در سال دهم بعثت، اندکي پس از نجات از «شعب» [4] مادر گرامي خويش را که رنجهاي ده سال مبارزه و تحمل و بويژه فشار سختيهاي محاصره اقتصادي رنجورش ساخته بود از دست داد؛ فاطمه (عليهاالسلام) بيمادر شد و اين هر چند سخت رنجآور و مصيبتبار بود اما بيش از پيش او را در کنار پدر و در دامان تربيت پيامبر (ص) قرار داد... در هشت سالگي، اندکي پس از هجرت پيامبر، همراه سير بانوان خاندان پيامبر (ص) و با همراهي علي عليهالسلام از مکه به مدينه آمد [5] و باز در کنار پدر قرار گرفت، در مشکلات مختلف زندگي پيامبر در مدينه، همواره فاطمه (عليهاالسلام) با او بود؛ در جنگ احد پس از آنکه مسلمين مجبور به عقبنشيني و پناه گرفتن در کوه شدند فاطمه (عليهاالسلام) سراسيمه از مدينه به اردوگاه پيامبر آمد و همراه امير مؤمنان علي عليهالسلام به مداواي زخمهاي پيامبر (ص) پرداخت [6] .فاطمه (عليهاالسلام) با اسلام بزرگ شد. با اسلام و قرآن همراه بود، در هواي وحي و نبوت تنفس ميکرد و ميباليد، زندگيش از زندگي پيامبر (ص) جدا نميشد، حتي با وجود ازدواج و فرزندداري خانهاش متصل به خانه پيامبر بود، و پيامبر (ص) بيش از هر جاي ديگر به خانه فاطمه رفت و آمد داشت؛ هر بامداد پيامبر (ص) پيش از رفتن به مسجد به ديدافاطمه ميرفت [7] و خدمتکار پيامبر (ص) ميگويد: آن گرامي چون ميخواست به سفري برود با آخرين کسي که وداع ميکرد فاطمه بود، و چون باز ميگشت پيش از ديدار هر کس نزد فاطمه ميرفت [8] ... و سرانجام در آخرين ساعات زندگي پيامبر (ص) نيز فاطمه بر بالين او بود و ميگريست و پيامبر عزيز او را دلداري ميداد که پيش از ديگران به پدر خواهد پيوست. [9] .
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ | 23:58 | نویسنده : ارشادحسین مطهری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
