نماز خواندن در زمستان و طبقه دوم مخصوص نماز در تابستان است و هر دو طبقه بدون ستون ساخته شده است۔
7. مسجد امبورک توسط میر سید علی همداني ساخته شد و بنام مسجد امبورک معروف شد۔بالای درب این مسجد کلمات زیر نوشته است
انت یا الله لا اله الله محمد رسول الله اللهم صلی علی محمد وآل محمد۔
در محراب این کلمات ثبت است
یافتاح یا الله یا رحمن یاملک یا قدوس نصر من الله وفتح قریب وبشر المومنین۔
8. مسجد چهه برونجی در منطقه شگر واقع است دربالای درب مسجد این کلمات نوشته است لا اله الا الله محمد رسول الله
9. مسجد موی مبارک در منطقه كهرمنگ بیما واقع است این مسجد طبق روایات مردم منطقه خیلی مستجاب الدعوه است در مسجد صندوقچه ای آویزان است و در آن موی مبارکی كه منسوب به پیامبر اکرم (ص) نگهداری می شود می گویند كه این موی مبارک را یک درویش به حاکم كهرمنگ علی شیر خان انچن هدیه نموده است[33]۔
10. خانقاه خپلو را میر سید محمد بنانمود در مرکز خپلو این خانقاه واقع است در سمت راست درب ورودی احادیث ذیل کنده شده است۔
ü علی حبه جنة قسیم النار والجنة
وصی المصطفی حقا امام الانس والجنة
ü لولاک لما خلقت الافلاک ولو لا علی لماخلقتک۔
ü حب علی ابن ابی طالب حسنة لا یضر السیه وبغضه سیه لا ینفع حسنه۔
ü ان لی الجنة نهرا من لبن لعلی وحسین و حسن صلوٰة الله علیهم
برسر درب این خانقاه اشعار های فارسی ذیل کنده شده است۔
اوصاف علی به گفتگو ممکن نیست گنجایش بحر در سبو ممکن نیست
من ذات علی بواجبی نشناسم لیکن دانم كه ذات او ممکن نیست
11. مسجد بانپی نیز یکی از آثار علماء شیعه امامیه است كه در منطقه خپلو ساخته شد۔
12. خانقاه تهغس را سید علی طوسی و سید ناصر طوسی در سال 1012 هجری بنانهاده است۔
13. خانقاه کواردو و خانقاه کریس نیز آثار تاریخی شیعیان بلتستان است۔
علاوه از این آستانه میر سید محمد، آستانه میر عارف و میر اسحاق، آستانه سید علی طوسی، آستانه میر مختار ،میرسید جلال الدین و سید محمد شاه، آستانه محمود طوسی و سید حیدر طوسی هم از آثار شیعیان منطقه است۔
[1]- سهروردي، غلام حسین ، تاریخ بلتستان ص 171-
[2]- حسین آبادی ،یوسف ، بلتستان پر ایک نظر،سکردو شبیر آفست پرنتر،جولائی 1984، ص 46-
[3] - جاوید نامه، ص185-
[4] - موسوی،سید باقر، اختر درخشان، ص 87-
[5] - شوشتری، نور الله ،مجالس المومنین، ج 2 ص 118-
[6] -سهروردي، غلام حسین ،تاریخ بلتستان،ص60-
[7]- مصاحبه از آینان گرفته بودم-
[8] -موسوی، سید باقر، اختر درخشان ص77-
[9] -همداني،سید علی ، دعوات صوفيه اماميه ، فرقه سید خورشید عالم ، ص 62- 63 -
[10]- شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المومنین،ج 2 ص 143-
[11]- شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المومنین،ج 2 ص 143،147،148-
[12]- مجهول المولف ،بهارستان شاھی، تنظیم دکتر اکبر حیدری، ص 38-
[13]۔ شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المومنین،ج 2 ص148-
.[14] انساب خاندانهای نوربخش،ص 13، شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المومنین ، ص143-
[15]۔ شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المومنین ،ج2،ص 147-
[16] -مشتاق علی،ص 27-
[17] -دائرۃ المعارف اسلاميه اردو،دانشگاہ پنجاب ،لاهور،ج4،ص 755-
[18] -کشمیری، محمد علی ،تحفة الاحباب ،مترجم ،آخوند زادہ ،محمد رضا ،ص 405-
[19] -کاظمی، سید انیس، میر شمس الدین عراقی بت شکن ص 12-
[20] -کشمیری، محمد علی ،تحفة الاحباب ،مترجم ،آخوند زادہ ،محمد رضا ،ص406-
[21] -بیشترین جمعیت بلتستان تا هنوز شيعه اماميه هستند
[22]- کشمیری، محمد علی ،تحفة الاحباب ،مترجم ،آخوند زادہ ،محمد رضا ،ص410-
[23]- سهروردي، غلام حسین ،تاریخ بلتستان،ص86-
[24] -متو، غلام محمد تاریخ تشیع در کشمیر ،ص 79-
[25] -متو، غلام محمد تاریخ تشیع در کشمیر ،ص 79-
[26] -محمد ،دین فوق، تاریخ کشمیر ،ج2،ص12-
[27]- رضوی ،سید اعجاز حسین ، تاثیرات انقلاب اسلامی ایران در کشمیر ،ص 75-
[28]- کاشمیری ، حیدری ، دکتر اکبر ،تاریخ کشمیر بهارستان شاھی، ص122-
[29]- مولوی ،حشمت الله خان ، تاریخ جمون، ص592 ، لاهور،چاپ 1968-
[30] ۔ کاشمیری ، حیدری ، دکتر اکبر ،تاریخ کشمیر بهارستان شاهي ،چاپ 1614، ص 115- حسین آبادی، یو سف، تاریخ بلتستان ،فروری 2003،ص25-
-[31] المنجد،اعلام ،ص 87-
[32]- شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المومنین،ج1،ص 118-
.: Weblog Themes By Pichak :.
